آموزش ابتدایی

آموزگاران نکات زیر را مورد توجه قرار دهند.

-    دانش آموز عدد هر دسته را بدون جدول وبا نمایش چوب خط بیان می کند ومی نویسد.

-  چوب خط ابزاری است که دانش آموز اعداد دورقمی خارج از جدول را راحت تر با آن می شناسد.

-  درپایین صفحه محور اعداد معرفی می شود.

-  آوردن محور اعدادبه خاطر این است که دانش آموز عدد رابا مفهوم طول بشناسد.

-    روی محور خطوط مربوط به مضارب 5 بزرگتر کشیده شده است که دانش آموز نگاه و دید مربوط به 5 را داشته باشد.

صفحه 110

در این صفحه آموزگاران نکات زیر را مورد توجه قرار دهند.

-  در این صفحه جمع دوعدد باکمک انگشتان مطرح است.

-  برای مثال درجمع = 6 + 7 دانش آموز ابتدا عدد 7راکه 2و5 است با 2 تا انگشت  و5 تا که بر روی شانه (ذهن مجرد) قرار دارد ،باید نشان دهد.( آموزگارمی تواند به طور مجسم یک چینه ی 5 تایی را روی شانه ی خود بگذارد و2تا چینه را به طرف شانه ی خود ببرد وعملاً7 را به این شکل نشان دهد.) همین طوربه دانش آموزبگویید وقتی 2 انگشت خود را به طرف شانه می بریم ،یعنی 2تا و5 تا . برای عدد 6 نیز به همین شکل ، یعنی 1 انگشت به طرف شانه می بریم . دانش آموزان باید بداند که 5 تا نیز بر روی شانه  قرار دارد.

-   دانش آموز با اشاره به شانه هایش باید بگوید  « 5 تا با 5 تا می شود 10 تا » ،« 2 و1 هم می شود 3 تا که روی هم می شوند 13 تا »

-   در این جمع ها تأکید روی مبنای 5 است که دانش آموز باید آن رادر ذهن خودنگه دارد.

-   دانش آموز در انتقال باقی مانده های 5  یعنی 2 و1.آزاد است که انتقال بدهد یا ندهد.

-    به دست آوردن حاصل جمع به این شکل :1-قدرت ذهنی دانش آموز را بالا می برد.2-تفکر عددی را در دانش آموز پرورش می دهد.3-نگه داشت عدد ها در ذهن وقدرت حافظه را بالا می برد.4-باعث سرعت محاسبه در دانش آموز می شود.

-   آموزگاران توجه داشته باشند که این صفحه نیاز به تمرین فراوان دارد تا دانش آموزان با این روش خو گرفته ومسلط شوند

صفحه 114

 

در این صفحه آموزگاران نکات زیر را مورد توجه قرار دهند.

-    دانش آموز باید بدون شمارش اعداد با  نگاه کردن به دسته های 5 تایی حاصل جمع را پیدا کند.

-    دانش آموز باید در نظر داشته باشد که دو دسته ی 5تایی  یک دسته ی ده تایی است.به عبارت دیگر جمع 5 و5 که می شود 10  را با باقیمانده های آن جمع نماید.

-    در قسمت پایین  با توجه به اعداد باید شکل چینه ها رارنگ کرده ، سپس با نگاه کردن به چینه ها حاصل را بنویسد

-   بنابراین دراین صفحه دوحالت اتفاق افتاده است. یک باردانش آموز با شکل حرکت می کند .بار دیگربا عدد به شکل بر می گردد وپاسخ را می یابد.

نقل از پیک آموزشی

[ دوشنبه 1 اسفند1390

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 10:54  توسط   | 

صفحه 135

1- از این صفحه آموزش اعدادبیشتر از 20 عملاً شروع می شود

2- دانش آموزان قبلاًشمارش ده تا ده تا یا به عبارتی مضارب ده را یاد گرفته اندو جمع مضارب ده رانیز انجام داده اند.

3- دراین صفحه دانش آموزان باید بین اشکال وجدول ارتباط برقرار کنند.

4- دانش آموزان تعداد دسته های ده تایی ویکی های باقیمانده را در جدول ببرند.

5- از طرف دیگر در این صفحه دانش آموزان باید با ثابت نگاه داشتن یکی ها واضافه کردن ده تایی هابه الگوهای ایجاد شده توجه ودقت کنند.

6- دانش اموزان باید بتوانند با ثابت نگه داشتن یکی ها واضافه کردن ده تایی ها الگو های متفاوت ده را بسازند.

7- دانش اموزان باید بتوانند عددهای دورقمی را از جدول خارج کنند ونام ان را بگویند.

صفحه 136و 137

1- در این صفحه دانش آموزان بااشکال و ابزار های متفاوت مثل چینه ها،نی ،حتی نخود لوبیا دسته های ده تایی درست کنند.

2- دانش آموزان تعداد دسته های ده تایی ویکی های باقیمانده را در جدول ببرند.

3- دانش آموزان تعداد ده تایی ها ویکی ها را از جدول خارج کنند وعدد مربوطه را بنویسند.

4- دانش آموزان باید به شکل استدلالی ومنطقی وبیان کلامی باید مکان ده تایی ها (در سمت چپ )ویکی ها (در سمت راست)را در جدول ارزش مکانی توضیح دهند.تا به این ترتیب هنگام خارج کردن ازجدول جای آنها را جابه جا ننویسند.

5- درآموزش اعداد سه نوع نمایش وجود دارد که دانش آموز باید بین آنها ارتباط برقرار کند .یعنی ابتدا اشکال(اشیاء) را می بیند ،باارتباط کلامی وبیان کردن جای آنها، اعداد آن را در جدول می نویسد،سپس مجدداًاعداد را از جدول خارج می کند . بدین ترتیب بین ؛ اشیاء ← جدول ارزش مکانی ← عدد بدون جدول ؛یک ارتباط مثلث واربرقرارمی کند که.اضلاع این مثلث همان ارتباط کلامی دانش آموز می باشد .یعنی دانش آموز از هر نقطه ی این مثلث که شروع کند باید به همان نقطه برسد.

6- درصفحه 137 طبق دستور ،دانش آموز اشکال را مستقیماًمی شمارد ،ابتدا عدد را می نویسد وسپس عدد راوارد جدول می کند.

صفحه 138 وصفحات مشابه آن

1- یکی از مهارت هایی که باید در دانش آموزان ایجاد شود این است که بین الگوهای عددی والگوهای هندسی ارتباط برقرار کند.

2- در قسمت اول الگوی عددی که به سر شماری نزدیک است(چوب خطی ) شمارش 5 تا 5 تا استفاده شده است.

3- درقسمت دوم الگوی هندسی با چینه ها دنبال شده است .

4- دانش آموزان باید ازساختار هندسی والگوی هندسی خارج شوند والگو را به شکل عددی محض بشناسند .یعنی بدون اینکه شکلی وجود داشته باشد، باید عدد هارا 5تا 5تا بنویسند .چون در بالای صفحه شکل آنها را دیده است.

5- در مرحله ی بعد به شمارش به شکل معکوس مطرح شده است.

6- توجه داشته باشید که علامت + و- در زیر اعداد جمع وتفریق نیست؛بلکه الگو یابی است.مفهوم قبلی وبعدی مطرح است ( 5 تا بعدی5 تا قبلی یا 3تا بعدی 3تا قبلی ).یعنی دانش آموز باید بتواند بگوید از 25 تا 5 تا کم شده ؛ شده 20 تا . یا 5 تا اضافه شده وشده 30 تا.(این مفهوم با محور اعداد نیز در ارتباط است.)

7- دانش آموزان یک نوع نظم والگویابی عددی را فرامی گیرندولی در کنار آن بااین نوع آموزش ؛ به طور غیر مستقیم مضارب اعداد رانیز آموزش داده ایم.

8- به یاد داشته باشید آموزش در این کتاب متفاوت است.کتاب با یک اصل شروع شده است وآن الگویابی است.الگویابی ازهمان ابتدای کتاب با الگوهای هندسی( با هدف ایجاد نظم) شروع شده است. نهایتاًاین الگوهای هندسی باید تبدیل به الگوهای عددی بشود .بچه ها باید از الگوهای عددی به سمت الگوهای عددی حرکت کنند.

9- در ساعت های پایین صفحه یک نوع تقارن بین عقربه ها (ساعت 5 وساعت 7 ) وجود دارد.

10- در ارزشیابی الگوها ی عددی فقط الگوی 5 تا 5 تا و 10 تا10 بدون شکل وابزار از دانش آموز خواسته شود .در بقیه موارد باید با رسم شکل همراه باشد.

صفحه 143 و 144 جمع چند عدد

1- در قسمت بالای صفحه 143 دانش آموزان اعداد را با توجه به قسمت های رنگ شده می نویسند .سپس پاسخ جمع ها را با شمارش تعدادچینه های 5 تایی وباقیمانده ی آن می نویسند.

2- برای جمع های نظیر = 10+10+5+5 نکات زیر را توجه داشته باشید:

الف) دانش اموزان قبلاً مضارب 10 وجمع آنها راتمرین کرده اند.مثلاً جمع =20+10 رابه صورت 1 ده تایی و2 ده تایی می شود 3 ده تایی یعنی 30 انجام داده اند.

ب) همچنین به جمع دو تا 5 تا که می شود 10 یعنی 1 بسته ی ده تایی مسلط است.از طرفی شمارش 5 تا5 را به شکل الگو تمرین کرده است.

ج) بنابر این باید این گونه جمع هارا به شکل ذهنی محاسبه کند .وبرای مثال بگوید: 5 با 5 می شود 10 تا ( 1 دسته ی ده تایی ) و1دسته ی ده تایی می شود 2 دسته ی ده تایی وا دسته ی ده تایی دیگر می شود 3 دسته ی ده تایی . بنابر این 3 ده تایی می شود 30

در صفحه 144

دانش آموز تمام عبارت های جمع را باید باچوب خط های 5تایی نشان بدهد.وبرای محاسبه هر دوچوب خط 5تایی را یک دسته ی ده تایی درنظر بگیرد وبعد باقیمانده ی چوب خط ها را به عنوان یکی ها در کنار آن بنویسد.مثلاً در جمع = 5 + 4 + 11 .ابتداعدد 11 را با دوچوب خط 5 تایی و1 چوب خط تکی نشان می دهد. بعد 4 تاچوب خط دیگر را کنار آن می کشد تا3جوب خط 5 تایی درست شود.در پایان برای 5 نیز یک چوب خط کامل می کشد . حالا 4 جوب خط 5 تایی دارد که می شود 2 تا ده تایی ،یعنی

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 10:52  توسط   | 

چندنمونه از سوالات آزمون عملکردی همکاران به شرح زیر می باشد:

 

1-برگ انواع درختان را جمع آوری وبررسی کنید،برگ هایی را که بیشترین شباهت را به هم دارند در یک گروه قرار دهید سپس برگ ها را خشک کنید و بر اساس رنگ وشکل آنها را بر مقوا بچسبانید:

 

 

 

2-با توجه به نشانه هایی که یاد گرفتید 20 کلمه بنویسید که نقطه نداشته باشد:

 

 

 

3- دانش آموز خوبم، خوب خوب فکر کن ؛اول با چینه هایت الگوی مورد نظر را بچین و با توجه به رنگ هایی که انتخاب کردی در برگه شطرنجی الگوی مورد نظر خودت را بکش :

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 10:34  توسط   | 

به نام خدا

باسلام واحترام

از زحمات بی شائبه ی شما همکاران گرامی وارجمند خواهرزهرا رضایی (ولی عصر(عج اله))

خواهراعظم میرشفیعی (شهیدسجادی)خواهرحمیده صادقی (شهید نامجو)خواهر مریم مقدسی(شهیدان علایی وعصاری) خواهر فاطمه محمدخانی (شهید اصلانی) خواهرپروین دهاقین(معصومیه)که به نحو احسن درتهیه وتدوین پاورپینت آزمون های عملکردی دروس ریاضی ،زبان آموزی وهنر پایه ی اول وتهیه ی فهرست انتظارات مناسب هرآزمون باتوجه به زمان ،هدف ،شرح فعالیت،موضوع وشیوه ی اجرا وجدول مخصوص بازخورد کمال تشکر وقدردانی را دارم وآرزوی سلامتی وتوفیق روزافزون شما همکاران عزیز را از خداوند متعال مسئلت می نمایم .

شفاعتی    

سرگروه پایه ی اول ابتدایی

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 10:33  توسط   | 

 

امروزه آموزش ریاضی درجهان به عنوان یک موضوع اصلی ومحوری در برنامه ریزی تحصیلی مدارس در دوره های مختلف مطرح وبه عنوان وسیله ای نیرومندبرای پرورش نظم فکری، درست اندیشیدن، تقویت دقت ،تامل، ابتکار، قوه نوآوری وخلاقیت در دانش آموزان مورد توجه قرار گرفته است.به همین دلیل شناسایی روش ها وراهکارهای بهتر ونوین جهت آموزش وتدریس مطالب ومفاهیم ریاضی از اولویت های هر نظام آموزشی می باشد0

واقعیت بیانگر این است که افت تحصیلی دانش آموزان در درس ریاضی در کشور ما یکی از معضلات وآفت های نظام آموزشی شده به گونه ای که با تمام تلاش آموزگاران ومعلمان وحتی با افزیش تعداد ساعات ریاضی بیشتر معلمین ودانش آموزان از نتیجه یادگیری در این درس رضایت چندانی ندارندوهمواره این سوال مطرح بوده است چرا دانش آموزان در یادگیری ریاضی ضعیف وتوانایی حل مسائل راندارندواز این درس متنفرند؟

نظر به اهمیت این موضوع در این مقاله سعی برآن است که به بررسی علل آموزشگاهی موثر در ضعف دانش آموزان دوره ابتدایی دردرس ریاضی پرداخته شود.

                                                                                                              1

ضعف دانش آموزان درریاضی

در حال حاضر اکثر آموزگاران، دانش آموزان واولیای آنان  ضعف در درس ریاضی راکسب نمرات پایین درامتحانات این درس می دانند.دراین مقاله منظوراز ضعف در ریاضی عدم رسیدن دانش آموزان به اهداف اساسی واصلی این واحد درسی درمدارس می باشد0ازاهداف اصلی آموزش ریاضی بر طبق نظر شورای ملی معلمان در استانداردهای برنامه درسی وارزشیابی ریاضیات مدرسه ا ی (1989)وهم چنین اهداف مندرج در آیین نامه آموزش وپرورش می توان موارد زیر رانام برد:

1-پرورش نظم فکری ودرست اندیشیدن از طریق آموزش به کاربردن دانسته ها برای به دست آوردن نتیجه ها0

2-ایجاد توانایی برای انجام محاسبات عددی درزندگی روزمره0

3-ایجاد توانایی در انجام دادن محاسبات ذهنی وحدس وتخمین زدن کمیت ها در حدود نیازهای زندگی روزمره0

4-ایجاد وتوسعه توانایی در کشف کردن، حدسیه سازی ،استدلال منطقی وتوانایی استفاده موثر ازروش های گوناگون ریاضی برای حل مساله های غیر معمولی 0

 با توجه به اهداف فوق باید اعتراف کنیم که اکثر دانش آموزان حتی دانش آموزان برترهم به تمامی این اهداف دست نیافته اندچرا که مشاهده می شود فارغ التحصیلان برجسته دبستان هم نمی تواننداز معلومات ریاضی خود درزندگی روزمره چنان که باید استفاده کنندوتوانایی آنان درحل مسایل بسیار پایین می باشد وگواه این ادعا نتایج مطالعات بین المللی تیمزاست که همواره نشان میدهد دانش آموزان ایرانی در درس ریاضی عملکرد ضعیفی نسبت به دانش آموزان سایر کشورها دارند0

 

علل ضعف دانش آموزان در درس ریاضی

برای توجیه  ضعف دانش آموزان دردرس ریاضی می توان علل وعوامل مختلفی نظیر عوامل روانی ،عوامل جسمی ،عوامل اجتماعی ،عوامل فردی ، عوامل آموزشگاهی و...را نام برد 0اما دراین نوشتار فقط علل آموزشگاهی رامورد بررسی قرار خواهیم دادومنظور از علل آموزشگاهی کتاب های درسی، برنامه درسی ریاضی، نحوه آموزش وتدریس آن در کلاس توسط آموزگاران محترم می باشد0

  دراین مقاله با توجه به تحقیقات وکتاب های علوم تربیتی واصول یاد گیری وآموزش ریاضی واصول وقوانینی که باید در تدریس ریاضیات دبستان رعایت شود و هم چنین شرایط وعواملی که فرا گیری این درس را آسان می سازد وبا توجه به مشاهده کلاس های مختلف ونحوه تدریس آموزگاران ونظرات معلمان ودانش آموزان وبررسی کتب ریاضی دبستان مهم ترین علل آموزشگاهی که منجر به افت تحصیلی دانش آموزان در ریاضی شده، مورد بررسی قرار خواهد گرفت0

                                                                                                                    2

 

مهمترین علل آموزشگاهی موثردر ضعف دانش آموزان دوره ابتدایی در درس ریاضی

 

1-عدم تسلط برخی آموزگاران به دانش ریاضیات:

مفاهیم وموضوعاتی که درریاضی آموزش داده می شود باید درچارچوب اصول ،مبانی ومنطق ریاضی باشد؛ لذا شرط اول در تدریس ریاضیات، تسلط معلم ریاضی به مبانی ریاضیات در حدمورد نیاز است.اما از آن جا که جذب نیروی آموزش ابتدایی در آموزش وپرورش ایران بیشتر از دیپلمه های دانشسرا ، آموزشیاران نهضت سواد آموزی، افراد حق التدریسی ،کاردانی های تربیت معلم بامدرک قبلی دیپلم علوم انسانی و...بوده ومی باشد. می توان یکی از علل اصلی  افت دانش آموزان درریاضی را عدم تسلط برخی آموزگاران محترم به دانش ریاضیات دانست که معمولا خود آن ها در دوران تحصیل خود به ریاضی علاقه چندانی نداشته ودر این درس ضعیف بوده اند0

2-عدم استفاده از وسایل آموزشی:

مطالب آموختنی ریاضیات باید بارعا یت رشد شناختی دانش آموزان عرضه شوند واز آن جا که دانش آموزان دوره ابتدایی هنوز در مرحله عملیات عینی به سر برده وبه مرحله تفکر انتزاعی نرسیده اند؛باید در تدریس وآموزش ریاضی راه هایی فراهم نمود که شاگردان مفاهیم مجرد ریاضی را از طریق شهود وتجربه درک کنند ومهم ترین وبهترین راه دراین زمینه استفاده از مراحل مجسم ونیمه مجسم در ابتدای تدریس هرمفهوم ریاضی می باشد تا فراگیران به مرحله مجرد برسند واین کار مستلزم به کار بردن وسایل مناسب کمک آموزشی است ؛اما به دلایل زیربعضی از آموزگاران کمتر از وسایل آموزشی مناسب استفاده نموده ودر نتیجه در کلاس درس به ارائه روش های توضیحی ومجرد می پردازند که دانش آموزان فقط در سطح دانش ومحفوظات چیزهایی یاد می گیرند: 

-بعضی از آموزگاران بدون طرح وبرنامه قبلی وارد کلاس می شوند  0

-آموزگاران با روش های مطلوب ونوین تدریس آشنایی ندارند0

-آموزگاران تاثیر ونقش وسایل کمک آموزشی را در درس ریاضی نمی دانند0

-وسایل آموزشی مناسب   در مدارس کمتر وجود دارد0 

3-عدم مشارکت دانش آموزان در فرایند تدریس وعدم فعال بودن آن ها  :

با توجه به فعال وکنش گرا بودن دانش آموز واینکه یادگیری نتیجه تجربه است وتنها راه یادگیری ریاضیات، پرداختن به ریاضیات است ؛روش آموزش  ریاضیات باید براساس فعالیت دانش آموز باشد یعنی دانش آموز راباید  در هریک از مراحل مجسم ،نیمه مجسم ومجرد به فعالیت واداشت ودخالت معلم در کارتعلیم ،رهبری وهدایت فعالیت کلاس، راهنمایی فکری ،تسهیل یادگیری، تنظیم نتایجی که دانش  آموزان به دست می آورند وتعلیم مطالبی که جنبه قراردادی دارند محدود شود.اما آنچه واضح وعیان است این است که تعدادی از آموزگاران همان روش سنتی معلم محور رادرتدریس ریاضی به کار می گیرند که  دانش آموزان در آن نقشی ندارندوفکر دانش آموزان دربرابر صحبت های معلم بیکار می ماندوبرای فهمیدن هیچ گونه تلاشی نمی کنند درنتیجه فرایند تدریس خشک وبی روح وخالی از شور وشوق خواهد بود وفراگیران به اهداف درس نخواهند رسید.

 4-عدم استفاده از کاربردهای ریاضی درکتاب های درسی وتدریس معلمان:

هرگاه دانش آموز موضوعی رامفید، سودمند وکاربردی احساس کنددر فراگیری آن برانگیخته تر می شود وآن رابهتر به خاطر می سپارد؛ لذا درس ریاضی باید به صورت وسیله ای که برای رفع نیازمندیهای روزمره زندگی  به کار می آیدارائه گردد.اما از آن جا که تدریس مفاهیم ریاضی بیشتر به صورت محض وذهنی وبدون استفاده از کاربردهای آن درزندگی روزمره در کلاس درس انجام می گیرد  دانش آموزان دریادگیری این مطالب واستفاده از آن درحل مسائل مختلف خود در زندگی دچار مشکل می شوند.در این جا باید مقصر اصلی رابرنامه ریزان ومولفین کتاب های درسی دانست چراکه نظام آموزشی ما یک نظام آموزشی متمرکز وکتاب محور است ومعلمین هم در درجه اول از روش کتب وارائه شده از سوی مولفین پیروی می کنند.اما کتاب های درسی ریاضی دوره ابتدایی چندین سال است که بدون تغییر مانده اندوبه گونه ای نوشته شده است که گویی می خواهد از همان ابتدا ریاضی دان آن هم ریاضی دان محض تربیت کند چون اگر بادقت  به کتاب های درسی  ریاضی بنگریم آموزش مفاهیم کاملا بدون استفاده از کاربردها وبدون توجه به علایق دانش آموزان وآموزش حل مساله تالیف شده اند.

5-عدم توجه به پیش نیازهای دروس جدید :

یادگیری هریک از مطالب تازه ریاضی به کمک مطالب دیگری که قبلا یاد گرفته شده است صورت می گیرد .مثلا درک روابط عددی موجود بین دوکمیت مستلزم درک  قبلی روابط کیفی آنهاست  یا درک5=3+2مستلزم دانستن مفهوم عمل جمع وشناختن =و+ودرک مفهوم اجزایی عدد5است.اما از آن جا که برخی آموزگاران به پیش نیازهای قبلی درس جدید ومیزان آگاهی ودانستنی های ورودی فراگیران اهمیت نمی دهند ودرواقع ارزشیابی تشخیصی انجام نمی دهندهرچه قدر هم فداکاری کنند نمی توانند رفتار جدیدی رادر دانش آموز ایجاد کنند که بر بنیاد رفتارهای دیگری (که در یادگیری آن مشکل دارد)استوار می باشد.

 

6-بالا بودن حجم کتاب های درسی ریاضی :

چون معمولا یادگیری در ریاضی به کندی انجام می گیردهرگز نباید مطالب رابه سرعت تدریس کرد وگذشت.سرعت پیشروی در تدریس باید متناسب با سرعت یادگیری دانش آموزان باشد .اما با توجه به اینکه قبلا هم گفته شد نظام آموزشی  ما کتاب محوراست ومتاسفانه کتاب های درسی ریاضیات ابتدایی به خصوص درپایه های چهارم وپنجم دارای حجم زیاد بوده وکمیت بر کیفیت ترجیح داده شده است درنتیجه  معلمان محترم ابتدا به فکر اتمام کتب درسی منطبق بر جدول بودجه بندی ارائه شده از سوی اداره آموزش وپرورش می باشند که این کمبود وقت برای ارائه درست وکامل مطالب، خود عامل مهمی در افت تحصیلی دانش آموزان وضعیف شدن آن ها در ریاضی می باشد.

                                                                                                                       4  

7-دید ونگرش منفی دانش آموزان نسبت به ریاضی:

برای موفقیت در تدریس ریاضی باید دید ونگرش دانش آموز نسبت به ریاضی، میل وانگیزه وی رابرای فرا گیری ریاضیات بالا ببرد؛اما از آن جا که ریاضیات دربین دانش آموزان وحتی معلمان وتاکید زیاد آموزگاران براین درس،  ریاضی به عنوان درسی مشکل مطرح شده وفراگیران توانایی های خود را در برابر یادگیری ریاضیات نادیده می گیرند، آن را دشوار وسخت می دانندونسبت به یاد گیری آن رغبت چندانی نشان نمی دهند.

8-عدم توجه به تفاوت های فردی:

قدرت یاد گیری در دانش آموزان یکسان نیست .یکی تند یاد می گیرد ودیگری کند یاد می گیرد .یکی باید درمر حله مجسم  از جریان یادگیری بیشتر کار کند ودیگری کمتر .یکی زود به مرحله مجرد میرسد ودیگری دیر.به همین دلیل انتظارات یکسان از تمامی دانش آموزان وعدم توجه به تفاوت های فردی باعث می شود تعدادی از دانش آموزان از حداقل توانایی های خود هم استفاده ننموده وهمواره دراین درس ضعیف بوده واز آن متنفر شوند.

9-عدم انجام ارزشیابی های صحیح:

ارزشیابی آموزشی جزو ذاتی فرآیند یاددهی –یادگیری است واز آن جهت برای معلم اهمیت دارد که انبوهی از اطلاعات رابرای تنظیم فعالیت های بعدی در اختیار او می گذارد .متاسفانه در حالی که ارزشیابی باید در خدمت آموزش باشد وجزو لاینفک برنامه های آموزشی وحلقه اتصال یک برنامه آموزشی باشد اغلب به عنوان یک مرحله پایانی  وجدا از تدریس وهدف آموزشی به حساب می آید به طوریکه هدف از تدریس ،کسب نمره درامتحانات پایانی دانسته می شود یعنی  آموزش در خدمت ارزشیابی قرار می گیرد د رحالی که ارزشیابی باید در خدمت آموزش باشد وبیشتر به ارزشیابی های مستمر وفرایند یاد گیری توجه شود .از طرف دیگر در  امتحانات پایانی معمولا به محفوظات توجه بیشتری می شود تا سطوح بالاتر یادگیری نظیر تجزیه وتحلیل وحل مساله و...

بحث ونتیجه گیری:

افت تحصیلی در ریاضی یکی از معضلات نظام آموزشی کشور است که عامل اصلی در این زمینه را می توان سیستم و نظام آموزشی کشور دانست ؛زیرا که نظام آموزشی ما یک نظام کاملا متمرکز است به طوریکه از استخدام وجذب معلمین و نحوه آموزش آن ها گرفته تا چگونگی ارزشیابی وبودجه بندی کتاب ها از سوی مقامات بالاتر به آموزگاران دیکته شده ودرواقع معلمان به عنوان مجری برنامه های وزارتی قلمداد می شوند.بنابراین تغییر دیدگاه نسبت به نقش معلم از حالت مجری برنامه های آموزشی به معلم پژوهنده (که در کشورهای توسعه یافته انجام گرفته) می تواند تحول عظیمی رادر پیشبرد اهداف آموزشی وپرورشی نه تنها در ریاضی بلکه در تمامی دروس دیگر ایجادکند چراکه چنین تغییر دیدگاهی ،تغییردر چگونگی جذب وآموزش معلمان،تغییر درنگرش نسبت به کتب درسی ومدارس و....را سبب می شود.در این دیدگاه جدید حرفه معلمی به جای اینکه یک شغل قابل پیش بینی با شرح وظایف خاص در نظر گرفته شود ،معلم محققی به حساب می آید که دائم ،در حال بازتاب برعمل تدریس خویش است وبرای ارتقای معلمی خود تصمیم گیری های بدیع ونوینی انجام می دهدومعلم می تواندخود تولید کننده محتوای درسی ووسایل آموزشی باشد..یعنی معلم رامی توان متحول کننده اصلی در آموزش وپرورش دانست چون اگر معلم دارای دانش کافی وسواد تخصصی معلمی باشد وقدرت خلاقیت ونو آوری داشته باشد واز تمام جهات مورد توجه واحترام قرار گیرد، از حداقل  امکانات ،می تواند حداکثراستفاده را داشته باشد. 

پیشنهادات:

در این جا چند پیشنهاد را که به بهتر شدن تدریس ریاضیات ابتدایی وارتقای وضعیت یادگیری این درس کمک می کند ارائه می کنیم:

1-اصلاح در نظام جذب و آموزش معلمین ابتدایی:با توجه به اهمیت مقطع دبستان ،معلمان ابتدایی از بین دانش آموزان برتر وخلاق واز بین تمامی دیپلمه ها به خصوص دیپلمه های ریاضی برای مراکز تربیت معلم انتخاب شوند واز استخدام های جانبی در این زمینه پرهیز شود.

2-برگزاری دوره های ضمن خدمت برای آموزگاران:جهت فراگیری بهتر مفاهیم ریاضی مورد نیاز ابتدایی وروش های نوین تدریس ریاضیات وبیان اهمیت وسایل آموزشی در تدریس ریاضی وچگونگی طراحی فرآیند آموزشی ،دوره های کوتاه مدت برگزار گردد.

3-تغییر در محتوای کتب درسی:حجم کتاب های ریاضی کمترشود.یعنی در کتاب های درسی به کیفیت و کاربردهای ریاضی وچگونگی روش حل مساله وپرورش تفکر وخلاقیت اهمیت داده شود تا کمیت ومفاهیم محض ریاضی.

4-معرفی وتشویق معلمین موفق درتدریس ریاضی:آموزگارانی را که درتدریس ریاضیات موفق هستند معرفی واز آن ها تقدیر به عمل آیدوروش ها وراه کارهای آنها برای سایر معلمین تشریح گردد.

............................................................................................................................

منابع:

1-سیف، دکتر علی اکبر.(1376)روان شناسی پرورشی.تهران:آگاه

2-شکوهی،غلامحسین. (1363)روش آموختن حساب وهندسه.تهران :چاپخانه پیروز

3-مجلات رشد آموزش ریاضی:دفتر انتشارات کمک آموزشی

نوشته شده توسط عبدالله سعیدی کارشناس علوم تربیتی

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آذر 1389ساعت 19:9  توسط فرشــــــــاد عبــــــــــدی   |  نظر بدهید


ارزشیابی توصیفی چیست؟

ارزشیابی توصیفی چیست؟

                                

ارزشیابی توصیفی، شکلی از ارزشیابی تحصیلی-تربیتی است که در آن معلم با مشارکت فعال  و دانش آموز و اولیای ایشان با استفاده از ابزار های مختلف به جمع آوری اطلاعات در زمینه تلاش ها، پیشرفت ها و موفقیت های دانش آموزان می پردازد و با طبقه بندی تحلیل و تفسیر اطلاعات به آنها کمک می کند تا بهتر یاد بگیرند و مشکلات یادگیری خود را به کمک اولیا و معلمان برطرف کنند.

هدف اصلی در ارزشیابی توصیفی بهبود شرایط یادگیری دانش آموزان با از بین بردن اضطراب های نامطلوب ناشی از برگزری امتحانات و بازخورد های عددی است.

ویژگی های ارزشیابی توصیفی

1- در ارزشیابی توصیفی به جای دادن نمره به دانش آموز از عبارت های کیفی مثل تلاش خوبی داشته ای، با تلاش به موفقیت رسیده ای، برای موفقیت باید بیشتر تلاش کنی، با انجام تمرین بیشتر مشکل شما برطرف می شود و ... استفاده شود.

2- ارزشیابی توصیفی به زمان خاص محدود نمی شود این ارزشیابی در کل جریان یادگیری، در فعالیت های خارج از کلاس و در محیط زندگی جریان دارد.

3- تلاش و دشد کودکان همانند موفقیت آنان ارزشمند است و فقط به موفقیت ها امتیاز داده نمی شود بلکه، تلاش و پیشرفت نیز امتیاز دارد.

4- همانگونه که یادگیری دانش آموزان در حوزه های مختلف و سطوح متفاوت است، سنجش و ارزشیابی آن نیز باید با استفاده از ابزار هایی باشد که بتواند این یادگیری ها را بسنجد. پوشه کار، آزمون ها، مشاهدات از جمله ابزارهایی است که در ارزشیابی توصیفی مورد استفاده قرار می گیرد.

5- در ارزشیابی توصیفی اصل بر ارتقای دانش آموزان به پایه های بالاتر است مگر در موارد بسیار نادر و زمانی که دانش آموزان دارای ناتوانایی های ذهنی باشند.

6- کارنامه دانش آموزان علاوه بر عملکرد درسی، عملکرد اجتماعی و عاطفی و جسمانی-فیزیکی را منعکس می کند.

ارزشیابی توصیفی با ویژگی های فوق راه کارهایی را برای برطرف کردن بخشی از مشکلات فراوری ارزشیابی تحصیلی ارایه داده است که در ادامه به آنها اشاره می شود.

 راه کارهای ارزشیابی توصیفی برای برطرف کردن مشکلات

الف) مهم ترین هدف ارزشیابی توصیفی، ایجاد تغییر در دیدگاه ها و نگز های مسوولان، مدیران، آموزگاران و والدین نسبت به ارزشیابی تحصیلی است. زیرا اصلی ترین عامل ناکارآمدی روش های فعلی، نگاه نادرست به هدف های مستتر در هر یک از روشهاست که منجر به استفاده نادرست از آنها می شود. به عنوان مثال آزمون و آزمودن اگر با هدف شناخت تغییرات حاصل از یادگیری که بیانگر تلاش ها و فعالیت های معلم، دانش آموز و والیدن گرامی است به کار رود و از نتایج آن؛

1- برای کمک به دانش آموزان در جهت تلاش بیشتر و فعالیت دقیق تر

2- توسط معلم و والدین در جهت برنامه ریزی مناسب تر استفاده شود، این عمل نه تنها ناپسند نیست بلکه عین صواب است.

 


 

 ب) راهکار دیگری که پیش بینی شده، جایگزینی بازخوردهای کیفی و توصیفی به جای بازخوردهای نمره ای است. نمره برای دانش آموز فقط به عنوان علامتی است که برخی از رفتارهای خوشایند و یا ناخوشایند دوستان، معلمان، اولیا و دیگران را به دنبال دارد. اما تأثیری در شناخت نقاط قوت، ضعف، توانمندی ها و محدودیت ها ندارد. اما باز خوردهای کیفی به دانش آموزان انگیزه و تلاش بیشتر در یک فضا و شرایط آرام و برای معلم، توجه دقیق بر ابعاد یادگیری دانشآموزان و برای اولیا آگاهی از وضعیت تحصیلی و وظیفه و مسوولیتی که در قبال آن دارند، می دهد. نباید حذف نمره را از بازخوردهایی که به دانش آموز داده می شود با حذف ارزشیابی، یکسان تلقی کرد. ارزشیابی به صورت دقیق تر، کامل تر، با ابزارهای مناسب تر با هدف یاری به دانش آموز و اولیا آنان در طول سال تحصیلی انجام می شود؛ اما نتیجه با کلمه، عبارت، جمله و ... اعلام می گردد.

 اگر یادتان باشد گفته شد از جمله مشکلات ارزشیابی فعلی کم توجهی به تمامی آموخته ها و یادگیری های دانش آموزان، مثلاً در زمینه علاقه، انگیزه، احساسات، نگرش ها، توانایی ها، مهارت ها، کارهای علمی و ... است. مواردی که به جرأت می توان گفت هدف اصلی و اساسی دوره ابتدایی رشد و شکوفایی آنهاست، که در ارزشیابی توصیفی برای هر یک از آنان ابزار و گروه، روش مشاهده و ابزاری تحت عنوان سیاهه رفتار در نظر گرفته شده است. بنابراین، معلم گرامی ضمن توجه به این بعد یعنی بعد اجتماعی، آن را با روش و ابزار درست ارزشیابی می‌کند و اطلاعات حاصله را بررسی، تجزیه و تحلیل کرده و از نتایج آن برای تصمیم گیری درخصوص تنظیم برنامه آموزشی خود و اطلاع به والدین برای فراهم کردن زمینه تلاش و فعالیت بیشتر همراه با انگیزه لازم، به کار می برد.

ج) با توجه به اینکه برگزاری امتحانات در زمانی غیر از زمان آموزش و یادگیری انجام می شود، فاصله زمانی بین آموزش و ارزشیابی  و امتحان، آن را به یک موضوع اضطراب آور و نگران کننده تبدیل کرده است. از طرف دیگر براساس نتایج یک یا چند امتحان در مورد آینده دانش آموز تصمیم گیری می شود و این امر باعث شده هم والدین و هم دانش آموزان و حتی معلمان دچار ترس و اضطراب شوند. برای رفع این مشکل در ارزشیابی توصیفی امتحان و آزمون به شکل مستقل و در زمان ویژه برای آن کار وجود ندارد. بلکه معلم در زمانی که مشغول آموزش و دانش آموز در حال یادگیری است، آزمون های مورد نظر اجرا شده و همزمانی ارزشیابی و آموزش و یادگیری ضمن حذف اضطراب ناشی از حضور در جلسات امتحانی، آن را به مرحله ای از یادگیری و جزء فرآیند یادگیری تبدیل می کند.

 د) مشارکت و همکاری در هر کاری علاقه و تعهد افرا را به آن کار افزایش می دهد. از آنجایی که ارزشیابی تحصیلی در طرح ارزشیابی توصیفی یک فرصت یادگیری تلقی می شود و برای یادگیری و بهبود شرایط آن انجام می گیرد، مشارکت دانش آموز و وابدین در این موضوع در کنار معلم بسیار ارزشمند و حیاتی است. زیرا دانش آموز با بررسی روند تلاش خود از همان ابتدا مدیریت و فرایند های یادگیری خود را بتدریج بر عهده می گیرد و والدین نیز با مشارکت در امر ارزشیابی فرزندشان ضمن احساس وظیفه بیشتر، برنامه ریزی های آگاهانه تری برای بهبود وضعیت تحصیلی آنها انجام می دهند.

 ه- و بالاخره در ارزشیابی توصیفی تمام تلاش معلم، والدین و خود دانش آموز در طول سال صرف فرایند«ارزشیابی شناخت از وضعیت یادگیری - تلاش برای یادگیری بهتر -  ارزشیابی شناخت بیشتر و دقیق‌تر - تلاش برای یادگیری بهتر» می شود و دانش آموزان فرصت جبران کاستی های احتمالی متراکم نشده و تا پایان توبت اول یا سال حفظ نمی شوند، بلکه هر زمان که شناسایی طرح، اصل بر ارتقاء دانش آموز به پایه بالاتر است و فقط معدود دانش آموزانی که مشکل جدی در توانمندی های عقلی و ... دارند بنابر اصل «هر دانش آموزی با توجه به تفاوت های فردی به زمان متفاوتی برای یادگیری نیاز دارند» تکرار پایه می نمایند.

محاسن ارزشیابی توصیفی و ضعف های ارزشیابی فعلی در  زیر آمده است:

 

محاسن ارزشیابی توصیفی 

1 شناخت عمیق تر و دقیق تر از دانش آموز 

2 کاهش اضطراب نامطلوب و فعالیت های دانش آموز در کنار موفقیت 

3 توجه به تلاش ها و فعالیت های دانش آموز در کنار موفقیت

4 به خدمت گرفتن ارزشیابی برای آموزش و یادگیری بهتر

5 مشارکت دانش آموز و والیدن در ارزشیابی

6 حمایت از کودک و توجه به حقوق آن در کلاس و مدرسه 

7 ایحاد فضای محبت و همدلی بین دانش آموزان

8 شناسایی مشکلات یادگیری در زمان مناسب و تلاش برای رفع آن

 معایب ارزشیابی فعلی

1 محدود شدن به ارزشیابی از دانش آموز و اطلاعات

 

2 اضطراب آور بودن نمره و امتحان

 3 کم توجهی به تلاش ها و فعالیت ها و تأکید بیش از حد بر موفقیت

 4 تفکیک یادگیری از ارزشیابی

 5 ایجاد فضای رقابتی، البته ناسالم در بین دانش آموزان

6 کم توجهی ابعاد عاطفی و مهارتی

 7 کم توجهی به ویژگی های سنی، شرایط روحی کودک

 8 عدم توجه به مشکلات یادگیری و توجه صرف یه نمرات پایانی





 

نویسنده : علی اکبر یوسفی پورسرگروه ابتدایی

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آذر 1389ساعت 14:55  توسط فرشــــــــاد عبــــــــــدی   | 

 

 


روشهای و راهبرد های مناسب در مواجهه با دانش آموزان

بررسی نحوه برخورد با دانش آموزان در مدارس

● راهبردهای تشویق و تنبیه:

چهار راهبرد اصلی برای تغییر رفتار از طریق تشویق و تنبیه وجود دارد که به شرح زیر پیش بینی شده است .

۱) تقویت مثبت:

به معنی تشویق یک فرد به خاطر انجام رفتار قابل قبول و پسندیده است. در حقیقت تقویت مثبت یعنی ارائه یک پاداش جالب توجه به یک فرد به دنبال انجام یک رفتار مطلوب تعریف می شود . اگر دانش آموزی به یک فرد نابینا در گذشتن از یک خیابان کمک کرده باشد و ما بلافاصله در سر صف از او ستایش به عمل آورده و یا جایزه ای از این بابت به او بدهیم رفتار او را به طور مثبت تقویت می کنیم و بدین وسیله احتمال تکرار این عمل را در او تقویت خواهیم کرد.

 

۲) تقویت منفی (یادگیری اجتنابی)

یادگیری اجتنابی یا تقویت منفی یعنی اجتناب از اعمال تنبیه نسبت به کسی که از انجام کار نامطلوبی دست برمی دارد. به عنوان مثال : دانش آموزی معمولا تکالیف خود را خوب انجام نمی داده است و هر روز مورد توبیخ قرار می گرفته و از نمره اش کم می شده است . امروز دانش آموز تکلیفش را انجام داده است در مقابل انجام وظیفه معلم برخلاف روزهای دیگر او را سرزنش نمی کند و نمره اش را کاهش نمی دهد این اجتناب از اعمال تنبیه، تقویت منفی نام دارد.

۳) خاموشی:

اگر رفتاری را که با تقویت مثبت افزایش یافته برای مدتی تقویت نکنیم به تدریج از نیرومندی آن کاسته می شود و سرانجام به کلی متوقف می گردد به این فرایند خاموشی رفتار گویند یا به تعبیری دیگر از خاموشی به عنوان کاهش یا از بین بردن رفتار نامطلوب به علت استفاده ن کردن از تقویت مثبت تعریف شده است.

گاهی اوقات یک دانش آموز برای آنکه مورد توجه قرار گیرد دست به اذیتها ، شیطنت ها و شیرین کاریهایی می زند که سبب اختلال در نظم کلاس و یا الگوبرداری غلط توسط دانش آموزان دیگر می شود. بعضی از معلمین یا مدیران از کار چنین دانش آموزی به شدت عصبانی می شوند و از روش تنبیه استفاده می کنند. در حالی که هدف دانش آموز همین کسب توجه از طریق کارهای نامطلوب بوده است. اما در مقابل عده ای از مدیران و معلمین مدبرانه برخورد می کنند و اصولا به موضوع اعتنایی نمی کنند در نتیجه مشاهده می شود که دانش آموز دست از این کار خود برمی دارد. در حقیقت این مدیران با استفاده از راهبرد خاموشی، رفتار فرد را در یک مورد ناخواسته تضعیف کرده اند.

۲) تنبیه :

هرگاه دانش آموزی رفتارهای نامطلوب از خود بروز دهد که سبب آسیب رساندن، ضرر رساندن و بی نظمی مدرسه شود ممکن است با رعایت همه جوانب امر او را مورد تنبیه قرار داد پس جزای ناموفق یا ناخوشایندی که در نتیجه رفتار نامطلوب فرد به کار گرفته می شود ، تنبیه نامیده می شود.

● ظرافتهای کاربرد تشویق و تنبیه در مدارس

مدیر یا معلم آگاه و مومن به فلسفه و مبانی تعلیم و تربیت، با تخصصی که دارد می داند چگونه و به چه شکلهایی آدمهای تحت تربیت خود را تربیت کند تا آنها را به درجه ای از رفتار که هدف نظام آموزشی است و خود او به آن ایمان دارد برساند.

تشویق و تنبیه موقعی موثر است که در ارتباط با مسائل تربیتی بوده و آگاهانه انجام گیرد. در هر تشویق و تنبیه باید علت و نتیجه تربیتی آن برای مربی و شرایط و نیازهای دانش آموز مورد توجه قرار گیرد. از تشویق و تنبیه می توان به عنوان بهترین محرک در راه پیشبرد اهداف تربیتی استفاده کرد.

تشویق شکلها و کاربردهای فراوانی در مدرسه دارد. یک لبخند، یک تبریک، یک تشکر و یک هدیه کوچک و خیلی چیزهای دیگر می تواند محرک مناسبی برای بسیاری از دانش آموزان باشد.

در هر تنبیهی معلم یا مدیر باید بداند که برای چه تنبیه می کند و چه نتایج و اثراتی روی دانش آموزان دارد. دانش آموز نیز باید بداند به خاطر چه رفتاری تنبیه می شود . البته باید دانست که تنبیه فقط جلوی انجام عمل ناخواسته را به طور موقت می گیرد. برای آنکه رفتار دانش آموز تغییر کند ، باید همراه با تنبیه ، رفتار درست را نیز به او نشان داد.

● پیامدهای زیانبار تنبیه:

تنبیه یک ابزار تربیتی ناخوشایند است که در مواقعی به ناچار مورد استفاده قرار می گیرد.

در مورد مضرات تنبیه می توان به موارد زیر اشاره کرد:

▪ بچه ها دروغگو می شوند.

▪ افسردگی و بیماری های عصبی به وجود می آورد.

▪ سبب ترس می شود.

▪ افراد ریاکار و حیله گر می شوند.

▪ افراد کند ذهن می شوند و خلاقیت خود را از دست می دهند.

▪ اعتماد به نفس بچه ها کم می شود.

▪ احترام و اعتماد بچه ها نسبت به بزرگترها کم می شود.

باید دانست که تنبیه حربه اولیه ای است که ممکن است در جایی مناسب و در جایی نامناسب و زیان آور باشد . به هرحال از تنبیه نباید به عنوان اولین وسیله استفاده کرد ولی اگر مجبور به استفاده از آن شویم باید به صورت موقت از آن استفاده کنیم تا به روش بهتر و مناسب تر دسترسی پیدا کنیم و تشویق علاوه بر آنکه سبب افزایش میل به کار، رضایت خاطر و تقویت روحیه افراد می شود ، وسیله ای برای شکل گیری و بهسازی شخصیت آنها نیز به حساب می آید.

تشویق می تواند بسیاری از مشکلات روانی، عاطفی و اجتماعی افراد را برطرف کند. علاوه براینها تشویق وسیله مناسبی برای به وجود آوردن نگرش مثبت، دوست داشتن متقابل ، قدردانی و ارزش دادن به انسانهاست ، پاداش و تشویق مطمئن ترین و اساسی ترین ابزار انگیزش همه انسانها منجمله دانش آموزان و معلمان می باشد که کاربرد آن باید در صدر همه فعالیتهای مدیران قرار گیرد.

فرشادعبدی، گروههای آموزشی

منابع:

-۱ علی اکبر سیف، روانشناسی تربیتی (روانشناسی آموزش و یادگیری)

-۲ سیداحمد زرهانی ، عزیزالله تاجیک اسماعیلی ، نگاهی به نقش تربیتی خانه و مدرسه ، پاییز ۱۳۷۳

-۳ سید محمد میرکمالی ، روابط انسانی در آموزشگاه ، نشر سیطرون فصلنامه مدیریت در آموزش و پرورش ، شماره ۱۰ تابستان ۱۳۷۳

-۴ علی اکبر سیف ، تغییر رفتار و رفتار درمانی، نظریه و روشها ، تهران نشر دانا

-۵ عبدالله مجوزی، چرا تنبیه، تهران ، انتشارات اولیاء و مربیان ۱۳۷۲

-۶ بیژن هوشنگی، ماهنامه پرورشی تربیت، شماره ۳ آذر ۷۸  

روزنامه رسالت ( www.resalat-news.com )

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آذر 1389ساعت 14:27  توسط فرشــــــــاد عبــــــــــدی   |  نظر بدهید


کمک به دانش آموزان که از اعتماد به نفس ضعیفی برخوردارند

داشتن اعتماد به نفس برای هر کسی ( از جمله برای خود ما) مهم است. با طبیعتی که انسان دارد همیشه ( گاهی به دلایل پیچیده ) تعدادی دانش آموز وجود دارند که خودشان را دست کم می‌گیرند. تصور نکنید که شما می‌توانید به تنهایی تمام مشکلات دنیا را رفع کنید ! شما خودتان به اندازه کافی مشکل دارید. شما بهتر باشد حواس خود را متوجه تدریس و جان سالم به در بردن از مراحل اولیه بکنید! البته در زیر توصیه هایی برای کنار آمدن با دانش آموزانی که از اعتماد به نفس پایینی برخوردارند ، آمده است.

1- موفقیت های آنها را بزرگ جلوه دهید. به خود خاطر نشان کنید که خودباوری معمولاً از طریق موفقیت به وجود می‌آید. سعی کنید به دانش آموزانی که مشکل اعتماد به نفس دارند ، حتماً تکالیفی داده شود که به راحتی از انجام آنها برآیند. اگر قبل از ورود به یک مرحله جدید ، یک مسأله را به چند تکلیف مهارشدنی تر تبدیل کنید ، کار آسان تر خواهد شد.

2- وقتی از خود بازخورد نشان می‌دهید ، متوجه حساسیت‌ها باشید. در هنگام نشان دادن بازخورد از خود ، نهایت دقت را نسبت به دانش آموزانی که ممکن است به خاطر مشکل اعتماد به نفس خود حساس باشند ، نشان دهید. از به کارگیری " زبان قطعانه " منفی شامل عباراتی چون " قانع کننده نیست یا اشتباه است " بپرهیزید.

3- کمک کنید دانش آموزان توانایی های خود را شناسای کنند. با ذکر کارهایی که می‌دانید توانایی انجامشان را دارند ، و در صورت امکان ارائه شواهدی که آنها را نسبت به موفقیت هایشان متقاعد می‌سازد ، به دانش آموزانی که از اعتماد به نفس پایینی برخوردارند کمک کنید.

4- به دانش آموزان کمک کنید نقاط ضعف خود را بپذیرند. دانش آموزان را تشویق کنید نقاط ضعف خود را ، توانایی های هنوز توسعه نیافته خود تلقی کنند. به آنها یاری دهید باور کنند که اگر هنوز از عهده کاری بر نمی آیند بدان معنا نیست که هرگز از عهده آن بر نخواهند آمد.

5- نشان دهید که نقاط ضعف واقعاً فرصت هایی برای رشد هستند. به دانش آموزان القا کنید که نقاط ضعف خود را بیشتر به عنوان فرصت تلقی کنند تاتهدید. به آنها نشان دهید که واقف بودن به یک ضعف ، خود یک توانایی و دلیلی برای اعتماد به نفس مثبت است.

6- القا کنید که کمبود اعتماد به نفس بخشی از زندگی طبیعی هر انسانی است. به دانش آموزان خاطر نشان سازید که اکثر مردم از یک دوران اعتماد به نفس پایین به عنوان بخشی کاملاً طبیعی و نرمال از رشد و تکامل ، عبور می‌کنند. در صورت امکان ، از احساسات و طرز برخودر خودتان در هنگام عبور از این دوره برای آنها مثال بیاورید.

7- به دانش آموزان کمک کنید کشف کنند چه چیزی در آنها احساس خوبی ایجاد می‌کند. با دانش آموزان یک تمرین گروهی انجام دهید و از آنهابپرسید چه چیزهایی در آنها احساس خوبی به وجود می‌آورد. ممکن است برخی از دانش آموزان عوامل مثبتی را در مورد خودشان کشف کنند که قبلاً راجع به آنها فکر نکرده باشند.

8- به دانش آموزان کمک کنید احساسات خود را با دیگران در میان بگذارند. دانش آموزان را تشویق کنید دیگران را از احساسات خود( یا دست کم برخی از آنها) مطلع کنند. این کار را باید با ظرافت و تدبیر انجام داد . مثلاً در کنار کلاس یک " طناب شستشو دهنده احساسات" آویزان کنید تا دانش آموزان بتوانن با آویزان کردن یک ورقه کاغذ از آن ، بگویند که امروز چه احساسی دارند و چرا.

9- تکالیفی طراحی کنید که دانش آموزان بتوانند در آنها موفق بشوند. ذخیره ای از تکالیف کوتاه مفید و پیش پا افتاده جهت ارائه به دانش آموزانی که احتیاج به تقویت اعتماد به نفس دارند ، در دسترس داشته باشید. تکالیفی که می‌دانید از پس آنها بر می‌آیند ، و سایرین نیز متوجه تأثیر و سودمندی آنها می‌شوند.

10- احساسات خود را فراموش نکنید. اعتماد به نفس خود ، و عوامل و شرایط مؤثر در آن را زیر نظر بگرید. ما هرگز از آموختن این افکار و عواطف خودمان عمل می‌کنند دست بر نمی داریم. 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 18:34  توسط   | 

 

این بخش از کتاب بخوانیم متفاوت از بخش 1 و2 یعنی نگاره ها و نشانه های 1 تدریس می شود و بالطبع روش تدریس ان نیز متفاوت از آن دو خواهد بود . نشانه های 2 شامل 10 نشانه(  تشدید – ص ث ع ح ض ط غ ظ ذ ) بوده که اصطلاحا به آنها نشانه های عربی گفته می شود . در این بخش حروفی اموزش داده می شود که دانش آموزان  صدای ان را با نشانه های دیگر قبلا یاد گرفته اند و در واقع حروفی هستند که درمقابل صوت واحد قرار دارند به همین جهت دانش آموزان در نوشتن شکل این اصوات مشکلات فراوانی دارند و اغلب غلط های املایی هم به خاطر وجود چند نشانه در مقابل صوت واحد است .

روش تدریس نشانه های 2 روش اکتشافی  بوده که در این روش  خود دانش آموزان از طریق جستجو و ازمایش و خطا ، مفهوم مورد نظر را کشف نموده (توصیه می شود برای یاد اوری روش اکتشافی را از کتاب روشهای پرورشی دکتر سیف مطالعه نمایند) ونشانه ی جدید را نامگذاری می نمایند. در روانشناسی یادگیری از این روش لذت بخش ترین و پایدارترین نوع یاد گیری نام برده شده است .

در این مقاله به چهار چوب تدریس نشانه های 2 اشاره می شود و کاربرد تکنیک های دیگر جهت جذابیت بر عهده ی خلاقیت معلمان است.

                                                                          «تدریس صدای موج »

ابتدا مثل جلسات قبل ایجاد انگیزه – تیم بندی – ارزشیابی تشخیصی و آمادگی ایجاد نموده وسپس مراحل زیر را انجام می دهیم :

                                                         الف ) فعالیت فردی دانش آموزان

1-از دانش آموزان می خواهیم که ابتدا در گروه متن درس را به صورت فردی مطالعه کنند وزیر کلماتی که نشانه اش را نخوانده اند ( نشانه جدید ) خط بکشندومشخص نمایند.(صاف – صدف –صدا- مخصوص)

2   واژه ی جدید را روی دفتر یا روی ورقی یادداشت نمایند

         3  تعداد نشانه های جدید را از لحاظ چند شکلی بودن را روی کلید واژه ها مشخص نمایند                    (ص ص)

                                                ب) فعالیت  گروهی دانش آموزان:

4مقایسه کردن تعداد کلید واژه ها ی خود با دیگر اعضای گروه .

5 تلاش درخواندن کلید واژه ها از طریق اکتشافی وجانشینی آوا در حروف جدید (استفاده از معلومات و حروف خوانده شده ی قبلی )برای کشف مجهول (نشانه ی جدید

6 کشف صدای نشانه ی جدید و معرفی آن به سایر اعضا و خواندن همه ی کلید واژه ها .

                                                                                                                                                                                                                          ج) فعالیت  معلم

7   نوشتن کلید واژه به صورت برجسته برروی تخته یا نصب کارت های مقوایی که روی آن کلید واژه ها قبلا  نوشته شده است .

8 نامگذاری نشانه های جدید توسط معلم ومقایسه آن در حروف هم آوا و نحوه ی رسم الخط آن (نامگذاری حروف در نشانه های 2 بر اساس اسم آن صورت می گیرد)        ص ص   ___ صاد غیر آخر – صاد آخر .

                                                                                                                                                                                                                                          د) فعالیت  معلم و شاگرد

 

9خواندن متن توسط دانش آموزان در گروه ،نمایندگان گروه ها و در  نها یت معلم .

10پس از خواندن متن ،تصاویر درس ارائه شده ودرباره ی آن صحبت می شود .

 

 

                                                                                  یاد آوری ها:

-          در نشانه های 2 نشانه ی جدید به علت استفاده از روش اکتشافی به رنگ قرمز نوشته نشده است .

-          روش تدریس نشانه های 2 برای دانش آموزان بسیار جذاب می باشد در دروس اول و دوم ممکن است به خاطر تفاوت در روش تدریس با بخش های قبلی دانش آموزان کمی سر در گم شوند ولی بلافاصله بر موضوع مسلط شده بطوری که در آینده دروس تدریس نشده به خاطر علاقه به کشف نشانه های بیشتر توسط دانش آموزان مطالعه خواهد شد .

-          در نشانه های 2 جدول مدادی وجود ندارد وادامه ی نشانه های جدید را معلم در جدول کلاس خواهد نوشت .

-          از نشانه های 2 به بعد معلم می تواند از متن کتاب بخوانیم املا بگوید ومحدودیتی ندارد.

-          روان خوانی از نشا نه های 2 گسترش می یابد

-          از تلفظ نشانه های 2 به صورت مخرج های عربی خودداری شود .

-          در آخرین بخش نشانه 2 در س آزاد وجود دارد. طراحی درس آزاد بر عهده ی دانش آموزان وبه کمک معلم صورت می گیرد و دانش آموزان بر اساس ذئق و علایق وملاحضات فرهنگ بومی و ضرورت هایی که احیانا در دروس دیگر دیده نشده یا معلم خود احساس نیاز بکند طراحی می شود.

-          تصویر درس بر خلاف دروس قبل بعد از متن می آید وبه دانش آموزان در فهم بیشتر مطالب کمک می کند .تصاویر در درجه ی دوم اهمیت قرار دارد.

محسن فروتن مدرس کشوری بخوانیم وبنویسیم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 18:33  توسط   | 

 

معمولاً برای هر تدریسی احتیاج به یک وسیله ای یا یک سوال یا نمایش و یا هر چیز دیگری است که در دانش آموزان ایجاد انگیزه کند . ما هم هر سال برای ایجاد انگیزه و جذب دانش آموزان برای درس جدید و همینطور گرفتن کلمه ی کلید از زبان آنها ، آن کلمه ی کلید را به صورت مجسم و تزیین شده به کلاس می آوریم. این وسایل یا اشکال توسط والدین دانش آموزان تهیه شده و به صورتی است که حرف جدیدی که در آن روز تدریس می کنیم در آن وسایل یا اشکال وجود دارد به طور مثال : برای درس (سـ س) سبد ــ یا برای درس ( اَ َ) اَنار یا برای درس (مـ م ) بادام و... طبیعی است که اینطوری هم در ذهن بچه ها خیلی بهتر جا می افته و هم ماندگاری بیشتری دارد. در ضمن کلاس از حالت یکنواخت بودن و سرد و بی روح بودن هم در می آید و در دانش آموزان نیز شور و نشاط زیادی ایجاد می کند. دانش آموزان این اشکال را اگر خوراکی نباشد در سبد الفبای خود نگهداری می کنند. این سبدهای الفبا در روز جشن الفبا که در آخر سال بر پا می شود به عنوان یادگاری و نشانه های حروف الفبا که در یک سال آموخته اند آورده می شود. البته بعضی از این اشکال به صورت خوراکی است که دانش آموزان سر کلاس میل می کنند مثل آش ، سیب، اَ نار و.. وبه جای آنها دانش اموزان از شکلها یا اشیایی که آن حرف وجود دارد را می سازند و در سبد الفبا می گذارند. در این جا تعدادی از عکسهایی که درتدریس فارسی بخوانیم از این وسایل استفاده می کنیم را مشاهده می کنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 18:31  توسط   | 

درباره فواید بازی و نقش آن در پرورش جسم و روح آنها ، پژوهش های زیادی انجام شده است و کارشناسان و پژوهشگران به این نتیجه روشن رسیده اند که بازی ، نیاز اولیه و ضروری کودکان است و هر چه امکان پرداختن آنها به بازیهای سالم و سازنده بیشتر باشد ،فکر و ذهن و جسم آنها بهتر پرورش می یابد و خصوصیت های اجتماعی آنها بهبود می یابد.

هیچ زمانی جز سالهای اولیه زندگی، بازی تأثیر خود را نشان نمی دهد. پس توجه به سالهای کودکی و تأثیر بازی، ضرورت بسیاری دارد. کودک هنگام بازی می تواند کشف کند چه کسی است و چه توانایی هایی دارد، دنیا چیست و چگونه خود را باید با محیط هماهنگ کند. بازی می تواند به کودک اعتماد به نفس دهد، بازی کردن بچه ها راهی است به سوی شکل گیــری شخصیتـی سالم و مفید. در نتیجه برای این که کودک در آینــده، زندگی خوب و بالنده ای داشته باشد، فرایند بازی بسیار ضروری است.

تعریف بازی

به هر گونه فعالیت جسمی یا ذهنی هدفداری که به صورت گروهی یا فردی انجام پذیرد و موجب کسب لذت و اقناع نیازهای کودک شود بازی گویند.

 

نقش بازی در رشد اجتماعی کودک

1.   موجب ارتباط کودک با محیط بیرون می شود و دنیای اجتماعی او را گسترس می دهد.

2.   موجب شکوفایی استعدادهای نهفته و بروز خلاقیت می شود.

3.   همکاری،همیاری و مشارکت کودک توسعه می یابد.

4.   با رعایت اصول و مقررات آشنا می شود.

5.   همانند سازی با بزرگسالان را می آموزد.

6.   با مفهوم سلسله مراتب آشنا شده و آن را رعایت می کند.

7.   رقابت را می آموزد و شکست را بطور واقعی تجربه می کند.

8.   قدرت ابراز وجود پیدا می کند و از ترس،کمرویی و خجالت بیهوده رها می شود.

9.   حمایت از افراد ضعیف را می آموزد

 

نقش بازی در رشد عاطفی

1.   نیاز به برتری جویی را ارضا می کند.

2.   موجب ابراز احساسات،عواطف، ترس ها و تردیدها،مهر و محبت،خشم و کینه و نگرانی ها می شود.

3.   تمایل به جنگجویی و ستیزه گری را کم می کند.

4.   برون نگری کودک را افزایش می دهد.

 

نقش بازی در رشد جسمی کودک

1.   موجب رشد هماهنگ دستگاهها و اعضای مختلف بدن می شود.

2.   باعث تقویت حواس کودک می شود.

3.   نیرو و انرژی بدن را به بهترین شکل مصرف می کند.

4.   کودک به توانمندیهای فکری و و بدنی خود آگاهی پیدا می کند.

 

نقش بازی در رشد ذهنی کودک

1.   در یادگیری زبان نقش بسزایی دارد.

2.   در رشد هوشی بسیار مهم تأثیر دارد.

3.   با مفاهیم ساخت،فضا،شکل آشنا می شود.

4.   رفتارهای هوشمندانه کودک تقویت می شود.

5.   موقعیت استفاده از قوه ی تخیل در کودک به وجود می آید.

6.   زمینه ی بهتر برای تفکر فراهم می آورد.

 

انواع بازیها

کودکان روحیات متفاوتی دارند و با توجه به ویژگی های خود،بازی های مختلفی را تجربه می کنند. عواملی که در انتخاب نوع بازی کودکان دخالت داردعبارتند از:

1) تفاوت های فردی 2) میزان سلامتی 3) سطح رشد جسمی و حرکتی 4)بهره ی هوشی 5) جنسیت 6) خلاقیت 7) فرهنگ خانواده
8) موقعیت جغرافیایی

بر همین اساس بازی به انواع گوناگون تقسیم می شود:

 

·   بازی های جسمی

از قدیمی ترین بازیهاست به ابزار مخصوص نیازمند است، هم به صورت انفرادی و هم به صورت گروهی انجام می شود، برای مصرف انرژی اضافی بدن و نجات یافتن از خستگی و کسالت بسیار مفید است و رفتارهای نا آرام و پرخاشگری توأم با عصبانیت کودک را کاهش می دهد.

 

·   باز ی های تقلیدی

کودک به تقلید نقش هایی می پردازد که آن ها را باور کرده است معمولاً بهترین شخصیتها برای شروع ایفای نقش،والدین برادران و خواهران و دوستان هستند کودک از ایفای نقش آنان لذت برده و تجربه کسب می کند در دوره ی دبستان بیشتر نقش معلمان را تقلید می کند در حالی که در دوره ی نوجوانی از تقلید رفتار بزرگسالان دوری می کند و به تقلید رفتار همسالان می پردازد که این خود آغازی است برای هماهنگی و همسو شدن با گروههای اجتماعی و ایفای نقش های زندگی.

 

·   بازی نمایشی

کودک در تقلید از بزرگترها از لباس و عینک و وسایل مخصوص آن ها استفاده می کند مانند پسر کوچکی که کت پدر را به تن کرده و یا دختر بچه ای که کفش پاشنه دار مادر را پوشیده و به زحمت راه می رود.

 

·   بازی های نمادی

زمانی که کودک دستیابی به ابزار و وسایل مورد نیاز خود را غیر ممکن می بیند نیازها و آرزوهای خود را با استفاده از وسایل نمادی و از طریق بازی بیان
می کند برای مثال بر تکه ای از چوب سوار شده این طرف و آن طرف می رود مانند این که سوار بر اسبی شده و آن را هدایت می کند .این نوع بازی یکی از بهترین شیوه های بازی درمانی محسوب می شود.

 

·   بازی های آموزشی

مهمترین وسیله آموزش کودک،استفاده از وسایل بازی مناسب است،مانند
مکعب های چوبی که کودک با جور کردن و دسته بندی کردن آن ها می تواند با مسائل اساسی اما ساده و آسان ریاضی آشنا شود از خانه های کوچک اسباب بازی برای آشنا کردن کودک با واقعیتهای موجود زندگی می توان استفاده کرد بازی های آموزشی موجب تقویت حواس و رشد قوای ذهنی و اجتماعی کودک
می شوند به شرط آن که سعی کنیم کنترل اصلی بازی در اختیار کودک باشد دو جهت و مسیر آن را تعیین کند.

 

·   بازی خلاقیتی

کودک از طریق به وجود آوردن چیزی،عقاید و احساساتش را اظهار می کند مانند نقاشی،موسیقی،خمیر بازی،شن بازی و یا استفاده از لغات که او را قادر می سازد تا در آینده داستان،شعر و نمایشنامه بنویسد.

 

·   بازیهای گروهی

این بازی ها هدف مشترکی دارند که افراد شرکت کننده برای نیل به آن ناگزیر تلاشها و فعالیت های خود را با یکدیگر هماهنگ کنند. از این رو بازی ، عامل مهمی در ایجاد مراوده و ارتباط متقابل میان کودکان است ، چرا که لزوم همکاری برای رسیدن به هدفی واحد موجب اتحاد آنها می شود . بنابراین کودکان با انتخاب نوع بازی و تعیین شرایط بازی و مقید کردن خود به اطاعت از اصول و قوانین بازی ، در حقیقت نوع خاصی از زندگی اجتماعی را تجربه می کنند و در سازمان دادن به این زندگی اجتماعی ، این باور را در خود پرورش می دهند که به منظور پذیرش در گروه بازشنا سی از سوی همبازی ها ، باید به توعی دیگر همبازی ها را در زندگی خود شرکت دهند . کودک بدون بازی و بویژه بازیهای گروهی ، خودخواه و فاقد توانایی لازم برای ایجاد ارتباط موفق و سالم با دیگران بار می آید ، حال آنکه از طریق بازی ،شیوه همکاری و نفوذ در گروه همسالان جلب توجه ، دیگران ، رعایت حقوق دیگران زندگی گروهی وبسیاری از امور اجتماعی دیگر را یاد می گیرد.

 

تقسیم دیگر

* بازیهای طبیعی:

آنچه مشهود است اینکه این بازیها نه تنها منجر به رشد کودک چه از نظر جسمانی و روانی می شود بلکه بلوغ و پختگی شخصیت را همراه دارند . مثلاً اکثراً بازیهای طبیعی توام با حرکات و تقلاهای سخت است و همین عاملی است که کودک بتواند شیوه های گوناگون موجهه با محدودیت های موجود در زندگی آتی خود و عالم هستی و پرش از این محدودیت ها را تمرین کند.

* بازیهای شهری

به دلیل زندگی محدود در آپارتمانها ، جلوگیری از مزاحمت برای همسایگان، عدم امنیت در خیابانها و کوچه ها به هنگام بازی و امثالهم ، کودکان شهر نشین نه تنها از انجام بازی های طبیعی محرومند بلکه مجال نفس کشیدن ، با صدای بلند آواز خواندن و …. را هم ندارند . ورزشهای دسته جمعی در خیابانها و پر شدن کوچه ها و معابر عمومی توسط کودکان ، نوجوانان و حتی جوانان در روزهای تعطیل یا ساعت بعد از تعطیل شدن مدارس نمونه بارزی از عطش درونی و طبیعی آنان به چنین فعالیت و اشتغالی است . متأسفانه آنچه زندگی شهری با خود به ارمغان آورده است محدودیت های غیر طبیعی است. محدودیت هائی که منجر به هیچگونه حرکت فعالانه و طبیعی نمی شود. زندگی شهری به تبع ویژگیهایی خاصی که ما لحظه به لحظه با آن روبرو هستیم ناگزیر از استحکام و تثبیت چنین محدودیت هائی است و نتیجه آن اینست که فرزندان ما امکان بکار انداختن قوای گوناگون هستی خود را ندارند.اگر پدران ما با همکلاسیهای خود پیاده فاصله خانه تا مدرسه را طی می کردند و در این اثنا ، همدلی ، همراهی ، همکاری و .. را تجربه می کردند ، فرزندان ما عادت کرده اند که صبح با چشمان خسته از تماشای تلویزیون و برنامه های شب گذشته و برای صرفه جوئی در وقت با تاکسی ، سرویس یا وسیله شخصی خانواده به مدرسه برود . یعنی فقط چاردیواری « چاردیواری خانه ، اطاق، ماشین ، مدرسه ، تلویزیون ، رادیو ، اسباب بازی و … ».

 

اسباب بازی

انتخاب «بهترین اسباب بازی» برای کودک ، کاری تقریباً ناممکن است. بهترین اسباب بازی آن است که کودک را مجذوب خود می کند و او دوباره به سراغ آن می رود و تحریک و لذت بیشتری از آن کسب می کند. این اسباب بازی ممکن است خیلی گران یا خیلی ارزان تمام شود ولی نهایتاً همان اسباب بازی است که کودک از آن لذت می برد و بیشترین امکانات یادگیری را برای وی فراهم می آورد. برخلاف آنچه والدین انتظار دارند، هر قدر اسباب بازی دارای شکل غیر اختصاصی تر و بنیادی تر باشد، قوه تخیل کودک را بیشتر تحریک می کند. مثلاً شاید یک تکه چوب که می توان از آن به عنوان شمشیر یا عصا استفاده کرد بیشتر از یک عروسک با لباس های گران قیمت که فقط می توان یک شخصیت داشته باشد به خلاقیت کودک شما کمک کند. اما یکی از نکات بسیار مهم که والدین باید آن را مورد توجه قرار دهند انتخاب اسباب بازی برحسب سن کودک است . یعنی یک اسباب بازی که کودکی دو ماهه را سرگرم می کند نمی تواند یک کودک دو ساله را سرگرم کند و بالعکس. کودکان همگام با رشد خود به محرک های متفاوتی نیاز دارند و انتخاب اسباب بازی بایستی براساس نیازهای متغیر آنها باشد. تناسب داشتن اسباب بازی انتخاب شده با سن کودک بسیار مهم است. اگر اسباب بازی خیلی پیشرفته باشد کودک نمی داند چگونه با آن بازی کند و لذت زیادی از آن نمی برد ، اگر هم بسیار ابتدایی باشد حوصله کودک زود سر می رود. کودک خردسال به اسباب بازی هایی نیاز دارد که حواس پنجگانه او را تحریک کند.

*زیر یک سال

اسباب بازی های مناسب آنهایی هستند که رنگ ها، حالات مختلف سطح
( نرمی ، زبری) مواد، شکل های جالب و متنوع را به کودک می نمایانند. اسباب بازی هایی که صدا در می آورند و نسبت به عملی که با آنها انجام می شود واکنش نشان می دهند مثل جغجغه که به کودک احساس تسلط و کنترل
می دهند و رشد مهارت های دستی و هماهنگی او را تسریع می کنند.

*کودکان نوپا

از بازی های « داخل گذاشتن – بیرون آوردن» لذت می برند ؛ لذا مکعب هایی با اندازه ها و شکل های مختلف، فنجان های پلاستیکی، قاشق، اسباب بازی های داخل حمام، پیاله، هرم های اسباب بازی، همگی از اسباب بازی های مورد علاقه آنها هستند.

* دو سالگی

کودکان در این سن مهارت چرخشی مچ را کسب می کنند که آنها را قادر
می سازد چیزهای مختلف را بپیچانند و درها را باز کنند. اسباب بازی هایی که درپوش پیچی دارند، مکعب هایی که داخل هم چفت می شوند، مجموعه اشکال پیشرفته تر با قطعاتی به شکل های مختلف که هر یک فقط در داخل یک سوراخ جا می گیرد ، تابلو شکل و میز نجاری ، همگی اسباب بازی های مناسبی برای رشد کودکان در این مرحله سنی به شمار می روند.

* دبستانی

همچنان از بازی با مکعب ها، وسایل نقاشی و رنگ آمیزی و هر چیزی که محرک بازی های تخیلی باشد لذت می برد. او می تواند شروع به انجام بازی های ساده با کارت های بازی یا دومینوهای تصویری کند.

تمام بچه ها بازی کردن را دوست دارند و این برای کودکان مفید است زیرا سبب دوراندیشی و توانایی پیش بینی عواقب یک کار می شود.به یاد داشته باشید که اگر شما هم در بازی ها شرکت کنید جنبه آموزشی بازی برای کودکانتان بیشتر می شود..

 

چگونه می توان از وسایل خانه برای ساختن اسباب بازی استفاده کرد؟

با نگاهی به گوشه و کنار آشپزخانه منزل و کمی قوه تخیل از جانب خودتان و کودکتان می توانید ساعاتی سرشار از سرگرمی های جذاب برای کودک خود فراهم آورید. ظرف های پلاستیکی غذا، سطل ماست، ظرف بستنی، لیوانهای پلاستیکی، بطری های پلاستیکی، قوطی های محکم، شاید ساده ترین و چند منظوره ترین اسباب بازی های خانگی باشند. می توان از جعبه های پلاستیکی با اندازه های مختلف برای ساعت ها بازی داخل گذاشتن و بیرون آوردن ، برداشتن و ریختن آب در حمام ، پر و خالی کردن ماسه، یا بازی با گِل در باغچه استفاده کرد. با ریختن چند تکه خمیر نان یا نخود فرنگی خشک شده در یک ظرف و محکم کردن در آن می توانید یک جغجغه یا ابزار موسیقی بسازید. می توانید عکس ها را ببرید و برای کودک خود در جعبه ای جدا بریزید و با کودکانتان بازی کنید بدین صورت که گاهی اوقات کارت ها (عکس های بریده شده) را بچینید و اسامی آنها را برای کودکتان با صدای بلند و رسا بگویید و از کودک خود بخواهید تکرار کند که این روش به صحیح صحبت کردن فرزندانتان کمک می کند و یا دفتری برای کودکتان در نظر بگیرید و این عکس ها و کارت های رنگی را به کمک فرزندتان در آن دفتر بچسبانید.

 

استفاده از رایانه‌ای

در اینجا صحبتی از بازی های رایانه ای نسیت چرا که یک موضوع مستقلی است و عوارض خاص خود را بهمراه دارد.

رایانه‌ وسیله مفیدی است که محروم کردن کودکان از آن با هیچ معیار عقلانی جور در نمی آید. در واقع دانش آموزی که کار با رایانه‌ را بلد باشد، چند قدم از همسن و سالانش جلوتر است. تنها چیزی که باید به آن توجه کرد این است که باید با برنامه‌ریزی مشخص از کودکان خواست تا مدت استفاده از رایانه‌ را محدود کنند تا از عوارض ناشی از آن مصون بمانند.

رایانه به‌دلیل اینکه غالباً با تفکر و یا سرعت عمل کودک در ارتباط است، می‌تواند به عنوان روش خوبی برای استفاده از اوقات فراغت تلقی شود، در عین حال این وسیله نیز مثل بسیاری از دستاوردهای فناوری جدید در کنار منافع، عارضه‌هایی نیز دارد.استفاده مداوم کودکان از رایانه‌ از جنبه های مختلفی می تواند باعث نگرانی پدر و مادر شود.

عوارض منفی

* تشنج

یکی از عوارض استفاده بدون برنامه از رایانه‌ این است که بعلت اینکه معمولاً باید کودک نگاه دقیق برتصاویری داشته باشد که دارای حرکات سریع توأم با پرش نور است، در بچه‌هایی که دارای زمینه صرع هستند، می تواند منجر به حملات تشنجی شود.

*کم خوابی

با توجه به اینکه کار با رایانه به علت جاذبه زیاد منجر به کم خوابی یا تأخیر زیاد در خواب شبانه کاربر می‌شود.

*اضطراب

کار با رایانه به علت نیازمند بودن به دقت فراوان و یا عوامل دیگر، در صورت طولانی بودن معمولاً منجر به اضطراب، تنش عصبی و تحریک پذیری می‌شود. این پیامدها می‌توانند خود سرمنشاء ناهنجاری‌های دیگری شود، به عنوان مثال در بچه‌هایی که زمینه تیک‌های عصبی دارند، استفاده طولانی، معمولاً منجر به تشدید عارضه تیک در آنها می‌شود.

* ساختار بدن

کار مداوم با رایانه‌ علاوه بر عوارض عصبی، به طور غیرمستقیم بر ساختار کل بدن هم تاثیر می‌گذارد. استفاده طولانی از رایانه به جهت وضعیت معمولاً نامناسب نشستن ، زمینه را برای بروز آرتروز کمر و گردن در سنین بالاتر فراهم می کند.

البته مدت زمان استفاده از رایانه در افراد مختلف با استعداد به بیماری‌های زمینه‌ای گوناگون و در سنین مختلف و همچنین نوع کاربری، متفاوت است و نمی‌توان یک قانون کلی برای همه افراد در نظر گرفت اما بهتر است از خود کودک خواست که با اندکی احساس خستگی در مثلاً عضلات اطراف چشم از ادامه بازی و استفاده از رایانه خودداری کند.

برای همه کودکان بهتر است در حین استفاده از رایانه مقاطعی از زمان را برای استراحت خود در نظر بگیرند. در مجموع به نظر نمی‌رسد استفاده از رایانه‌ در بیشتر از 1 یا 2 بخش ۳۰ دقیقه‌ای کار صحیحی باشد و استفاده طولانی‌تر می‌تواند منجر به عوارض مختلف از جمله در سیستم عصبی شود.

 

توصیه هایی برای والدین

1.   به بازی کودکان اهمیت دهیم زیرا زندگی آن ها در بازی شکل واقعی به خود می گیرد.

2.   تلاش کنیم تا بازی های کودکان متناسب با فرهنگ و ارزش های خانواده باشد.

3.   با دقت در تفکرات خلاق و پویایی کودکان در حال بازی می توانیم با چگونگی شخصیت آن ها بیشتر آشنا شویم.

4.   در بازی کودکان دخالت نکینم اما راهنما و کمک دهنده ی خوبی باشیم.

5.   با همبازی شدن با کودکان راه دوستی ها را باز کنیم و راه پنهان کاری های دوره ی جوانی را ببندیم.

6.   کاری کنیم که بازی به صورت تجربه ای لذت بخش در ذهن بچه باقی بماند.

7.   برای متوقف کردن بازی از امر و نهی بپرهیزیم.

8.   با توجه به روحیه ی کنجکاو کودک به گونه ای او را راهنمایی کنیم که به تفکر مثبت و اندیشه خلاق و سازنده دست یابد.

9.   مراقب باشیم که محیط بازی موجب آسیب جسمی ،فکری و یا روانی نشود.

10.               در انتخاب نوع بازی به سن و جنس و توانایی های فرزندمان توجه کنیم.

11.               نوع و مدت زمان بازی فرزندمان را کنترل کنیم که از فشارهای هیجانی و روحی بیش از حد دور باشد.

12.               برای انتخاب الگوهای صحیح زمینه ی مناسبی را برای بازی های تقلیدی کودکانمان فراهم کنیم.

13.               از محدود کردن کودک در هنگام بازی بپرهیزیم.

14.               وسایل بازی را مناسب سن و رشد جسمی و ذهنی کودک تهیه کنیم.

15.               آداب اجتماعی و چگونگی رفتار با دیگران را ضمن همبازی شدن با کودکان می توانیم به صورت غیر مستقیم به آن ها بیاموزیم.

16.               به مطالب و نحوه ی بیان کودکان در بازی به خوبی توجه کنیم زیرا احساسات و مشکلات زندگی واقعی آن ها در بازی منعکس می شود.

17.               برای انتخاب همبازی ها ی خوب فرزندمان را غیر مستقیم راهنمایی کنیم. زیرا رفتاهای یک همبازی خوب تأثیر بسیار مثبتی در آینده ی او خواهد داشت.

18.               اگر در حضور فرزندمان با وسایل موجود در خانه برای او اسباب بازی بسازیم ارتباط عاطفی میان ما و کودکمان تقویت خواهد داشت.

19.               برای تقویت حس همکاری و مسئولیت پذیری فرزندمان با او توافق کنیم که پس از بازی اسباب بازی های خود را جمع کرده و گرنه دفعه بعد اجازه استفاده از آنها را نخواهد داشت.

20.               از فرزندمان بخواهیم که اجازه دهد تا همبازی هایش از اسباب بازی های او استفاده کند.زیرا موجب تقویت حس نوع دوستی و تسهیل در ارتباط با دیگران می شود.

21.               اسباب بازی های گران قیمت ممکن است وسیله بازی مفید نباشد هنگام خرید توجه داشته باشیم که اسباب بازی باید بتواند قدرت خلاقیت و سازندگی فرزندمان را رشد دهد.

22.               وسایل بازی جورکردنی،پازل ها،خمیر بازی اسباب بازی های مناسبی به شمار می روند.

23.               در محیط های بازی گروهی مثل زمین بازی کودکان در پارک ها اجازه دهیم بچه ها با هم دوست شوند و بازی کنند از وارد شدن به محیط بازی کودکان بپرهیزیم.

24.               از همبازی شدن کودکان با افراد بزرگتر به ویژه نوجوانان و جوانان اکیداً جلوگیری کنیم.

25.               کودکان همواره نیازمند بازی هستند پس اسباب بازی های مناسبی هر مکان را همراه خود داشته باشیم.

کودکان به مجموعه ای از بازی های جسمی،اجتماعی ،عاطفی و ذهنی بپردازند.هنگامی که فقط یکی از بازی های را انجام می دهند«بازی های ذهنی» از رشد اجتماعی،جسمی و عاطفی محروم شده و احتمال بروز عصبانیت و پرخاشگری در آن ها افزایش می یابد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 18:26  توسط   | 

خوش‌خطی از جمله صفاتی است که برخی آن را ارثی می‌دانند. می‌توان شواهدی برای اثبات این مدعا یافت. اما ذاتی بودن خط‌خوش به آن معنا نیست که این صفت قابل یادگیری نباشد. در واقع می‌توان از ابتدا که بچه‌ها دبستان می‌روند، با توجه به یک رشته ملاحظات و انجام تمرین‌هایی چند، دانش‌آموزان را به اهمیت خط خوش واقف و این قابلیت را در آنان تقویت کرد. در مطلبی که در پی می‌آید، آموزگاری توصیه‌هایی را برای واداشتن دانش‌آموزان از بدخطی و تشویق آنان به خوش‌خطی عرضه می‌کند. مخاطب برخی از این توصیه‌ها آموزگاران و  والدین و برخی دیگر خود دانش‌آموزان است. نویسنده معتقد است توجه به نگارش دانش‌آموزان از همان سال‌های اولیه دبستان مورد توجه قرار بگیرد.

پرورش قابلیت خو‌شنویسی در بچه‌ها می‌تواند امتیازی چشمگیر در بزرگسالی برای آنان به همراه داشته باشد. هر چه باشد، خوش‌خطی از جمله صفاتی است که همواره مورد توجه بسیاری  قرار می‌گیرد. پس اگر می‌خواهید فرزندتان خوش‌خط شود، به این نکات توجه کنید:

علل بدخطــــی

* توجه نکردن دانش‌آموزان به خط زمینه دفتر و تخته کلاس.

* اضطراب و نگرانی دانش‌آموزان هنگام نوشتن.

* نداشتن اعتماد به نفس هنگام نوشتن.

* نداشتن آ‌مادگی جسمانی، روانی، روحی.

* وجود اختلالات یادگیری در دانش‌آموزان.

* نداشتن هدف و انگیزه برای زیبانویسی.

* مواجه شدن دانش‌آموزان با حجم زیاد تکالیف.

* تندنویسی تکالیف.

* استفاده از خودکار، روان‌نویس و وسایل مشابه آن.

* آشنا شدن دانش‌آموزان در کلاس اول با خط نسخ ماشینی، این امر سبب می‌شود در کلاس‌های بالاتر به سختی بتواند خط نستعلیق را جایگزین خط نسخ کند.

* خط نسخ  کتاب‌های درسی دوره ابتدایی.

* اتلاف وقت هنگام نوشتن خط نسخ مانند کلمه (محمد) اگر همین کلمه را دانش‌آموز با خط نستعلیق بنویسد سرعت بیشتری خواهد داشت.

* بی‌توجهی به هنر.

* خط نسخ روی کاغذ حجم بیشتری می‌گیرد، اما واژگان در خط نستعلیق جای کمتری اشغال می‌کنند.

* خط نسخ به سبب نداشتن سیرهای دایره‌ای و انحناها و قوسهای موجود در مفردات و کلمات صرفاً یادگیری در خواندن و نوشتن را تسهیل میکند و تأثیری در خوشنویسی ندارد.

* فشردگی برنامه کلاسی در یک نیمروز و فشار بر دانش‌آموزان به سبب دو یا چند نوبتی بودن مدرسه.

* استفاده از ابزار نامناسب از جمله مداد کوتاه و کاغذ بدون خط به خصوص در پایه‌های اولیه ابتدایی.

* بی‌‌دقتی هنگام نوشتن و رعایت نکردن هم شکلی، هم اندازه و هم فاصله بودن واژگان.

* بی‌دقتی برای تمیز و مرتب نوشتن.

* تراکم بیش از حد شاگردان در کلاس و نداشتن فضای مناسب و کافی برای نوشتن.
* دادن تکالیف نامناسب و بدون تناسب با توانایی کودکان.

* بی‌اعتنایی اغلب معلمان ابتدایی به استفاده از خط‌ نستعلیق و  آموزش آن.

* واکنش‌های منفی و نامناسب بعضی معلمان در برخورد با نوشته‌های دانش‌آموزان.* جدی نگرفتن یادگیری خط از طرف خانواده و مدرسه و نبود مراقبت‌های لازم.

* نبود انگیزه، حوصله و دانش لازم نزد برخی معلمان ابتدایی برای آموزش خط به دانش‌آموزان.

* بدخطی بعضی از والدین، سرمشق نامناسبی برای کودکان است.

* دادن سرمشق‌هایی با رسم‌الخط نامناسب به دانش‌آموزان.

* ندانستن روش‌ و راهکارهای، خوشنویسی و اجرا نکردن تمرین‌های لازم.

* قرار دادن چپ دست و راست دست در کنار هم هنگام نوشتن.

* بی‌توجهی به زیبایی هنری خط که باعث تقویت روح لطیف در کودکان می‌شود.

* نبود دستورالعمل مشخص و روشنی برای آموزش خط نستعلیق به منظور تکرار و تمرین دانش‌آموزان.

 

راهکـــارهای رفـــع بدخطـــی

برای رفع بدخطی دانش‌آموزان، از سوی معلمان و پژوهشگران راهکارهای فراوانی معرفی شده است که به ذکر برخی از آنها می‌پردازیم:

* در کلاس اول ابتدایی از مجرب‌ترین و علاقه‌مند‌ترین معلمان استفاده شود.

* تمهیداتی به عمل آید که معلم درس اول بتواند در حین آموزش از ابزارهای سمعی بصری استفاده کند.

* معلمان با اصول صحیح نوشتن آشنا و دارای خط خوش باشند.

* برای معلمان در زمینه خط نستعلیق دوره‌های کارآموزی آموزش ضمن خدمت گذاشته شود تا پس از دیدن دوره‌های لازم، در کلاس حضور یابند.

* انگیزه آموزش خط زیبا به دانش‌آموزان در معلمان تقویت شود.

* معلمان در مورد خط بچه‌ها را توبیخ نکنند.

*‌معلم با رفتار خود در میان دانش‌آموزان تبعیض قایل نشود.

* با رسیدگی انفرادی به نوشته‌های کودکان ضعیف دلیل بدخطی بررسی و برای برطرف کردن آن تمهیدات لازم اندیشیده شود.

* علاقه و انگیزه برای صحیح نوشتن و زیبانویسی را در کودکان تقویت کنند.

* به تفاوت‌های فردی و نقاط قوت و ضعف دانش‌آموزان توجه شود.

* مقدار تکالیف با توانایی کودکان تناسب داشته باشد.

* تکالیف هدفدار باشد و باعث تقویت قوای ذهنی کودک شود.

* تکالیف به گونه‌ای باشد تا تمرین و تکرار آنها باعث تثبیت یادگیری شود.

* تکالیف به صورت مستمــــر مورد رسیدگــی معلم قرار گیرد و او از تشویق و تذکر استفاده کند.

* اهمیت انجام دادن تکالیف نوشتنی برای کودک مشخص باشد.

* از الفاظ مناسب و زیبا مانند بسیار خوب، عالی، آفرین فرزندم و ... در تأیید نوشته‌های کودکان استفاده شود.

* هرگز نباید تکالیف دانش‌آموزان را خط زد، زیرا انگیزه زیبا نوشتن را در آنها از بین می‌برد.

* در نوع تکالیف تنوع وجود داشته باشد تا رغبت انجام دادن آن در دانش‌آموز ایجاد شود.

* بعضی اشتباهات دانش‌آموزان چشم‌پوشی شود و او مورد راهنمایی قرار گیرد.

* هدف از نوشتن به صورت خط نستعلیق برای دانش‌آموزان روشن باشد.

* دانش‌آموزان به خط زمینه دفتر و تخته کلاس توجه کنند.

* دانش‌آموزان به جهت‌های حرکت در نوشتن مانند بالابه پایین، راست به چپ و زیر خط دقت کنند.

* کودک مداد را به طور صحیح در دست بگیرد و برای نوشتن، از ابزار مناسب استفاده کند.

* با رعایت نظم و پاکیزگی صفحه دفتر خود را کثیف نکند.

* زیاد درشت و زیاد ریز ننویسد و به یک اندازه نوشتن عادت کند.

* در آغاز نوشتن از دفاتر خط‌دار استفاده کند تا بتواند در مراحل بعدی بدون استفاده از خط زمینه مطلب خود را در خطی مستقیم و درست بنویسد.

* دانش‌آموزان عادت کنند واژگان را یک‌سره و یک باره بنویسند و سپس نقطه‌های حروف هر کلمه را بگذارند.

* بهتر است تا زمانی که شاگردان به درست نوشتن عادت کنند، تکالیف خود را در کلاس و زیر نظر مستقیم معلم انجام دهند.

* دانش‌آموزان نوشتن واژگان دیگر را نیز تمرین کنند و نوشتن کلمات و رونویسی مختص به کتاب نباشد تا درست نوشتن کلمات دیگر را نیز یاد بگیرند.

* از وضع خانوادگی، مالی، فرهنگی، توانایی‌ها، حالات روحی روانی، عاطفی و بهداشتی دانش‌آموزان اطلاعات کافی در دست باشد، زیرا گاهی انگیزه‌های بدخطی ناراحتی‌های روحی  عاطفی و فرهنگی است.

*‌ یک رسم‌الخط یک دست و یکسان به خط ریز نستعلیق یا شبیه آن برای سال اول در نظر گرفته شود.

* کتب درسی با رسم‌الخط تلطیف شده خط نستعلیق چاپ شود.

* نگاه کردن به خط نستعلیق(مشق نظری) تأثیر زیادی در خوش‌نویسی دارد. بنابر این بهتر است از پایه اول دانش‌آموز با این خط آشنا شود.

* به ساعت خوشنویسی اهمیت بیشتری داده شود.

* از رسم‌الخط‌های تحریری برای تقویت مهارت دانش‌آموزان در نوشتن استفاده شود(مانند تمرین‌هایی برای پر رنگ‌کردن کلمات تحریری، کپی کردن از روی آنها جهت تمرین، شبیه‌سازی به طور مستقیم از طریق نگاه کردن(مشق نظری) و عمل سایه‌زدن).

* برای استفاده از خط نستعلیق به صورت مداوم و مستمر تأ‌کید شود.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 18:22  توسط   | 

 

نوشته شده توسط:علی اکبر ادهم ماراللو آموزگار اول مدرس هنر ابتدایی

تاثیر رنگ ها بر تفکر و خلاقیت
ما در دنیای رنگها زندگی می‌كنیم و تا حد بسیار زیادی به رنگها خو گرفته‌ایم. رنگی بودن جهان یكی از بزرگترین موهبتهای الهی است كه باعث شادی و نشاط انسانها شده و موجب رسیدن به امید و آرامش در آنان می‌شود.

ما در دنیای رنگها زندگی می‌كنیم و تا حد بسیار زیادی به رنگها خو گرفته‌ایم. رنگی بودن جهان یكی از بزرگترین موهبتهای الهی است كه باعث شادی و نشاط انسانها شده و موجب رسیدن به امید و آرامش در آنان می‌شود.
همه ی ما از وجود رنگها آگاهیم امّا آیا از تأثیر آنها بر روح ، روان ، ذهن و اندیشه‌مان نیز باخبریم؟ روان‌شناسان دریافته‌اند كه رنگها تأثیرات معجزه‌ آسایی بر روح و روان انسانها داشته و علاقه به رنگهای خاص نیز گویای بسیاری از ناگفته‌های ذهن و روح آنهاست.
آنچه سبب شد در این مقاله به تأثیر رنگها بپردازیم، بررسی اثرات رنگها بر خلاقیت فكری و ذهنی كودكان و رشد تفكر در آنها ست ؛ چرا كه می‌توان از رنگها بعنوان ابزاری در خدمت رشد تفكر بچه‌ها استفاده كرد. قبل از هر چیز لازم است بدانیم كه رنگها چطور تعریف می‌شوند؟ رنگ به كیفیتی گفته می‌شود كه با آن می‌توانیم اسمی برای آنچه در طیف می‌بینیم مثل سبز، زرد، قرمز، نارنجی و ... بگذاریم.
ته رنگ نیز وقتی ایجاد می‌شود كه به رنگ موردنظر كمی رنگ سیاه اضافه شود و تون وقتی ایجاد می‌شود كه به رنگ مورد نظر كمی خاكستری اضافه شده باشد.حال در اینجا به بررسی تأثیر رنگهای مختلف بر خلاقیت افراد می‌پردازیم:



رنگ قرمز:


رنگ قرمز یكی از سه رنگ اصلی است كه بسیار هیجان‌انگیز و اعتمادآفرین ـ آور است و اغلب، خطر و آتش را تداعی می‌كند. در ضمن حواس را تحریك كرده و انرژی‌های متمركز، جاه‌طلبی، شهامت و اشتها را افزایش می‌دهد.
قرمز، رنگی است هیجانی و ذهن منطق‌گرا را به زانو در می‌آورد. این رنگ، انرژی مهار نشده ای است كه موجب افزایش خلاقیت، انرژی و شادابی در زندگی می‌گردد.
چكیده‌ ویژگیهای رنگ قرمز
مثبت
پر انرژی
با اعتماد به نفس
پر شور
روراست
اقدام كننده
كاوشگر
اخلاق‌گرا

منفی
خسته كننده
پرخاشگر
ناراضی
عجول
بی‌تاب
بیش از حد مغرور
توجه: رنگ قرمز در معماری كلاسهای درس، كاربردی ندارد؛ زیرا دیوارهای قرمز كودكان را آشفته حال و بَد خلق می‌كند و به علت روح هیجانی كه در این رنگ نهفته است، كودك را از حالت آرام خارج كرده و به جنب و جوش و ناآرامی می‌كشاند و از تمركز او جلوگیری می‌كند؛ لذا بهتر است از رنگ قرمز در فضای كلاسی استفاده نشود اما می‌توان از این رنگ در محیطهای بازی ، نمایش و ورزش استفاده كرد.

زرد


در میان رنگها، زرد بالاترین بازتابش را داشته و محرك فكر است. این رنگ، سمبل طبیعی آگاهی و روشنی است و روی ضمیر انسان، خلاقیت و مثبت اندیشی اواثر می‌گذارد بطوری كه مثبت بودن را تداعی می‌كند؛ ولی در عین حال، معانی منفی زیادی دارد.
زرد یكی از رنگهای اصلی است كه با فعالیتهای ذهنی تداعی دارد و هوش و كنجكاوی فرد را تقویت می‌كند. بنابراین با نماد سرعت، بویژه سرعت تفكر و تصمیم‌گیری در ارتباط است و تمركز حواس را بالا می‌برد.

لیمویی


لیمویی یكی از رنگهای خانوادة زرد می‌باشد كه نشان‌دهندة شخصیت مثبت و زود فهمی است. در ضمن تركیب آن با آبی آسمانی نشانگر ذهن باز، فهم زیاد و درك بسیار شفاف است.
لازم به تذكر است كه رنگ زرد Contrast یا تقابل ویژه‌ای با خاكستری كه رنگ خنثی است دارد، لذا برای حذف معانی منفی آن، از رنگ خاكستری و خانواده آن استفاده می‌شود.
توجه: رنگ زرد در دكوراسیون داخلی، فضا را روشن و شاد می‌سازد ولی مشاوران و مددكاران اجتماعی كه سر و كارشان با كسانی است كه از لحاظ احساسی، آسیب پذیرند باید در انتخاب این رنگ با احتیاط عمل كنند؛ زیرا این رنگ هم برای احساسات خوب و هم برای احساسات بد بسیار تحریك كننده‌ است. لازم به ذكر است كه طراحان اتاقهای آموزشی هم از این امر مستثنی نبوده و باید در انتخاب رنگ فضای آموزشی توجه لازم را داشته باشند.

نارنجی


رنگ نارنجی، مخلوطی از قرمز و زرد است و گفته شده شوق را با استعداد تركیب می‌كند. در ضمن رنگ یادگیری، آزمایش، قضاوت، پذیرش یا رد مطلب هم هست. نارنجی احساسات متلاطم و هیجانی را تسكین می‌دهد و برای رسیدن به آرامش بسیار مؤثر است؛ چرا كه قسمت زرد آن، با خنثی كردن انرژی و هیجان رنگ قرمز، انجام این فرایند را به صورت عقلانی و منطقی تضمین می‌كند.
قرار گرفتن در محیط نارنجی، افق دید و فكر را وسیعتر كرده و رنگی انقلابی بشمار می‌رود، چرا كه پشتكار و پروژه‌های رسیدن به گامهای موفقیت آمیز را ترسیم می‌كند.
در ستاره‌شناسی، نارنجی با علامت شیر (مرداد) ارتباط خاصی دارد و به تقویت ایده‌آلهای دوستانه و اجتماعی، خلاقیت و خودشكوفایی كمك می‌كند.
در رنگ نارنجی، حسی مستتر شده كه می‌تواند بر حمله‌های غیرمنطقی و فوبی‌ها (ترسها) پایان دهد.

استفاده از رنگ نارنجی در محیط آموزشی


رنگ نارنجی، رنگی زنده و قوی است و بهتر است با رنگهایی همچون رُسی یا زردآلویی مخلوط شود تا اتاق را از حالت پرتنش خارج كرده و به محیطی آرام‌ و دوستانه‌تر تبدیل كند. از آنجا كه نارنجی رنگی است محرك ، برای فضای آموزشی در مقطع دبستان بسیار ایده‌آل است؛ چرا كه از یك طرف دانش آموزان را سرزنده، نیرو‌بخش، گرم و آرامش طلب می‌كند و از طرف دیگر از خواب آلودگی و بی علاقگی كودك مخصوصاً در ساعات اولیه صبح جلوگیری می‌كند.

سبز


رنگ سبز می‌تواند در درون ساختار روان‌شناختی ما تعادل كامل ایجاد كند و در بین همه رنگها از همه آنها خوشایندتر است، زیرا چشم برای تمركز كردن روی آن هیچ نیازی به تنظیم شبكیه ندارد.
روان‌شناسان بر این عقیده‌اند كه سبز حالتی از نگرش ذهنی مثبت را ایجادكرده و چون با رنگهای طبیعت، بیشتر سر و كار دارد احساس ثبات و امنیت را در ما تقویت می‌كند. البته رنگ سبز در تُن‌های متفاوت، نمادی متفاوت دارد.

رنگ سبز در تُن‌های متفاوت:


سبز یشمی
در این رنگ، آرامش روحی نهفته شده و فراست و هشیاری فرد را بالا می‌برد. سبز به انسان كمك می‌كند تا اسرار نهان جهان هستی را بهتر درك كرده و به او بینش فلسفی همراه با عقل سلیم عطا كند. كسانیكه سبز یشمی را دوست دارند بطور ذاتی روشن‌بین و منطقی هستند.
سبز تیره
سبز تیره نشان‌دهنده قابلیت اعتماد (اعتماد پذیری) است و فردی كه این رنگ را دوست دارد، دارای شخصیت با ثباتی است كه در بحرانها می‌تواند بدون دستپاچگی كنترل اوضاع را در دست گیرد. در چنین اشخاصی عقل، منطق و ذهنیت واقع‌بین از خصوصیات درونی آنها زاییده شده است.درضمن اختلاط سبز تیره با آبی آسمانی، آزادی اندیشه و خلاقیت را نشان می‌دهد.

استفاده از رنگ سبز در فضای آموزشی


سبز، یك رنگ ثانویه است كه از تركیب دو رنگ متضاد زرد و آبی بدست می‌آید. این رنگ چون با طبیعت در ارتباط است، رنگی متعادل محسوب می‌شود و به آرامش روحی و اعصاب كمك كرده و محیطی آرامش‌بخش را ایجاد می‌كند.
سبز برای دكوراسیون اتاقهای مطالعه، فضا‌های آموزشی و مكانی كه به تمركز احتیاج دارد با اهمیت بوده و رنگ ایده‌آلی محسوب می‌شود. این رنگ به اتاق و كسانیكه در آن فضا قرار دارند، آرامش‌ متعادلی می‌دهد. اگر سبز را با انواع كرم و سفید مخلوط كنیم و در رنگ‌آمیزی اتاق و فضای آموزشی بكار بریم، فضای آرام‌بخش و تفكر آمیزتری خواهیم داشت و اگر با رنگ قرمز تركیب شود، به شكوفایی خلاقیت افراد در آن فضا پرداخته وازخود تركیبی قوی می‌سازد.
رنگ آبی با رنگ سبز تركیبی دلنشین و هماهنگ دارند كه در طبیعت به صورت گلهای آبی در میان شاخ و برگهای سبز نمودار شده است. این دو رنگ به كلاس ، فضایی متعادل و آرام داده و به تقویت تمركز افراد می‌انجامد كه برای اتاقهای مطالعه بسیار ایده‌آل است. بطور كلی تلفیق این دو رنگ، آرام‌بخش و متمركز كننده حواس است.
تونالیته‌های قرمز، صورتی و زرد، هم در تركیب رنگی با آبی، همراهان بسیار عالی محسوب می‌شوند و می‌توانند هر كدام از سردی رنگ آبی بكاهند.

آبی


آبی، یكی از رنگهای اصلی است كه به رنگ حقیقت شهرت دارد. این رنگ نشانگر ذهن عالی و هوش سرشار است و با احساسات و معنویت در ارتباط است. این رنگ، آرام، آرامش‌بخش و تسلی‌دهنده است.
اگر كسی بیش از حد احساس ناراحتی كرده و در آستانه خشم و اضطراب قرار داشته باشد پوشیدن لباس آبی، آرامش و هماهنگی‌ ذهن او را افزایش داده، باعث بالارفتن تفكر او می‌شود . بالأخره توانایی آرام كردن روح مشوش راداشته و آرامش خیال او را فراهم می‌آورد. (مانند حالتی كه در اثر نگاه به آسمان برای فرد حاصل می‌شود).
هنگامی كه آبی به دو قسمت رنگهای تیره‌تر و روشن‌تر تقسیم می شود، نشان‌دهنده نوعی شخصیت در فرد است. فردی كه به آبی تیره علاقمند است، قابل اعتماد، عاقل و جسور خواهد بود و چون با تمركز شدید روی عقل و منطق حركت می‌كند ، ممكن است احساساتش تحت‌الشعاع قرار گرفته، آن را از دست بدهد و یا ضعیف‌تر عمل كند. بر عكس، افرادی كه به آبی روشن علاقمندند،ذاتا هنرمند و فرهیخته هستند. این تیپ افراد را بیشتر افراد هنرمند، طراح، نویسنده و هنرپیشه تشكیل می‌دهند كه در فعالیتهای خلاقانه شركت دارند. رنگ آبی، تخیل فعال و حتی در بعضی موارد بیش از حد خلاق را القا می‌كند.
استفاده از رنگ آبی در فضای آموزشی:
از آنجا كه رنگ آبی، كیفیتی سرد و رسمی دارد، فضا را به آرامش می‌كشاند و البته از حالت دوستانه و گرمی‌بخش دور می‌كند. لذا بهتر است در فضاهای آموزشی و كلاس، این رنگ را با تلفیق رنگهای دیگر استفاده كرد.



بنفش و ارغوانی


بنفش، تركیبی از رنگ قرمز و آبی است كه یكی از معنوی‌ترین رنگها بشمار می‌آید و نشانگر هماهنگی بین عقل و احساسات و مرز بین معنویات و مادیات محسوب می‌شود. این دو رنگ در سمبولیسم رنگها تفاوت چندانی ندارند به همین منظور در یك قسمت قرار می‌گیرند.این دو رنگ با تفكر عالی، درك روحی و تواناییهای روانی مرتبط هستندو در تلفیق این دو رنگ، تُن‌های مختلفی بچشم می‌خورد كه هر كدام بیانگر خصوصیت روحی افراد است.
ارغوانی مایل به آبی
این رنگ كمال گرایی، ایده‌آلیسم، انسان‌گرایی و تفكر فلسفی را تقویت می‌كند. كسانیكه این تركیب را دوست دارند افرادی پر احساس و خوش فكرند و دارای حس ششم قوی‌ای هستند. ارغوانی روشن، رنگی است كه در تصمیم‌گیری با تفكر و منطق در ارتباط است.

طراحی رنگ بنفش در فضای آموزشی:


همانطوری كه گفته شد عناصر تشكیل‌دهندة رنگ بنفش، قرمز و آبی هستند. امتزاج این دو رنگ با بنفش، سردی و گرمی خاصی را در محیط ایجاد كرده كه رنگ قرمز، گرمی فضا و رنگ آبی سردی آن را بیشتر می‌سازد؛ لذا طیفهای كم رنگ بنفش به فضا و محیط آموزشی؛ آرامش ، روحیه و شادابی را تلقین می‌كند، ولی لازم به ذكر است كه قرار گرفتن به مدت طولانی در فضای صرف بنفش،سبب افسردگی می‌شود، زیرا انرژی‌های آن به قدری قوی است كه ذهن نمی‌تواند بار اضافی آنرا تحمل كرده و از خود واكنش نشان می‌دهد.پس بهتر است در طراحی فضای آموزشی، رنگ بنفش را با رنگهای سفید، سبزو یاسی‌ ممزوج كرد.
شایان ذكر است كه بدانیم غریزه ایجاد هارمونی و هماهنگی در استفاده از رنگها، هدیه‌ای است كه در برخی افراد،از بدو تولد بطور ذاتی نهاده شده است؛ ولی كسانی كه از این خصوصیت برخوردار نیستند هم می‌توانند قوانینی را در مورد مدیریت رنگها بیاموزند و بكار گیرند.برای مثال سایه‌ها، توناژها و ته رنگ‌ها به خاطر ارتباط تصویری طبیعی‌شان در كنار هم می‌نشینند و قوانین ساده‌ای را به وجود می‌آورند كه می‌توان آنها را با هم مخلوط و هماهنگ كرد. دنیای رنگها، آنقدر وسیع و پرجاذبه است كه مورد توجه و استفاده همگان قرار می‌گیرد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 18:19  توسط   | 


در هشتصدوپنجاه‌ودومين جلسه شوراي عالي آموزش و پرورش اهداف كلي، برنامه‌هاي درسي و مواد درسي پايه ششم ابتدايي تصويب شد و به امضاي رئيس جمهور و رئيس شوراي عالي آموزش و پرورش رسيد.

به گزارش مركز اطلاع‌رساني و روابط‌عمومي وزارت آموزش و پرورش، براساس اين مصوبه وزارت آموزش وپرورش مكلف به برنامه‌ريزي و ساماندهي فعاليت‌هاي آموزشي و پرورشي دانش‌آموزان تا پايان دوره ابتدايي، تهيه و تدوين كتب درسي و مواد آموزشي پايه ششم ابتدايي گرديد.

بنابراين گزارش، تكميل، تعميق و تثبيت اهداف مصوب دوره ابتدايي متناسب با سند تحول بنيادين آموزش و پرورش همسو با برنامه درسي ملي، تربيت همه جانبه دانش‌آموزان در راستاي دستيابي به مراتبي از حيات طيبه متناسب با موقعيت‌ها و نيازهاي جديد و پاسخ به اقتضائات آن و كسب آداب و مهارت‌هاي ضروري براي ورود به دوره تحصيلي بعدي از اهداف كلي پايه ششم است.

اين گزارش مي‌افزايد: تربيت عقلاني و تقويت تفكر و تعقل، تعميق باور به ارزشمندي نهاد خانواده، وطن، فرهنگ و هويت اسلامي ـ ايراني و ارج نهادن به ميراث فرهنگي، قانون، صداقت و پاكي، تقويت باور به هدفمندي خلقت، آيه بودن آن، ارزشمندي مخلوقات مدارك قوانين و زيبايي‌هاي جهان آفرينش، آشنايي با آداب و مهارت‌هاي زندگي و ... از اهداف برنامه‌هاي درسي پايه ششم عنوان شده در اين مصوبه است.

اين گزارش حاكيست، قرآن (3 ساعت)، تعليمات ديني و اخلاق(2 ساعت)، زبان و ادبيات فارسي(5 ساعت)، مطالعات اجتماعي و آداب زندگي(3ساعت)، رياضيات(4 ساعت)، علوم تجربي(2 ساعت)، هنر(2 ساعت)، سلامت و تربيت‌بدني(2 ساعت)، تفكر و پژوهش(1ساعت) و كار و فناوري(1 ساعت) دروس تعيين شده براي پايه ششم در اين مصوبه است كه جمعاً 25 ساعت مي‌باشد و يك ساعت از درس قرآن به صورت تجميعي براي تقويت روخواني و روانخواني و انس با قرآن اختصاص مي‌يابد.

همچنين، مجموع ساعات درسي سالانه دوره ابتدايي شامل 850 ساعت تعيين شده است

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 18:17  توسط   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 18:1  توسط   | 

شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) تسلیت باد .

عشق من پاییزآمد مثل پار

باز هم ،ماباز ماندیم از بهار

احتراق لاله رادیدیم ما

گل دمید و خون بجو شیدیم ما

باید از فقدان گل خون جوش بود

در فراق یاس  ،مشکی پوش بود

یاس بوی مهربانی می دهد

عطر دوران جوانی می دهد

یاس ها یاد آور پروانه اند

یاس ها پیغمبران خانه اند

یاس ما را رو به پاکی می برد

رو به عشقی اشتراکی می برد

یاس در هر جا نوید آشتی ست

یاس دامان سپید آشتی ست

یاس یک شب راگل ایوان ماست

یاس تنها یک سحر میهمان ماست

بعد روی صبح پر پر می شود

راهی شبهای دیگر می شود

یاس را آیینه ها رو کرده اند

.یاس را پیغمبران بو کرده اند

یاس بوی خوش کوثر میدهد

عطر اخلاق پیغمبر می دهد

حضرت زهرا دلش از یاس بود دانه های اشکش از الماس بود

داغ عطر یاس زهرا زیر ماه می چکا نید اشک حیدر را به چاه

عشق محزون علی یاس است وبس چشم او یک چشمه الماس است وبس

اشک می ریزد علی مانند رودبر تن زهرا گل یاس کبود

گریه آری کریه چون ابر چمن بر کبود یاس وسرخ  نسترن

گریه کن حیدر که مقصد مشکل است  این جدایی از محمد مشکل است

شفا عتی

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 17:58  توسط   | 

یا محول الحول والا حوال

با سلام خدمت همکا ران گرامی

در آستانه فرا رسیدن عید نوروز باستانی وآغاز سال نو تبریک وتهنیت صمیمانه راتقدیم شما وخا نواده محترمتان داشته ودر پرتو الطاف بیکران خداوندی  ،سلامتی و  بهروزی وطراوت وشاد کامی ، عزت وکامیابی را آرزومندیم .

سرگروه پایه اول شفا عتی

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 17:58  توسط   | 

عید نوروز باد نوروز وزیده است به کوه وصحرا

جامه ی عید بپوشند چه شاه وچه گدا

بلبل باغ جنان را نبود راه به دوست

نازم آن مطرب مجلس که بود قبله نما

صو فی وعارف از این بادیه دور افتادند

جام می گیر ز مطرب که روی سوی صفا

همه درعید به صحرا وگلستان بروند

من سر مست زمیخانه کنم رو به خدا

عید نوروز مبارک به غنی ودرویش

یار دلدار! زبتخا نه دری را بگشا

گر مرا ره به در پیر خرابات دهی

به سر وجان به سویش راه نوردم ،نه به پا

سالها در صف ارباب عمائم بودم

تابه دلدار رسیدم  ،نکنم باز خطا

 

امام خمینی (ره)
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 17:57  توسط   | 

 

 

             عرصه ها

عناصر

خود

خدا

خلق

خلقت

تفکر و تعقل

( شناخت)

داستان سازی کند

بیان تعداد افراد و اشیا و درک ارتباط بین آنها

بیان چپ و راست وپایین و بالا

پرورش قدرت تفکر در رابطه با نعمت های خداوند

 

مهربانی و همکاری بین اعضای خانواده

اندیشیدن درمورد نعمت های خداوند

فکر کردن در مورد چیدمان وسایل خانه

ابمان و باور

ایمان به این که هر کسی وظیفه ای دارد

برقراری ارتباط صحیح با دیگران

توجه به نظم اشکال هندسی در ارتباط با آفرینش

تأثیر نام خدا در زندگی

ایمان به استفاده صحیح از نعمت های خدا در بین افراد خانواده

ایمان و باور به استفاده از مفاهیم اعداد، اشیاء و اشکال برای برقراری ارتباط بهتر بین افراد خانواده

علاقه به شمارش نعمت های خداوند

باور به نظم در خانواده وخلقت

علم

حیطه شناخت

آشنایی با مفهوم عدد

آشنایی با الگویابی

آشنایی با اشکال هندسی

آشنایی با نظم و ترتیب

آشنایی با زمان

درک و شناخت نعمت های خدا

علم به این که خدا بندگانش را دوست دارد و نعمت به او داده است

دانستن اینکه خانواده چند نفرند؟

علم به این که صبحانه یکی از وعده های غذایی مهم است

آشنایی با اشکال هندسی درخانه وطبیعت

آشنایی با مواد غذایی

عمل

حیطه مهارت

توانایی در شمارش

توانایی تشخیص چپ و راست

پیدا کردن الگوها

شمارش نعمت های خدا

استفاده صحیح از نعمت های خدا

گفتن نام خدا قبل از هرکار

نشان دادن تعداد افراد واشیاء و اشکال هندسی 

پیدا کردن الگو در تصویر

پیداکردن سطر و ستون در محیط

پیدا کردن گوشه در تصویر و محیط

اخلاق

استفاده درست از عینک

رعایت آداب غذا خوردن

همکاری در خانواده

نام بردن چند نعمت خدا

شکر گزاری بعد از خوردن غذا

احترام به پدر و مادر

رعایت نظم و پاکیزگی هنگام خوردن غذا

دوست داشتن اعضای خانواده و نعمت های خداوند

 

             عرصه ها

عناصر

خود

خدا

خلق

خلقت

تفکر و تعقل

( شناخت)

تفکردرمورد محیط بیرون خانه (خیابان )

داستان سازی

تفکر روی اشکال هندسی

تجزیه و تحلیل رنگ ها،عقب و جلو و...

پرورش قدرت تفکر برای شناخت خدا

توجه به نعمت های خداوند

توجه به نصیحت بزرگترها

نتیجه گیری از حوادث روزمره

اندیشیدن در آفرینش خداوند ( نظم خلقت)

ابمان و باور

باور کردن رعایت قوانین

ایمان به کمک کردن به دیگران

نقش ریاضی در زندگی فردی

ایمان به نظم در جهان هستی

پذیرش ارزش احترام به دیگران

باور به هدفدار بودن جهان هستی

علم

حیطه شناخت

شناخت قوانین و احترام به قانون

شناخت مفاهیم 5 تایی

آموزش تفکر انتقادی (داستان گویی )

آشنایی و شمارش نعمت های خداوند در تصویر و محیط

آشنایی با چند نمونه از قوانین راهنمایی و رانندگی

شناخت عوامل آلوده کننده محیط

درک الگویابی (خطوط واشکال هندسی)

عمل

حیطه مهارت

توانایی شمارش

توانایی عبور از خیابان(خط عابرپیاده)

توانایی در تشخیص چپ و راست و...

توانایی در ساخت چراغ راهنما

توانایی پیش بینی کردن

نشان دادن چند مورد از نعمت های خداوند

توانایی پیش بینی کردن ( بردن چتر)

بستن کمربند ایمنی  

استفاده از وسایل نقلیه

شمارش سرنشینان ماشین

پیدا کردن اجسام صاف

اخلاق

شمارش چند کار خوب در محیط پیرامون

سپاس گزاری از نعمت های خداوند

احترام به سالمندان

رعایت بهداشت در محیط

تم 2 : خروج از خانه و امنیت

 

 

تم 3 : قانون رفتن به مدرسه

 

             عرصه ها

عناصر

خود

خدا

خلق

خلقت

تفکر و تعقل

( شناخت)

تجزیه و تحلیل رفتار خود با دیگران

تفکر در مورد چگونگی رفتن به مدرسه وسوار شدن به اتوبوس

تفکر در نظم مخلوقات و قدرت خدا

نقد3 نمونه رفتار مناسب و نامناسب که مشاهده شده است

تجزیه و تحلیلی فواید الگویابی در زیباسازی محیط

ابمان و باور

درک چگونه استفاده کردن از وسایل نقلیه ( سرویس اتوبوس)

باور به نقش ریاضیات در محیط و جهان هستی

پذیرش ارزش و اهمیت رفتار مناسب دیگران

پذیرش ارزش هوا و محیط سالم با رفتارهای مناسب

علم

حیطه شناخت

آشنایی با قوانین سوار شدن به اتوبوس

آشنایی با اشکال هندسی،بالا،پایین، ردیف

درک و شمارش 3 مورد الگوی دارای نظم در طبیعت (درخت،گلها)

شمارش 3 ویژگی برای لباس پوشیدن مناسب مهمانی یا محل کار

شمارش فایده های نظم در اتوبوس

عمل

حیطه مهارت

مقایسه ظرفیت اتوبوس با سواری

شمارش ردیف

مهارت ساختن شکل های هندسی با استفاده از چوب کبریت

3 نمونه از مسئولیت های انسان در رابطه با نعمت های پروردگار را بیان کرده و عمل کند

پیاده کردن رفتارهای مناسب با توجه به مکانی که در آن قرار می گیرد

رعایت بهداشت در محیط

بکاربردن 4 نمونه از اشکال هندسی و الگوبرداری جهت زیباسازی محیط

اخلاق

رعایت حقوق افراد در اتوبوس

چگونگی برخورد با افراد جامعه

شمارش چند نعمت که در تصویر‌ آمده

شمارش 3 رفتار که نشان دهنده ی تعهد به خانواده یا جامعه باشد

ارزش قائل شدن برای هوای پاک

برشمردن 5 رفتار که موجب حفظ وسایل اتوبوس می گردد.

 

تم 4 : مهمانی

             عرصه ها

عناصر

خود

خدا

خلق

خلقت

تفکر و تعقل

( شناخت)

مشاهده دقیق اشکال (ضلع وگوشه)

تشخیص تقاوت وسط و بین

مقایسه جایگاه افراد واشیاء در تصویر

فکر کردن درباره ارزش دید و بازدیده های خانوادگی نزد خداوند

مقایسه تعداد دختران و پسران در تصویر

تجزیه و تحلیل 4 رفتار نامناسب در مهمانی

یافتن الگوهای موجود در خلقت

مقایسه منزل خود با دیگران از نظر اندازه و شمارش وسایل – تفکر در مورد مکان اشیاء در تصویر

ابمان و باور

پذیرش سرشماری بعنوان عاملی برای سهولت و نظم در کارها-عادت به استفاده از شابلون در رسم اشکال

ایمان به این که مهمان حبیب خداست

باور به این که دیدار با اقوام موجب سلامت و شادابی می شود

علاقه به یافتن الگو در طبیعت

علم

حیطه شناخت

یادآوری مقاهیم چپ،راست،ردیف ستون(اشکال هندسی)-آشنایی بااجزای یک شکل(خط، گوشه)-آشنایی با مقهوم ترکیبی عدد- آشنایی با ابزارها(چینه،شابلون)

آشنایی با نعمت های خدا در تصویر ومنزل

دانستن  آداب مهمانی

دانستن کاربرد شابلون-

شناسایی خط و گوشه-آشنایی با چینه و درست نشان دادن اعداد

شمارش نعمت های موجود در تصویر – بیان شکل هندسی هر یک از اشیاء در محیط پیرامون

عمل

حیطه مهارت

به کاربردن مفاهیم ذکرشده دربالا

یافتن جای اشیا- استفاده از چوب خط در سرشماری-استفاده از چینه در مفهوم ترکیبی عدد- استفاده از شابلون -

شمارش افرادی از فامیل یا برنامه رسانه ها که ما را به خدا نزدیک می کند

شمارش 4 نکته اخلاقی در ارتباط با اعضای خانواده- شمارش 3 نکته در پذیرایی از مهمان- با چینه تعداد اشکال تصویررا نشان دهد.

رسم چند ضلعی به کمک شابلون

تعیین گوشه و خط ها در اشیاء

رسم نقاشی به کمک شابلون

اخلاق

شمارش وسایل شخصی خود به کمک سرشماری- ذکر 5 نکته مهم در رفتار با مهمان

شمارش وسایلی که در برگزاری یک مهمانی ضروری است و باعث جلوگیری از اسراف نعمت های خدا می شود

بیان 5 نکته اخلاقی در ارتباط با آداب رفتن به مهمانی

نمایش مهمانی و نشان دادن رفتار مناسب

تم 5 : قانون رفتن به طبیعت  

             عرصه ها

عناصر

خود

خدا

خلق

خلقت

تفکر و تعقل

( شناخت)

داستان سازی

ارزیابی رفتارخود هنگام مسافرت

ایجاد چالش برای طرح سوال

توجه به آفریده های خدا درسفر

تشخیص فواید سفر با خانواده

درک وظایف افراد در یک سفر

اندیشیدن در مورد طبیعت و آفریده های خداوند-

تشخیص تأثیر طبیعت بر روح و جسم

ابمان و باور

پذیرش خواسته جمع به جای تصمیم خود

باور به پاکیزه نگه داشتن محیط زیست

اعتقاد به مهربانی خدا که دنیا را برای آسایش ما آفریده

ایمان به نیاز انسان به تفریح و طبیعت

باور لذت مسافرت با اعضای خانواده

ایمان به همکاری افراد در کارها

ایمان و علاقه به شمارش نعمت های موجود

علم

حیطه شناخت

آشنایی با رفتار مناسب سفر با خانواده- آشنایی با آداب معاشرت

تمرین به انواع الگویابی ( نماد 5 )

آشنایی مختصر با نماز مسافر

شناسایی انس بیشتر با پروردگار ( طبیعت)

دانستن فواید سفر و چگونگی حفظ سلامت افراد در هنگام سفر

دانستن انواع الگوها- خط و گوشه ها در وسایل و محیط

علم به این که انسان برای زنده ماندن نیاز به طبیعت دارد

عمل

حیطه مهارت

5 نمونه شکل هندسی نام ببرد و اجزای آن را رنگ بزند- 4 نمونه از نمایش های مختلف اعداد با اشیا و انگشت ها

شمارش 3 نمونه سفر زیارتی

شمارش 3 رفتار برای افراد مختلف خانواده در سفر

به فکر همنوعان بودن

مراقبت صحیح از طبیعت

ساختن 5 مدل الگو با چینه یا برگه شطرنجی

اخلاق

بیان 2 نمونه رفتار بد و 4 نمونه رفتار خوب در سفر

رعایت نظم و پاکیزگی و شکر گزاری در سفر

5 راهکار جهت احترام گذاشتن به آرامش دیگران در سفر

دوست داشتن طبیعت و خانواده

 

تم 6 : دوست و دوستان         

             عرصه ها

عناصر

خود

خدا

خلق

خلقت

تفکر و تعقل

( شناخت)

توجه به اشکال هندسی پیرامون

درک تناظر یک به یک

توجه به نکات ایمنی در کاردستی

توجه به الگویابی(تکرارشونده)

درک آفریده های خدا

تفکر به نیاز وجود انسانها درکنار خود

نتیجه گیری از همکاری در انجام کارها

توجه به نظافت و پاکیزگی در حین کار

درک الگوهای موجود در خلقت و پیرامون

ابمان و باور

باور به همکاری در انجام کارها

ایمان به مسئولیت پذیری

باور نظم در آفرینش

ایمان به کار گروهی

ارزش گذاری به کار دوستان

باور به نقش ریاضیات در خلقت

باور به تغییرات در طبیعت

( مفهوم کاهشی و افزایشی )

علم

حیطه شناخت

شناخت مفاهیم خط و تقارن

شناخت مفهوم اشکال 5 تایی و حل مسأله

شناخت تناظر یک به یک

معرفی کاربرد چینه و استفاده از چوب خط

شناخت به مهربانی خداوند

دانستن کاربرد شابلون

آشنایی با چینه و درست نشان دادن اعداد

شناخت اشکال هندسی در طبیعت

عمل

حیطه مهارت

توانایی در ساخت کاردستی ( گروهی )

شکل سازی با چینه

کاربرد ابزار شابلون ( تقارن )

جدا کردن اشکال مثل هم ( الگویابی)

شمارش و استفاده ی صحیح از نعمت خداوند

قبل از انجام هرکاری نام خداوند را به زبان بیاورد

شمارش افراد تصویر

شمارش اشیاء موجود در تصویر

استفاده از واحد چینه برای دسته های 5 تایی

یافتن الگوهای موجود در خلقت و شمارش- شمارش 5

رسم اشکال هندسی

اخلاق

توجه به کارهای گروهی ( مسئولیت پذیری)

استفاده از اعضای بدن در انجام کارها و تشکر از خدا

علاقه به دوستان

رعایت آداب اجتماعی ومهارتهای زندگی و احساس

 

 

تم 7 : جشن تولد       

             عرصه ها

عناصر

خود

خدا

خلق

خلقت

تفکر و تعقل

( شناخت)

تقویت مهارت داستان گویی و الگویابی

درک روابط افراد

توجه به نعمت های خدا در شادی

توجه به پند و اندرز بزرگترها

اندیشیدن در زیبایی خلقت

ابمان و باور

پذیرش خود در جمع

اعتماد به نفس

اعتقاد به مهربانی خدا

باور به احترام گذاشتن به دیگران

ارزش قائل شدن برای آفریده های خداوند

علم

حیطه شناخت

شناخت مفوهم عدد و نماد آن

شناخت جمع و تفریق

شناخت شابلون

شناسایی نعمت های خداوند

شناخت روابط انسانی و برقراری ارتباط با دیگران

دانستن انواع الگوها در طبیعت

عمل

حیطه مهارت

توانایی در شمارش اعداد و نمایش آن

تواناییکار با شابلون و خط کش

توانایی در محاسبه جمع و تفریق

شمارش

رعایت نکات دینی در جشن

رعایت ادب و احترام به دیگران

الگویابی از طبیعت در زندگی

اخلاق

شمارش چند کار خوب در یک جشن

دوری از اسراف در مهمانی

دوری از مسخره کردن و غیبت

عذرخواهی از اشتباه

پاکیزه نگه داشتن محیط اطراف

 

 

 

 

تم 8 : عبادت  

             عرصه ها

عناصر

خود

خدا

خلق

خلقت

تفکر و تعقل

( شناخت)

کسب مهارت داستان گویی

درک رابطه بین ارکان نماز

تفکر در مورد ترتیب نماز

تفکر در مورد تشکر از خدا

نتیجه گیری از فواید نماز جماعت

رسیدن به فایده های نماز در زندگی

ابمان و باور

باور به فایده های خواندن نماز

ایمان به نماز خواندن

علاقه مندی به الگوهای ریاضی در دین

فکرکردن در مورد اشکال 2 بعدی و 3 بعدی در مسجد ( تکرار الگو)

علم

حیطه شناخت

شناخت نمازهای 2 و 3 رکعتی

شناخت صفر

شناخت کمیت های ریاضی در مفاهیم دینی ( کدام نماز رکعت کمتری دارد)

معرفی کاربرد اشکال هندسی و الگویابی در کاشی های مسجد

شناخت نقش نماز در خلقت

شناخت الگوهای ریاضی در زمان

نماز یومیه

عمل

حیطه مهارت

توانایی شمارش رکعت های نماز

توانایی کار گروهی

توانایی در محاسبه جمع و تفریق ساده

کسب مهارت در وضو گرفتن

کاربرد جمع در نمازهای یومیه

رعایت ترتیب رکعت های نماز

رعایت درست کردن نشستن در صف نماز ( ردیف – ستون )

پاکیزه نگه داشتن لباس و محل نمازگزار

رعایت بهداشت در مسجد

جمع آوری اشیا در طبیعت و طبقه بندی آنها در مجموعه های 3 تایی و 4تایی و...

اخلاق

علاقه به خواندن نماز

علاقه به دعا کردن هنگام نماز خواندن

شمارش کارهای خوب در نماز جماعت رعایت حقوق دیگران در مسجد

علاقه به خواندن نماز اول وقت

 

                 با تشکر از یاری و همفکری همکاران عزیز

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 17:52  توسط   | 

برخي از كودكان با اشكالات ويژه يادگيري دشواري‌هايي در درك مسائل رياضيات دارند. اصطلاحي كه براي موارد شديد اين حالت به كار مي‌رود. ديس‌كالكولي  يا اختلال در محاسبه و كسب مفاهيم رياضي است. اين گروه از كودكان معمولاً در زمينه درك روابط فضايي دچار مشكل شديد هستند در بررسي دشواري‌هاي رياضي اين گروه از كودكان بايد به مشكلات درك بينايي و تفكر اين كودكان نيز توجه شود (نادري، نراقي ، ۱۳۳۶).
             چگونگي ترميم ناتواني در رياضيات هدف از ترسيم تقويت مهارت در به‌كارگيري روابط كلي است. اين برنامه اغلب از آموزش اصول كمي مانند ترتيب، اندازه، فضا، فاصله با استفاده از مواد قابل لمس و كلام شروع مي‌شود و در نهايت براي ايجاد و تقويت قوه استدلال و تفكر منطقي از معماها و صفحات سوراخ‌دار كه فرو كردن ميله‌هاي پلاستيكي در آن‌ها مي‌توان طرح‌هايي مختلف را ايجاد كرد سود برده شود در آموزش اندازه و نيز ترتيب براي مثال مي‌توان از كودك خواست كه چهار دايره يا اشكال ديگر هندسي را با اندازه‌هاي مختلف از چپ به راست براساس از بزرگ‌ترين به كوچك‌ترين رديف كند و همچنين براي آموزش اصول كمي مي‌توان از تكاليف پياژه در جهت پايايي ذهني در زمينه‌هاي عدد، مايع، ماده، وزن و حجم به گونه‌اي كه كودك در آن‌ها تبحر يابد نيز سود برد (همان منبع).

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 17:47  توسط   | 

 

       مطلوب ترین روش تدریس ، روش فعال می باشد که بر پایه اصول یادگیری پایه گذاری شده است . در این روش وضعیت کلاسی را که مورد نظر است می توان در سه اصل یادگیری ذیل که بهتر است آنها را سه اصل آموزش نیز بنامیم خلاصه نمود:

۱.   یادگیری فعال : بهترین راه یادگیری هر چیز کشف آن چیز به وسیله متعلم (یادگیرنده) است . این اصلی است که مبنای روش سقراطی بوده و به اندازه خود یادگیری قدمت دارد.

۲.   بهترین تحریک (انگیزه ) : برای آنکه یادگیرنده مؤثر و فعال باشد متعلم باید در موادی که به وی یاد داده می شود علاقمند باشد ئ در فعالیت یادگیری خشنودی بیابد ، و این در صورتی تحقق می یابد که برای یادگیری انگیزه داشته باشد. یک دانش آموز تحریک شده و با انگیزه خیلی سهل تر از کسی که تحریک نشده است مطالب را فرا می گیرد . تحریکات ممکن است شامل ، آرزوی یادگیری ، احتیاج به نقش داشتن ، آرزوی داشتن یک مدرک بخصوص و یا پرهیز از تنبیه باشند.

البته یادگیری تحت تحریکات ذاتی بر یادگیری تحت تحریکات خارجی رجحان دارد.

۳.   فازها یا مراحل متوالی آموزش : یادگیری با عمل و خیال و گمان شروع می شود . سپس از آنجا به کلمات و مفاهیم می انجامد ، وباید به صورت عادات ذهنی مورد نظر خاتمه یابد.

         به عبارت دیگر برای آنکه یادگیری مؤثر و فعال باشد ، لازم است که یک فاز کاوشگری مقدم بر فاز تشکیل عبارات و مفاهیم وجود داشته باشد ، سرانجام باید مواد یاد داده شده به وضعیت سازی متعلم و رفتار وی سهمی ببخشند و با این وضعیت یکی شوند.

تدریس به روش فعال

                با توجه به اصول فوق الذکر ، در عمل معلمین با استفاده از وسایل کمک آموزشی به طریقه های مجسم ، نیمه مجسم و مجرد و به یاری فنون و هنرهای معمول مانند استفاده از داستانهای مناسب و نقاشیهای متناسب ، مقدماتی فراهم می کنند تا متعلم در طی آن به کشف مفاهیم و روابط مورد نظر نایل شود ( مرحله کاوشگری) . سپس با استفاده از سؤال و جواب و بحث بین معلّم و بچه ها و یا خود بچه ها تشکیل عبارات مورد نظر انجام می گیرد . در مرحله آخر با تمرین های مکرر و ممارست های عملی در مورد مفاهیم و تکنیک های یادگرفته شده سعی می شود این مفاهیم و مطالب با رفتار متعلم وحدت پیدا کند.

                در اینجا ذکر این نکته ضروری است که در مراحل کاوشگری و تشکیل عبارات و مفاهیم ، تعاون و همکاری گروهی بچه ها با یکدیگر نقش بسزایی دارد. چنانچه امکانات کلاس اجازه دهد باید معلمین سعی کنند که در ضمن آموزش حس تعاون و همکاری گروهی را در بچه ها تقویت کنند و از آن به عنوان عاملی در جهت آموزش و یادگیری صحیح استفاده نمایند.

مراحل یادگیری ( آموزش ) فعال را به طور خلاصه می توان در چارت ذیل درج نمود:

 

کاوشگری    --- تشکیل عبارات و مفاهیم ----- تمرین و وحدت مفاهیم با شخصیت متعلم       

اهداف کلی آموزش ریاضیات

             معلّمان و مربیان تعلیم و تربیت بایدبه اهداف آموزشی هر موضوع درسی آگاهی  کامل داشته باشند تا بهتر بتوانند موقعیّت های کلاسی را درک کرده و روش تدریس هر مبحث درسی را با توجه به این اهداف تعیین نمایند . متخصصین آموزش ریاضی نیز برای فراگیری این رشته از علوم اهدافی قائلند که به طور خلاصه می توان آن ها را به سه هدف عمده محدود نمود :

۱.        اولین هدف آموزش ریاضیات آن است که بچه ها را وادار کند که برای خودشان فکر کنند .

۲.        دومین هدف آموزش ریاضیات آن است که به بچه ها مقام و منزلت ریاضی رابه عنوان یک موضوع خلاقه ای بشناساند.. همچنین بچه ها باید نظام و الگوی آن را درک کرده و از وجود آن در زندگی روزمره و محیط اطراف آگاهی یابند.

۳.           سومین هدف فراهم کردن امکاناتی است که بچه ها مهارت های لازم را در انجام محاسبات کسب نمایند ، مهارت هایی که با اعداد و روابط کمی مربوط می شوند .

          فرصت های کلاسی  که به طور طبیعی منجر به یادکیری ریاضی می شود بسیار ناکافی است ، بنابراین ما، به عنوان معلّمین ریاضی ، نیازمند آن خواهیم بود که انواع درستی از تجربیات را فراهم نماییم تا بتوانیم آن ها را به عنوان مبنایی  برای آموزش منظم تری بکار بریم .از این رو معلّمین باید در هر مبحث درسی به مفاهیم ریاضی آن تسلط کافی داشته باشند و دقیقا" بدانند که چه مفاهیمی را لازم است بچه ها بیاموزند تا بهتر بتوانند تجربیات لازم و وسایل کمک آموزشی مربوطه را به کار گیرند .

نقدی بر روش های تدریس متداول(ریاضی) در دوره ی ابتدایی

به طور کلی می توان روش های تدریس ریاضیات دبستانی را به دو دسته تقسیم نمود:

الف ) روش های زبانی : در این روش ها به گفتار معلمین و کتب درسی اهمیت زیاد داده می شود ، معلّمی که با این روشها کار می کند تقریبا" همیشه متکلم وحده می باشد . بهترین بچه ها از نظر چنین معلمی کسانی هستند که خوب گوش بدهند ، گفته های معلّم و نوشته های کتاب را خوب حفظ بکنند و در موقع لزوم عینا" تکرار نمایند .

          عیب اصلی این روش در این است که به غریزه ذاتی بچه ها توجه لازم نمی شود چرا که در سنین دبستانی ، بخصوص در سنینی که بچه ها کلاس های پایین دبستان را طی می کنند ، چیزهایی را واقعا" باور می کنند که ببینند . بنابراین چیزی را واقعا" یاد می گیرند که توام با رؤیت و مشاهده باشد و برای آن ها ملموس باشد.

         این روش ها مربوط به زمانهای پیشین اند . زمانهایی که علوم تجربی به اندازه کافی توسعه و تکامل نیافته بودند . در این زمانها علوم به صورت معلوماتی حفظ کردنی از معلّمین به شاگردان انتقال میافت و کسی که چیزهای زیادی را از بر داشت آدمی باسواد شناخته می شد .ولی امروزه که دامنه ی معلومات بشری در یکی از شاخه های بسیار فرعی بسیار گسترش یافته و به خاطر سپردن کلیه قواعد و دانسته های علمی کاری ناممکن و غیر ضروری تلقی می شود اینگونه روش ها اعتبار خود را از دست داده اند . امروز افرادی باسواد و با معلومات علمی شناخته می شوند که بتوانند خوب فکر کنند و در برخورد با موقعیت های علمی توانایی های لازم در تجزیه و تحلیل پدیده های علمی را داشته باشند ، به روش های علمی آشنا باشند و بتوانند از ابزار و وسایل تحقیقاتی مربوط استفاده نمایند.

روش های زبانی را می توان به دو دسته تقسیم کرد :

 روش قاعده گویی و روش استدلالی .

۱.      روش قاعده گویی : در این روش معلّم بیشتر به ذکر نتایج مهم درس که به نظر وی همان قاعده ها و دستورات هستند اکتفا می کند و سعی دارد که هر چه سریعتر پس از توضیحاتی کوتاه این قواعد را به بچّه ها انتقال دهدو به قول خودش مطلب را سریعتر به بچه ها یاد بدهد. به عبارت ساده تر این قبیل معلمان مطالب درسی را به صورت قواعد به بچه ها دیکته می کنند و بعد برای هر یک مثالی می آورند.

        بسیاری از مطالب حساب از جمله روش تقسیم اعداد چند رقمی بر اعداد چند رقمی در کتب قدیم بدین روش یاد داده می شد.

۲.     روش استدلالی : روش استدلالی گو اینکه در شمار روشهای زبانی است ولی با روش قاعده گویی تفاوت زیاد دارد. در روش قاعده گویی ، صرفنظر از عباراتی که جنبه دستوری دارند ، دلیل و برهانی برای گفته های خود ذکر نمی کنیم . ولی در روش استدلالی معلّم سعی دارد که در ضمن توضیح مطالب برای اثبات گفته های خود دلیل و برهان بیاورد.در روش استدلالی تنها به دادن «قاعده» اکتفا نمی کنیم بلکه صحت روابط را نیز در هر مرحله با استفاده از مفاهیم و روابطی که قبلا" بچه ها خوانده وفهمیده اند ثابت می کنیم .

عیب این روش در دوره ابتدایی این است که مناسب فهم و درک بچه ها در سنین دبستانی نیست، زیرا منطق بچه ها با منطق بزرگسالان متفاوت است .

          تنها مزیت روش های زبانی این است که با این روش ها دانش آموزان به ظاهر زودتر در درس  پیش  می روند. این باور درست نیست زیرا در دراز مدت اثرات نادرستی در پرورش فکر و استعداد بچه ها بجا می گذارد و بچه ها در سنین بالاتر ( دبیرستان و دانشگاه ) اگر مطالب را دیر می فهمند علت عمده اش این است که قبلا" در آموزش مطالب اساسی به آنها عجله کرده ایم .به عبارت دیگر، در مراحل بعدی آموزش ، بچه ها ناچارند از معلوماتی استفاده کنند که آنها را خوب نفهمیده اند.بنابراین همواره در حال تردید گام برمی دارند و ترسان و لرزان پیش می روند.در این صورت یکی از هدفهای آموزش ریاضی که همانا ایجاد اعتماد به نفس و استقلال فکر در بچه هاست نادیده گرفته می شود.

یک روش ساده برای آموزش متر و سانتی متر

در این تدریس هدف های زیر را در نظر داریم :

۱.      آموزش مفهوم اندازه گیری

۲.     آموزش روش اندازه گیری طول

۳.     درک لزوم وجود واحد استاندارد در اندازه گیری طول

۴.     ایجاد رابطه بین واحدهای استاندارد اندازه گیری طول

وسایل لازم برای تدریس :

۱.      نوار های کاغذی در اندازه های گوناگون

۲.     پارچه در رنگ های متنوع

۳.     مقوای بزرگ

۴.     متر

۵.     قیچی

۶.     چسب .

             در کتاب ریاضی سال دوم ابتدایی ، مفهوم متر و سانتی متر بیان شده است . برای آموزش این صفحات از کتاب ، دانش آموزان کلاس را گروه بندی می کنیم .

              ابتدا باید مفهوم طول و روش اندازه گیری آن به دانش آموزان آموزش داده شود . به این منظور از دانش آموزان می خواهیم ، قسمتی از میز و یا کلاس را با وجب یا پا اندازه بگیرند . سپس از گروه ها می خواهیم ، با نوارهای کاغذی در اندازه های گوناگون ، طول میز را اندازه بگیرند و اندازه های به دست آمده در گروه ها را با هم مقایسه کنند . با توجه به متفاوت بودن اندازه های به دست آمده ، دانش آموزان به لزوم وجودواحد اندازه گیری استاندارد پی می برند ، در این مرحله ، واحد اندازه گیری استاندارد که همان متر است را به دانش آموزان نشان می دهیم و از آن ها می خواهیم ، طول هایی با اندازه های یک متر ، دو متر و ... را اندازه بگیرند . همچنین اندازه گیری طول میزی را که اندازه ی آن کمتر از یک متر است ، از آن ها می خواهیم . به این ترتیب ، ضرورت وجود واحد سانتی متر و روش استفاده از آن را به دانش آموزان نشان می دهیم .

                       برای آموزش روش تبدیل واحدهای متر و سانتی متر ، از متر های کاغذی آماده ای که در اختیار گروه ها قرار می دهیم ، استفاده می کنیم . روی نواری کاغذی به طول یک متر ، سانتی  متر ها را مشخص می کنیم . از گروه ها می خواهیم نوار کاغذی یک متری گروه خود را از روی خط های مشخص شده به عنوان سانتی متر با قیچی برش دهندو تعداد برش های به دست آمده را شمارش کنند. مسلما" تمام گروه ها ۱۰۰واحد یک سانتی متری خواهند داشت . پس از آن ها می خواهیم رابطه ی بین یک متر و سانتی متر را بیان کنند. در این مرحله شاید بتوانند بگویند که « یک متر ، صد سانتی متر است .» اگر از دو گروه بپرسیم : « دو گروه روی هم چند متر داشته اند ؟ » خواهند گفت : « دو متر » و اگر بپرسیم : «دو گروه روی هم چند سانتی متر دارند ؟ » خواهند گفت : « دویست سانتی متر» و ...

              در مرحله ی بعد از هر گروه می خواهیم ، قطعات یک سانتی متری خود را به ترتیب شماره ی آن ها ، پشت سر هم مرتب کنند و بگویند ۱۰۰سانتی متر به یک متر تبدیل شد و دویست سانتی متر به دو متر و ...

            در پایان ، با نشان دادن یک نوار کاغذی یک متری و یک نوار کاغذی یک سانتی متری ، از دانش آموزان می پرسیم : « کدام واحد بزرگ تر و کدام واحد کوچک تر است ؟ » تا به این وسیله متوجه شوند ، زمان تبدیل واحد ها ، با تبدیل واحد بزرگ به کوچک ، تعداد زیاد و با تبدیل واحد کوچک به بزرگ تعداد کم می شود.

منبع : رشد آمـــوزش ابتدایی : دوره دوازدهم ، شماره ی ۱، مهرماه ۱۳۸۷،صفحه ۴۰

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 17:46  توسط   | 

 

            همه می دانیم معلّمی عشق و هنر است . عشق اش ایجاد علاقه در مخاطب خود برای رفتن به سوی دانش , آن هم دانشی که سرآغاز تمام دانش هاست , بله ریاضیات و آموخت . ن  آنآموختن درست اندیشیدن و بهتر فکر کردن و استفاده ازآن برای رسیدن به هدفی والا، و هنرمندی که هنرش بیدار کردن فطرت حقیقت جوی جوان مملکت است.

          در جامعه امروزی , هر شهروندی نیاز به آگاهی از دانش ریاضی دارد. آموزش ریاضی از دوره ابتدایی و حتی قبل از آن آغاز میشود و باید به گونه ای این آموزش صورت بگیردتا زمانهای طولانی و متمادی برای فراگیران قابل استفاده باشد. بنابراین لزوم تغییر در روشهای ارائه مطالب به فراگیران توسط معلمان , امری مهم به شمار میرود.

         اگر بپذیریم که آموزش مادام العمر برای همگان ضروری است در آن صورت ریاضیات یک نقش حیاتی در ساختن تفکر علمی و ذهن نقاد ایفا می کند .

         هدف یک معلم ریاضی این است که از نقطه نظر ذهنی و احساسی تجربه یادگیری دانش آموزان را بهینه کند تجربه ای که برای بسیاری از آنها شادی بخش نبوده و الزاما شایستگی ها و خلاقیت دانش آموزان را شکوفا ننموده است. این مطلب را به خاطر داشته باشیم که آموزش ریاضی فقط برای کاربرد آن در دیگر علوم یا برای بالا بردن توان فکری نیست. ریاضیات  , به علت داشتن تاریخ طولانی , انبوه متراکمی از دانسته ها را پدید آورده است که بخش مهمی از فرهنگ بشری را تشکیل میدهد.

         بنابراین اگر آموزش را به عنوان ابزار حفظ و انتقال و بالا بردن سطح فرهنگ تعریف کنیم باید آموزشگران و معلمان ریاضی در استراتژی های تدریس شان تجدید نظر کنند و نگرشی نو داشته باشند.

         بنابراین در آموزش نوین ریاضیات اغلب معلمان ریاضی همواره باید بکوشند تا دانش آموزان درک درستی از مفاهیم ریاضی داشته باشند. سپس تکنیکها و روشهای حل مسئله را ارائه دهند و در مرحله آخر , کاربردهایی از موضوع مورد نظر را برای فراگیران بیان کنند و در ارائه این مطالب از روشهای مختلف و نوین آموزش بهره جویند.

ارائه روشی نوین جهت آموزش ریاضیات دردوره ابتدایی

ب) روش کشفـــی یا روش فعال :

            مهمترین روشی که برای تعلیم مفاهیم و روابط ریاضی در دبستان پیشنهاد شده و امروزه در دنیا رواج فراوان دارد ، روش فعال یا روش کاوشگری نیز نامیده می شود . در این روش استفاده از احساسات و ادراکات بچه ها برای رسیدن به مفاهیم و روابط مورد تدریس نقش اساسی دارد . در این روش نقش معلّم را می توان چنین خلاصه کرد که دانش آموز (متعلم ) را در مقابل صحنه ها یا در موقعیت هایی قرار می دهد که کیفیت وقایع و مشاهده عوامل موجود در آنها ، وجود مفاهیم و روابط معین را به او القا می کند. شکی نیست که ارائه این موقعیت باید متناسب با زندگی اطراف بچه ها بوده و در این رابطه  نقش وسایل کمک آموزشی حائز اهمیت می باشد.

اهمیت این روش بر سایر روشها را می توان در گفتار کوتاه و قدیمی زیر چنین خلاصه نمود:

من می شنوم و من فراموش می کنم،

من می بینم و من به خاطر می آورم ،

من عمل می کنم و من می فهمم .

                  امروزه طراحان برنامه ریزی آموزشی و معلّمین به یافته های محققین تعلیم و تربیت توجه خاصی مبذول می دارند . بخصوص در حوزه ریاضیات به کارهای پیاژه و مدرسه اش در ژنو علاقه مندی خاصی وجود دارد . البته تحقیقات اصلی پیاژه متوجه تعلیم و تربیت دبستانی و قبل از دبستان می باشد. وی چهار مرحله را برای رشد بچه ها قائل می شود :

۱.     مرحله تولد تا سن ۱۸ ماهگی که مرحله موتور – حسی نامیده می شود.

۲.     مرحله ۵/۱ سالگی تا ۶تا ۷سالگی که مرحله قبل از عمل نامیده می شود .

۳.   مرحله اعمال ملموس که از ۶یا ۷سالگی شروع و به۱۱ یا ۱۲سالگی ختم می شود.

۴.   مرحله اعمال صوری که بالای ۱۲ سالگی است.

         می بینیم که فقط مرحله چهارم است که شامل برنامه ریزی دبیرستانی می شود . از این روی به اهمیت استفاده از اعمال و وسایل ملموس در آموزش دبستانی و قبل از دبستانی (مرحله ی ۱ تا ۳) پی می بریم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 17:45  توسط   | 

 

             معلم باید بداند که روند یادگیری چگونه جریان دارد و راه های ثمربخش را انتخاب کند. سه اصل برای تدریس ثمربخش وجود دارد که عبارتند از:

1- اصل یادگیری فعال (کشف موضوع توسط خود دانش آموز ضمن انجام فعالیت های مناسب): البته آنچه در کلاس مورد توجه ملعم است اهمیت دارد، ولی هزار بار مهم تر از آن، چیزی است که مورد توجه دانش آموز است. اندیش ها باید از ذهن خود دانش آموز بیرون بیاید. گفتگوی سقراطی، بهترین شکل آموزش با بهترین نتیجه است. درست است که میزان وفتی که در مدرسه، برای هر ماده درسی گذاشته اند، محدود است که با این روش همه درس ها را نمی توان ارائه نمود ولی با همه این، اصل قدیمی ما به قوت خود باقی است که می گوید: «با همین امکان هایی که دارید، حداکثر تلاش خود را به کار برید، تا خود دانش آموزان، در جریان کشف، شرکت داشته باشند».

           اگر دانش آموز در تنظیم صورت مساله هایی که باید حل کند، شرکت داشته باشد، خیلی فعالتر خواهد کوشید. معلم باید شرایطی را فراهم آورد که دانش آموز بتواند مساله های خودش را طرح کند چون باعث خواهد شد که نیروی خلاقیت او شکوفا شود.

2- اصل بهترین انگیزه: معلم باید خودش را واسطه ای بداند که می خواهد مقداری از ریاضیاتی را که می داند، در اختیار دانش آموزان قرار دهد. اگر واسطه ای در عرصه جنس خود با مشکلی روبرو شود و کالایش روی دستش بماند یا خریداران از خرید کالای او سرباز زنند، نباید تقصیر را به گردن خریداران بیندازد. به خاطر داشته باشید که، معمولاً حق با خریدار است.

         دانش  آموزی که از یادگرفتن ریاضیات سرباز می زند، ممکن است حق داشته باشد. هیچ دلیلی وجود ندارد که شاگرد شما، تنبل یا کم هوش باشد. بلکه خیلی ساده، ممکن است به چیز دیگری علاقه مند باشد. آخر، دنیای ما پر از چیزهای جالب است. وظیفه شما، به عنوان یک معلم و به عنوان کسی که می خواهد آگاهی دیگران را بالا ببرد، این است که دانش آموز را به ریاضیات علاقه مند کنید. بنابراین، معلم باید تمامی توجه خود را در انتخاب مساله و تنظیم آن به کار برد و آن را به بهترین صورت ممکن، به دانش آموزان عرصه کند. مساله باید نه تنها از موضع معلم، بلکه از موضع شاگرد هم، جالب باشد. چه بهتر که بشود درس را، در رابطه با تجربه روزانه شاگردان طرح کرد و آن را به صورت معما درآورد. مساله را می توان با موضوعی آغاز کرد که برای دانش آموزان روشن است و چه بهتر که این موضوع، امکان کاربرد علمی مساله و یا موضوعی مورد علاقه عموم باشد. اگر می خواهیم نیروی خلاقیت دانش آموزان را پرورش دهیم نباید مبنایی در اختیار آنها بگذاریم تا مطمئن شوند تلاش آنها بیهوده و عبث نیست.

         به خصوص، علاقه دانش آموز، بهترین انگیزه او در کار است. ولی، انگیزه های دیگری هم وجود دارد که نباید آنها را از دست داد. از دانش آموز بخواهیم که نتیجه را حدس بزند، ولو بخشی از آن را، دانش آموزی که فرضیه ای را ارائه کند، در واقع خود را به آن وابسته کرده است، حیثیت و احساس او در گرو فرضیه اوست و با بی صبری در انتظار آن است که ببیند حدس او درست است یا نه، او با اشتیاق به سرنوشت مساله و کار کلاس علاقه مند می شود و در آن لحظه ها هیچ چیز دیگری توجه او را به خود جلب نخواهد کرد.

3- اصل تسلسل مرحله ها: عیب اصلی کتاب های ریاضی دراین است که تقریباً همه مساله  های موجود در آنها، از صورت های متعارف و عادی انتخاب شده است. منظور از مساله های عادی، مساله هایی هستند که میدان کاربرد کمتری دارند و تنها به روشن کردن یک قانون خدمت می کنند و تمرین های مناسب برای یک قانون هستند. البته این مثال ها هم مفید و هم لازم هستند ولی دو مرحله مهم آموزش در آنها وجود ندارد: مرحله بررسی و پژوهش و مرحله فراگیری. هدف این دو مرحله این است که مساله مورد بررسی را با شرایط موجود و با آگاهی هایی که قبلا به دست آورده ایم، مربوط می کند. مساله های عادی، این دو منظور را برنمی آورند، زیرا از قبل معلوم است که برای روشن شدن قانون معینی طرح شده اند و اهمیت آنها، تنها در خدمت کردن به همین قانون است. البته، گاهی در این مساله ها، به قانون یا قانون های دیگری هم توجه می شود که در این صورت، مساله های مفیدتری به حساب می آیند. حقیقت این است که باید در کنار مساله های عادی، دست کم گاه به گاه، مساله های عمیق تری هم به دانش آموزان داده شود، مساله هایی که زمینه غنی تری داشته باشد امکان ورود دانش آموزان به کارهای جدی تر علمی را فراهم آورد. وقتی می خواهید چنین مساله هایی را در کلاس مورد بحث قرار دهید از همان ابتدا، یک بررسی و پژوهش مقدماتی به دانش آموزان پیشنهاد کنید. این کار اشتهای آنها را در حل مساله و رسیدن به جواب تحریک می کند. این مطلب را هم فراموش نکنید که مقداری از وقت کلاس را، برای بحث درباره نتیجه ای که به دست آمده است باقی بگذارید. یادگیری توسط سه فاز صورت می پذیرد: فاز اول: دانش آموز حدس و گمان می زند. فاز دوم: آن را به صورت کلمات در می آورد. فاز سوم: برای تثبیت یادگیری تمرین و ممارست انجام دهد.

 محاسن روش فعال:

1- دانش آموز مفاهیم را درک می کند.

2- خود را در به دست آوردن نتیجه ها سهیم می داند و این در او علاقه ایجاد می کند و به تدریج احساس توانایی می کند که این خود موجب به وجود آمدن حس اعتماد به نفس در دانش آموز می شود.

3- این آموزش نیاز به کنجکاوی، پویایی و خلاقیت را برآورده می سازد و موجب رشد شخصیت در دانش آموز می شود.

معایب روش فعال:

1- مدتی صرف خواهد شد تا دانش آموز از طریق حل تمرین های کار در کلاس و پاسخ به سئوال های مناسب مفاهیم را یکی یکی بفهمد و به قاعده ها پی ببرد.

2- هر مفهومی را نمی توان با روش فعال آموزش داد.

2-5- روش الگوریتمی:

            منظور از روش الگوریتمی، مجموعه دستورالعمل هایی است که انجام آنها منجر به حصول نتایجی برای دانش آموز گردد. تعدادی از الگوریتم های حساب و جبر که در دوره های تحصیلی مورد بحث قرار می گیرند عبارتند از: چهار عمل اصلی روی اعداد صحیح و اعشاری، تناسب، جذریابی، یافتن بزرگ ترین مقسوم علیه مشترک، نوشتن اعداد به پایه های گوناگون، عملیات روی کسرهای متعارفی، حل معادلات جبری و عملیات جبری روی بردارها در صفحه، در زمینه هندسه نیز به الگوریتم های زیر بر می خوریم مانند: ترسیمات با خط کش، پرگار، گونیا و نقاله مثلا در رسم عمود، نضف کردن پاره خط، ساختن مثلث. هر یک از الگوریتم های ذکر شده مبتنی بر یک یا چند مفهوم ریاضی است. از آن جمله اند مفاهیم: نوشتن اعداد در یک پایه، جذر، نسبت، عدد اول، مجموعه. علاوه بر مفاهیم و الگوریتم ها، رکن دیگر کاربرد الگوریتم ها در حل مسایل است.

معایب روش الگوریتمی:

1- تاکید بیش از حد بر الگوریتم ها شم عددی دانش آموز را کاهش می دهد. چون که شم عددی ما را از مرتکب شدن اشتباهات فاحش مصون می دارد.

2- دانش آموز تقریباً در هیچ مساله واقعی نیاز به این الگوریتم ها را ندارد. مثلاً الگوریتم جذر بهتر است از روش آزمون و خطا در دوره راهنمایی تحصیلی تدریس گردد.

3- معمولاً دلیل درستی این الگوریتم ها مطرح نمی شود.

4- چون این الگوریتم ها دشوارند و حفظ کردن آنها نیروی فراوانی از دانش آموز می طلبد، محصل به تدریج نسبت به مفهوم اصلی بیگانه می شود.

5- در حال حاضر که ماشین حسابهای دستی ارزان قیمت عملیات ریاضی را حتی از انسان سریع تر و دقیق تر انجام می دهند لذا ضرورتی بر حفظ همه الگوریتم ها نیست
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 17:43  توسط   | 

           در این روش معلم به اصطلاح متکلم وحده است. همه چیز را بیان می کند، قواعد را بررسی می کند، نتیجه گیری می کند و طراح مساله است. خلاصه معلم همه کاره و دانش آموز هیچ کاره است. معلم مساله گو و شاگرد مساله حل کن، معلم متکلم و شاگرد مستمع است. این نکته جالب است که طرفداران این روش دو گروه مخالفند، عده ای موافق روش زبان ماشینی و عده ای موافق روش زبانی استدلالی هستند.

الف) روش تدریس زبان ماشینی (قاعده گویی):

          این گروه اعتقاد دارند که دانستن قواعد و فنون محاسبه برای دانش آموزان کافی است. اگر دانش آموز ادامه تحصیل دهد آنگاه برایش استدلال خواهد شد و مطالب را خواهد فهمید و در صورتی که ادامه ندهد این محاسبات هست که به دردش می خورد و چه کار دارد که چرا فلان مطلب چنین است و چنان نیست. حسن این روش در آن است که تدریس به سرعت انجام می شود ولی معایب آن عبارتند از:

1- دانش آموز قواعدی را بدون آنکه آنها را درک کرده و منطقی بودن آنها را پذیرفته باشد، آنها را حفظ می کند و به همین سرعت هم فراموش می کند.

2- نسبت به مطالبی که می خواند احساس بیگانگی می کند و نسبت به آنچه یاد گرفته است علاقه ای نشان نمی دهد.

3- این آموزش پاسخگوی نیازهای طبیعی دانش آموز به کنجکاوی و حقیقت جویی نمی باشد.

4- طرفداران این روش جالب پرورش را به طور کلی نادیده می گیرند.

ب) روش تدریس زبان استدلالی:

           طرفداران این شیوه برخلاف گروه قبل تدریس ریاضی را توام با استدلال قبول دارند. آنها معتقدند که ریاضی با منطق آمیخته است. پس باید با استدلال و برهان به امر تدریس ریاضی همت گماشت. ابتدا باید تعریف و اصول گفته شود و به دنبال آن می توان نتیجه گیری ها را با استفاده از قوانین منطق آغاز نمود. حسن این روش آن است که با طبیعت ریاضی سازگاری دارد ولی معایب آن عبارتند از:

1- از روش استدلالی در هر سنی نمی توان استفاده نمود.

2- قدرت ابتکار رشد نمی کند و دانش آموز جستجوگر نخواهد شد.

3- معلم و شاگرد به تدریج از جهان واقعی دور می شوند.

نقد و خلاصه روش های کلامی (زبانی):

         روشهای زبانی همان طور که از نامشان پیداست، بر زبان و کلام معلم تکیه دارد. در این روشها، معلم و مدرس متکلم وحده است و کمتر مجال سئوال کردن، توضیح دادن، درک و فهم واقعی به دانش آموزان داده می شود.

         تنها مزیت ظاهری روشهای زبانی این است که تصور می شود که دانش آموزان به ظاهر در درس پیش می روند. این باور درست نیست، زیرا در دراز مدت، اثرات نادرستی در پرورش فکر و استعداد دانش آموزان می گذارد و در سنین بالاتر اگر مطالب ریاضی را دیر می فهمند، علت عمده اش این است که قبلا در آموزش مطالب بنیادی به آنها عجله کرده ایم. به عبارت دیگر، در مراحل بعدی آموزش، دانش آموزان ناچارند از معلوماتی استفاده کنند که قبلاً آنها را خوب فرا نگرفته و به درستی نفهمیده اند.

2-2 روش اکتشافی

          یادگیری اکتشافی فرایندی است که دانش آموز به طور مستقل و با راهنمایی معلم یا بدون آن، اصل یا قانونی را کشف نموده و مساله ای را حل می کند. ویژگی عمده روش اکتشافی، درجه و میزان راهنمایی شدن شاگرد (به وسیله معلم) برای اکتشاف است که این ویژگی به عواملی مانند استعداد دانش، مهارت شاگرد و درجه دشواری خود مساله بستگی دارد و می تواند در چهار محدوده قرار گیرد.

1- معلم می تواند اصول و راه حل مساله را برای شاگرد توضیح دهد، اما پاسخ مساله را نگوید (در اینجا معلم از روش توضیحی بهره می گیرد)؛ این نوع راهنمایی برای دانش آموزان ضعیف ضرورت می یابد.

2- معلم می تواند فقط اصولی را که برای کشف آن به کار می رود به شاگرد توضیح دهد، اما راه حل و جواب مساله را در اختیار او قرار ندهد.

3- معلم می تواند اصول را ارائه ندهد؛ اما راه حل را بگوید.

4- معلم می تواند اصول و راه حل را به شاگرد نگوید؛ که آن را یادگیری راهنمایی نشده می نامیم.

           از آن جایی که این روش بر پاسخ مداوم دانش آموزان به سئوالات مختلف در کلاس درس تا حدودی متکی است، لذا تدریس به وسیله آن مشکل است و لذا معلم نیاز به صبر بیشتر و وقت زیادتری دارد و نقش معلم در این روش هدایت نمودن دانش آموزان در ارتباط دادن مطالب جدید با تجارب و محفوظات گذشته شان می باشد. حدسیات، تخمین ها و آزمایش و خطا، آزمایشهایی هستند که در روش اکتشافی برای یافتن ایده های جدید و ارتباط آنها با مفاهیم گذشته به کار می روند.

         معلم با طرح سئوالات مناسب می تواند جواب های نادرست دانش آموزان را به سمت جواب های درست هدایت نماید. معلم باید کلاس را در جهت صحیح و مسیر معینی حفظ نماید به طوری که از حالت کاوش و پویایی شاگردان کاسته نشود. در این روش، معلم دانش آموزان را وادار به فکر کردن می کند و آنها را برای رسیدن به پاسخ درست تشویق می نماید لذا دانش آموز در فرایند یادگیری سهیم است.

تکنیک های تدریس به روش مکاشفه ای:

1- معلم، سئوالی را برای بررسی کردن به دانش آموزان ارائه می نماید. معلم باید اطمینان حاصل کند که دانش آموزان مساله را فهیمده اند و بدانند که دنبال چه چیزی می گردند و چگونه باید این راه را ادامه دهند و چگونه مسیر درست را انتخاب نمایند.

2- معلم فکر کردن را در دانش آموزان با گفتگو و پرسش برانگیزاند و از آنها بخواهد با ارائه مثال ها مساله را دنبال کنند.

3- معلم فعالیت هایی طرح ریزی نماید که الگوهای جدید را ایجاد نماید.

4- معلم از مدل های مختلف آموزشی و ابزار کمک آموزشی برای تدریس بهره ببرد.

5- در ارزشیابی نیز از مسایل استفاده نماید که توانایی آنها را در کشف مقاصد جدید بسنجد.

6- از نتیجه گیری سریع براساس یک یا دو نمونه به عنوان شاهد خوددداری کنید.

         اکتشاف یک مطلب در کلاس درس باید روال منطقی داشته باشد و تا حدودی نمایانگر یک مکاشفه واقعی با محیطی منطقی باشد.

7- دانش آموزان را به طور مرتب در جریان پیشرفت هایشان قرار دهید.

محاسن روش اکتشافی از دیدگاه برونر:

1- یادگیری اکتشافی، توانایی ذهنی دانش آموزان را تقویت می کند.

2- یادگیری اکتشافی، انگیزه درونی دانش آموز را افزایش می دهد، زیرا در این یادگیری شاگرد به طور خودجوش فعالیت های آموختن را دنبال می کند و پاداشی هم که می گیرد، از فعالیت های خود اوست.

3- یادگیری اکتشافی، فنون اکتشاف را به شاگرد می آموزد و او را خلاق و کاوشگر بار می آورد.

4- یادگیری اکتشافی موجب دوام بهتر آموخته ها می شود. زیرا دانش آموز خود آموخته هایش را سازمان می دهد و می داند که چه موقع و چگونه آنها را به دست آورد.

5- از آنجا که در این روش از مشاهده اشکال، اشیا، و تصاویر برای تدریس استفاده می شود. درک حقایق و روابط را تا حدی برای دانش آموزان آسان می کند.

معایب روش اکتشافی:

1- قدرت استدلال و ارتباط بین مفاهیم کم می شود.

2- این روش بسیار وقت گیر است.

3- طرفداران این روش اهمیت فوق العاده ای به احساس و ادراک می دهند اما باید توجه داشت که بعضی از مفاهیم ریاضی (مانند اعداد منفی) را نمی توان از راه حواس درک نمود.

4- مکاشفه در بدو امر خوب است ولی نتیجه اساسی نه از راه مکاشفه بلکه از کوششی که دنباله این رغبت برای توضیح و تنظیم روابط صورت می گیرد، حاصل می شود. به عنوان مثال نیوتن با مشاهده سقوط سیب از درخت، وجود رابطه ای بین زمین و اجسام پیرامون آن را احساس کرد (مکاشفه) ولی مشاهدات مذکور به تنهایی ارزش چندانی نداشت و اگر به همین جا خاتمه یافته بود، هیچ نتیجه عملی از آن به دست نمی آمد.

5- اگر هر تصوری را به کمک شکل و به طور یکنواخت به دانش آموزان عرضه کنیم، بیم آن می رود که ذهن آنها، به جای رابطه مورد نظر، توجه شان به شکل یا تصویر جلب شود و به کلی از حقیقی که در نظر داریم بی اطلاع بماند.

2-3- روش مفهومی

          در این روش بیشتر تاکید بر مفاهیم ریاضی است و تکیه کمتری بر مهارت ها می شود. ما معتقدیم که تکیه بیش از حد بر یکی، ما را از دیگری دور می سازد لذا یاید به طور متعادل بین مفاهیم و استفاده از روش ها تاکید نمود. ذکر این نکته ضروری است که تا هنگامی که مفاهیم در ذهن دانش آموزان شکل نگرفته است، نباید به سراغ تکنیک ها و مهارت ها رفت. تفاوت روش مفهومی با روش الگوریتمی نیز از همین جا ناشی می شود که در روش مفهومی تکیه بر مفاهیم است و در روش الگوریتمی تکیه بر مهارت ها و تکنیک هاست.

2-4- روش فعال

           در این روش، هدف این است که دانش آموزان در فرایند آموزش و پرجنب و جوش باشند. البته، هیچ روشی به طور محض غیرفعال نیست. برای مثال، در روش سخنرانی، معلم فعال و دانش آموزان ظاهراً غیرفعالند اما در حقیقت، به طور ذهنی فعالند؛ زیرا به سخنان معلم گوش می کنند و درباره مطالب آن می اندیشند و یادداشت برمی دارند.

           برخلاف روش های منفعل که « معلم محور» است روش فعالی « دانش آموز محور» است. دانش آموز درامر یادگیری شرکت فعال دارد، با مسایل مواجه می شود، راجع به حل آنها فکر می کند و با راهنمایی معلم به حل آنها می پردازد. در اثر کارهای آموزشی خودش، به مفاهیم پی می برد. در این صورت است که دانش آموز به حل مساله ها علاقه مند می گردد. موفقیت این روش، به مهارت معلم و تسلط او به درس همبستگی دارد.

           در آموزش به روش فعال هر دانش آموز مطالب را به سرعت خود یاد می گیرد و فرصت دارد که به مطالب فکر کند. دانش آموز از طریق حل مساله، طی فرایندی به تدریج به مفاهیم پی می برد و به جای آنکه شاهد راه رفتن معلم باشد خود قدم به قدم راه رفتن را تمرین می کند و می آموزد. با پی بردن به توانایی های خود، در او حس اعتماد به نفس تقویت می شود چون در به دست آوردن نتیجه ها و کشف قواعد سهیم است و نسبت به مطالب احساس علاقه و مالکیت می کند و میل به دانش افزایی در او بارور می شود، در جریان کار فعال، دانش آموز رشد می کند و تفکر منطقی را تقویت می کند. در این روش وظایف معلم عبارتست از توجه به کار یکایک دانش آموزان و دادن راهنمایی در موارد لازم، علاقه مند کردن آنها به کار و فعالیت درسی، شناخت دانش آموزان و پی بردن به توانایی آنها و از همه مهمتر قدم به قدم پیش بردن دانش آموز برای یادگیری یک مطلب درسی جدید طی مراحل مختلف آن. وظیفه دانش آموز هم فعالیت و کارآموزی و کاوشگری در حد توانایی خود می باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 17:41  توسط   | 

 

۱)   اهداف و انتظارات آموزشی

۲)   جمع آوری اطلاعات

۳)   تحلیل، تفسیر داوری و قضاوت

۴)   تصمیم­گیری

۵)   بازخورد

آموزگار اطلاعات مربوط به فرآیند یاددهی یادگیری فراگیران را در پوشه کار دانش­آموزان گردآوری می­نماید. بهتر است، پوشه کار به صورت لایه­ای تهیه گردد و در هر لایه در طول هر ماه یک نمونه از فعالیت دانش­آموز قرار می­گیرد.

جهت ثبت مشاهدات، در صورتی که ابزار مناسب دیگری وجود نداشت، از فهرست وارسی (چک لیست)، مقیاس درجه­بندی و رویدادنگاری (واقعه­نگاری) استفاده می­شود.

استفاده از این ابزار به صورت محدود و به نحوی انجام گیرد که مانع فرایند تدریس و فعالیت یاددهی و یاگیری و تعامل چند سویه میان فراگیران و آموزگار نگردد.

(وجود نمونه­هایی از این ابزار در پوشه­ی کار آموزگار کافی است.)

پوشه کار در هر ماه یک بار به دانش­آموزان و هر سه ماه یک بار به والدین دانش­آموزان، جهت سنجش عملکرد دانش­آموز به آنها ارائه و نشان داده شود. در پایان نوبت دوم دانش­آموزانی که قبول شده­اند، باید پوشه کار خود را توسط والدین خود دریافت کنند.

دانش­آموزانی که (نیاز به تلاش) دارند در شهریور ماه چه قبول شوند یا نشوند پوشه کار خود را دریافت خواهند کرد.

نکته: در باز خورد دادن به دانش­آموزان نقاط قوت فراگیران بزرگ نمایی و تأکید شده و خطاهای آنان با احتیاط ذکر شود و رهنمود مناسب (راهکار عملی برای رفع مشکل) نیز داده شود.

در ارائه­ی بازخورد در هیچ درسی از مقیاس رتبه­ای (خ ـ خ ـ خ ـ ق ـ ن) استفاده نشود و تنها بازخورد توصیفی به کار رود.

 اصول حاکم بر ارزشیابی پیشرفت تحصیلی

به منظور نظام بخشی به فعالیت­های ارزشیابی پیشرفت تحصیلی دانش­آموزان و با توجه به رویکردها و نگرش­های نوین در تعلیم و تربیت، اصول زیر تحت عنوان «اصول حاکم بر ارزشیابی پیشرفت تحصیلی» تعیین می­شود:

۱. جدایی ناپذیی ارزشیابی از فرایند یاددهی ـ یادگیری

ارزشیابی دانش­آموزان باید به عنوان بخش جدایی ناپذیر فرآیند یاددهی ـ یادگیری و نه به عنوان نقطه پایانی آن تلقی شود.

۲. استفاده از نتایج ارزشیابی در بهبود فرایند یاددهی ـ یادگیری و اصلاح برنامه و روش­ها

هدف غایی ارزشیابی، اصلاح و بهبود فرآیند یاددهی ـ یادگیری است و نتایج ارزشیابی­ها باید در اصلاح برنامه­ها و روش­ها مورد استفاده قرار گیرد.

۳. هماهنگی میان هدف­ها، محتوا، روش­های یاددهی ـ یادگیری و فرایند ارزشیابی

در ارزشیابی باید تناسب و هماهنگی بین هدف­ها، محتوا و روش­های یاددهی ـ یادگیری مربوط به هر درس مورد توجه قرار گیرد.

۴. توجه به آمادگی دانش­آموزان

در طراحی و اجرای انواع برنامه­های ارزشیابی باید به آمادگی­های جسمی، عقلی ، عاطفی و روانی دانش­آموزان توجه شود.

۵. توجه به رشد همه جانبه دانش­آموزان

در ارزشیابی باید به جنبه­های مختلف رشد بدنی، عقلی، عاطفی، اجتماعی، اخلاقی و حرکتی دانش­آموزان توجه شود.

۶. توجه همه جانبه به دانش­ها، نگرش­ها و مهارتها

در ارزشیابی، متناسب با محتوای آموزش و پرورش باید به حیطه دانش­ها، نگرش­ها و مهارت­های دانش­آموزان توجه شود.

۷. توجه به ارزشیابی دانش­آموز از یادگیری­های خود (خود ارزشیابی)

در ارزشیابی باید شرایطی فراهم شود که دانش­آموز نیز بتواند از یادگیری­ها و عملکردهای خود و دیگر دانش­آموزان توجه شود.

۸. ارزشیابی از فعالیت­های گروهی

در نظام ارزشیابی، علاوه بر ارزشیابی فردی، باید از فعالیتهای گروهی نیز ارزشیابی به عمل آید.

۹. توجه به فرآیندهای فکری منتهی به تولید پاسخ

در ارزشیابی باید علاوه بر پاسخ نهایی،  به فرآیندی که منجر به تولید پاسخ شده است توجه کرد.

۱۰. تأکید بر نوآوری و خلاقیت

در ارزشیابی باید با تأکید بر روش حل مسأله، زمینه رشد و شکوفایی دانش­آموزان را فراهم کرد.

۱۱. تنوع روش­ها و ابزارهای اندازه­گیری و سنجش پیشرفت تحصیلی

با توجه به اهداف، ماهیت و نوع مواد ارزشیابی، از انواع مختلف روش­ها و ابزارهای ارزشیابی (مانند پرسشهای شفاهی، آزمون­های عملی، انواع پرسشهای عینی و انشایی، روش­های مشاهده رفتار ، پوشه­های مجموعه کار، ارایه مقالات و طرح­ها، گزارش­ مربوط به فعالیت­های تحقیقاتی، ارزشیابی عملکردی، ارزشیابی مستمر، انواع دست ساخته­ها، روش خودسنجی و ...)

۱۲. استفاده از انواع ارزشیابی

در فرایند یاددهی ـ یادگیری لازم است با توجه به هدف­ها، محتوا و روش­های تدریس از انواع ارزشیابی­ها (از قبیل تشخیصی، تکوینی و ...) استفاده شود.

۱۳. استقلال مدرسه و معلم در فرآیند ارزشیابی

در فرایند ارزشیابی باید استقلال مدرسه و معلم در چارچوب سیاستهای کلی آموزش و پرورش حفظ شود.

۱۴. اصل رعایت قواعد اخلاقی و انسانی در ارزشیابی

به موجب این اصل، ارزشیابی باید به گونه­ای ساماندهی و اجرا شود که موجب خدشه­دار شدن حقوق، تعاملات انسانی، اعتماد به نفس و سلامت روانی دانش­آموز یا معلم نگردد.

۱۵. اصل توجه به تفاوت­های فردی

در انجام ارزشیابی پیشرفت تحصیلی می­بایست به تفاوت­های فردی دانش­آموزان توجه می­شود.

۱۶. ضرورت هماهنگی در تحقق اصول ارزشیابی

در به کارگیری اصول فوق­الذکر باید میان سازمان­ها، مراکز ، ادارات، واحدها و سایر بخش­های مسئول ارزشیابی در مورد روش­ها، ابزارها، معیارها و برنامه­های اندازه­گیری و سنجش پیشرفت تحصیلی دانش­آموزان، تعهد و هماهنگی کامل وجود داشته باشد.

هندسه ای که در دوره ابتدایی آموزش داده می شود به هیچ وجه هندسه ی مجرد و استدلالی نیست ، بلکه هندسه ای است شهودی – تجربی که در آن مفاهیم هندسی نظیر ، خط ، نقطه ، ... به کمک مشهودات ارائه می شوند و خواص هندسی ، یعنی قضایا ، به کمک تجربه بدست می آیند . لذا ، در دوره ی ابتدایی ، بخصوص در سالهای پایین ، از ارائه هر گونه تعریف و استدلال صرفا" ریاضی خودداری می شود و تنها نتایجی که دانش آموزان خود بدست آورده اند به صورت یک عبارت خلاصه می شود . روند ارائه مفاهیم و بدست آوردن خواص هندسی در دوره ابتدایی به قرار ذیل است :

            در ریاضی اول ، خط ( به طور کلی ، خمیده ، راست ، شکسته ، باز و بسته ) و سپس اشکال هندسی نظیر دایره ، مثلث و مربع معرفی می شوند . در ریاضی دوم ، نقطه ( ورابطه آن با خط ) و بعد مستطیل و لوزی معرفی می شوند و دانش آموزان با کار کردن با خط کش و دیگر وسایل لازم به روش کاوشگری ، به بعضی از خواص اشکالی که نام آن ها را می داند پی می برد و کم کم اختلاف آن ها را در می یابد . در ریاضی سوم ، به طور کلی با چند ضلعی ها آشنا می شود ، گوشه به صورت شهودی به او آموزش داده می شود ، از وضع دو خط نسبت به هم برای او صحبت می شود ، اندازه گیری پاره خط و بعد محیط اشکال و سپس تعیین مساحت اشکال به او آموزش داده می شود . در ریاضی چهارم ، زاویه معرفی می شود و ضمن جمع آوری و دسته بندی خواص اشکال دستوراتی برای محیط و مساحت اکثر اشکال بدست می آید . این روند در ریاضی پنجم نیز ادامه پیدا می کند . البته در ریاضی چهارم و پنجم سعی شده است که اطلاعات دانش آموزان در مورد هر شکل دسته بندی شود تا در موقع لزوم خواص هر شکل را حاضر الذهن داشته باشند . آموزگار باید به هنگام مشاهده ی ضعف در دانش آموزان خود ، ابتدا مطلب هندسی که دانش آموزان در آن ضعیف هستند تشخیص دهند و بعد آن مطلب را به روشی که در کتاب های قبلی آموزش داده شد ، به آن ها آموزش دهند . از وظایف خطیر آموزگاران آن است که بد آموزی های احتمالی و کمبود های موجود در دانسته های دانش آموزان را رفع کنند و این مستلزم آن است که خود از روند تکاملی یک مفهوم در کتابهای ریاضی ابتدایی اطلاع کاملی داشته باشند تا بتوانند محصلین خود را با روشی هماهنگ با گذشته و آینده آموزش دهند.

            از هنگامی که تدریس ریاضی مطرح بوده است، روش تدریس آن نیز مورد بحث و مطالعه بوده است. با مطالعه تاریخ آموزش و پرورش، ملاحظه می کنیم که همواره دو نوع آموزش درمقابل هم قرار داشته اند:

          دسته اول، روشهای تدریس سنتی، که در گذشته های دور به کار می رفته اند .

          دسته دوم، روشهای مبتنی بر یافته های روانشناسی است که به طور عمده از قرن بیستم به بعد تکوین یافته اند و به روشهای جدید شهرت دارند.

          از میان روشهای سنتی می توان از روش سقراطی و روش مکتبخانه ای در ایران و دیگر کشورهای اسلامی نام برد.

         از روش های جدید در تدریس ریاضی می توان به روش توضیحی، روش سخنرانی، روش اکتشافی، روش حل مساله، روش بحث در کلاس، روش پرسش و پاسخ، روش فعال، روش قیاسی و استقرایی آموزش مهارتهای فراشناختی نام برد.

         در این فصل انواع روشهای تدریس ریاضی که به پنج دسته، روش کلامی، روش مکاشفه ای، روش مفهومی، روش فعال و روش الگوریتمی مورد بررسی و نقد قرار می گیرند. در پایان این فصل از خوانندگان انتظار می رود که بتواند با تکیه بر انواع روشهای تدریس ذکر شده، در یک یا چند موضوع درسی، تدریسی را طراحی نمایند و در صورت امکان آن را اجرا نمایند تا به نقاط قوت و ضعف خود آشنا شوند و نقاط قوت خود را در تدریس های بعدی، پر رنگ تر نموده و برضعف های خود چیره شوند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 17:40  توسط   | 

درس ریاضی عموماً برای بچه‌ها مشکل و حتی همراه با ترس و وحشت است. این در حالی است که ریاضی یکی از چند درسی است که در باز کردن ذهن دانش‌آموز و آموزش چگونه اندیشیدن نقش درجه اول دارد. بسیاری از معلمان فرهیخته که هم به آموزش ریاضی علاقمندند و هم اشتیاق آموختن آن را به بچه‌ها دارند، همواره دنبال راه و روش‌هایی هستند که این درس را شیرین و فهمیدنی کنند و در واقع بچه‌ها را با ریاضیات آشتی دهند.

بیش از ۵۰ درصد دانش‌آموزان مقاطع مختلف معمولاً‌ در درس ریاضی مشکلات اساسی دارند. بسیاری از دانش‌آموزان حتی در ساده‌ترین مطالب ریاضی مربوط به سال‌های قبل اشکال دارند. در ابتدای سال تحصیلی معمولاً مشکلات یادگیری ریاضی به دلیل فراموشی مطالب پایه بسیار زیاد است و دانش‌آموزان کشش لازم برای یادگیری ریاضی را ندارند و وقتی که مطالبی را تدریس می‌کنیم نمی‌فهمند و با دهان باز و چشمانی گرد شده به معلم و تخته سیاه می‌نگرند! وقتی که از چند نفرشان درس می‌پرسیم به ندرت کسی جواب درستی می‌دهد و دائم هراسناک بوده و چشمانشان را به زمین می‌دوزند! اگر یک امتحان پایه از آنها بگیریم میانگین نمرات امتحانی پایین خواهد بود. علل بسیاری در پایین بودن نمرات امتحانی نقش دارند. از جمله آنها:

۱) پایه ضعیف در درس ریاضی از سال‌های قبل.

۲) قبولی با استفاده از تک‌ماده در خرداد سال قبل.

۳) قبولی با استفاده از تقلب و گفته شدن سؤالات قبل از امتحانات.

۴) کم‌هوشی و دیرآموزی بعضی از دانش‌آموزان.

۵) نداشتن اعتماد به نفس در درس ریاضی.

۶) مشکلات جسمی بعضی از دانش‌آموزان،‌ سوءتغذیه، ضعف چشم.

اقدام‌هایی که برای چنین دانش‌آموزانی می‌توان انجام داد به قرار زیر است:

ابتدا باید در چند جلسه اعتماد به نفس دانش‌آموزان را تقویت کرد. برگزاری امتحانات به صورت کتاب باز (open book) می‌تواند انجام شود تا دانش‌آموزان اعتماد به نفس پیدا کنند. باید آنها را تشویق کرد که خودشان مطالب را یاد بگیرند و تمرین‌ها را حل کنند و زود ناامید نشوند. اگر دانش‌آموزی تمرینی را حتی ناقص حل کند، باید او را تشویق کرد و نمرات بیش از حقش به او داد. هر بار که با کوچکترین مطلبی یک نمره خوب برای دانش‌آموز گذاشته شود، کم‌کم این دانش‌آموز از درس ریاضی و معلم ریاضی خوشش می‌آید. باید سعی کرد ضعف‌های دانش‌آموز را به رویش نیاورد.

با هم مطالعه کردن یکی از روش‌های شناخته شده و موثر یادگیری در میان دانش‌آموزان است. پژوهش‌هایی که درباره اثربخشی از روش مطالعه مشارکتی انجام گرفته است نشان داده‌اند، دانش‌آموزان و دانشجویانی که به این طریق مطالعه می‌کنند، از کسانی که مطالب را برای خودشان خلاصه می‌کنند یا صرفاً به مطالعه مطالب می‌پردازند، بیشتر می‌آموزند و آموخته‌ها را برای مدت طولانی‌تری در یاد نگه می‌دارند.

به همین جهت گروه‌بندی دانش‌آموزان در کلاس که متشکل از دانش‌آموزان ضعیف و قوی و متوسط باشد، در رفع اشکالات درسی آنان بسیار موثر است. نوشتن چرکنویس هم در بسیاری از دانش‌آموزان کمک‌کننده است. تمرین و تکرار در زمان‌های متفاوت هم در به خاطرسپاری و یادگیری مطالب ریاضی نقشی اساسی دارند که معمولاً دانش‌آموزان ضعیف از آن غافل هستند.

البته می‌توان از راه‌های مختلف دیگر به یادگیری ریاضی در سطح مدارس کمک کرد که عبارتند از:

الف) ایجاد امکانات لازم برای افزایش سطح فرهنگی خانواده که بتواند بسیاری از مشکلات درسی فرزند خود را برطرف کند.

ب) آموزش روش‌های جدید تدریس به معلمان و حذف روش‌های سنتی.

ج) تهیه وسایل کمک آموزشی در زمینه تدریس.

و) طرح درس معلم.

اگر معلم برای خود طرح درس داشته باشد یعنی یقیناً بداند که در هر جلسه چه مطالبی می‌خواهد درس بدهد و این موضوع چه مشکلاتی دارد و در ضمن سعی کند که با استفاده از تجربیات گذشته در حداقل زمان و کمترین کلام، حق درس را ادا نماید. نخستین گام این است که دبیر تعداد صفحات کتاب را به تعداد جلسات مفید نوبت یا سال تقسیم کند و ببیند در یک جلسه دقیقاً چند صفحه باید تدریس کند و اگر لازم شد ابزار و وسایل کمک‌آموزشی از قبل تهیه شده را به کلاس برده و مورد استفاده قرار گیرد.

قسمتی از همکاری و همیاری بچه‌ها در خارج از کلاس یا در منزل صورت پذیرد. مثلاً بچه‌ها در منزل اشکالی را روی مقوا بکشند یا اجسامی بسازند یا اشکالی ببرند یا جدول‌هایی را تنظیم کنند منتهی با پرسش و سؤال در کلاس دانش‌آموز را فعال کرد. باید توجه داشت تا زمانی که معلم رو به تابلو و پشت به بچه‌ها تندتند فرمول نوشته، تخته را سیاه کرده و پاک کند و در آخر درس رو به کلاس برگر دانده و بگوید: بچه‌ها درس برای روز بعد از فلان صفحه تمرین حل کنید. همواره بچه‌ها در ریاضی ضعیف خواهند ماند. تا زمانی که معلمان ریاضی مخصوصاً‌ در مقاطع ابتدایی هنوز از روش‌های قدیمی حفظی برای تدریس ریاضی استفاده می‌کنند، بیشتر دانش‌آموزان ابتدایی از ریاضی گریزان خواهند شد.

● ارائه نکردن مفاهیم از ساده به پیچیده

بیشتر شکوه‌هایی که دانش‌آموزان از نحوه تدریس ما معلمان دارند،‌به این دلیل است که هنگام تدریس، هنوز یک مفهوم برای آنان جا نیفتاده است، به مثال‌های مشکل روی می‌آوریم و به حل آنها می‌پردازیم و دانش‌آموز را درگیر محاسبات پیچیده و طولانی می‌کنیم. در صورتی که باید برای جا انداختن مفاهیم مشکل، از سئوالات ساده‌تر شروع کنیم.

● ضعف در برقراری ارتباط

برای نفوذ در مخاطب، باید سازوکار یادگیری او را شناخت و با او ارتباط برقرار کرد. بعضی انسان‌ها از طریق تصویر و بعضی از طریق شنیدن بهتر یاد می‌گیرند. اغلب، نشان دادن یک شکل همراه با یک مثال شهودی می‌تواند، به تفهیم بهتر و بیشتر مطالب کمک کند. اگر ارتباط درستی با دانش‌آموز برقرار نشود، زمان زیادی از تدریس صرف آموزش یک مفهوم خواهد شد. برخی از نمودهای ارتباط صحیح نداشتن با دانش‌آموز را در زیر می‌آوریم:

▪ سخن گفتن با تخته و دیوارها و کف اتاق و سقف، به جای نگاه کردن به دانش‌آموزان هنگام سخن گفتن.

▪ استفاده کردن از برخی جمله‌ها،‌نظیر: این مطلب ساده است، بدیهی است و واضح است.

▪ نشان ندادن هیجان.

▪ دائم به ساعت نگاه کردن.

▪ به خاطر نسپردن نام دانش‌آموزان.

▪ تشویق نکردن دانش‌آموزان.

▪ داشتن رفتار اهانت‌آمیز و تحقیرکننده.

● سپردن کارها به نحو غیرمؤثر

الف) اغلب ما معلمان ترجیح می‌دهیم تمام قسمت‌های آموزش را خودمان انجام دهیم، حتی بعضی از معلمان ترجیح می‌دهند، تمامی تمرین‌ها را خودشان حل کنند. چرا که معتقدند، دانش‌آموزان تسلط کافی ندارند و اگر آنان تمرین‌ها را حل کنند، بخشی از وقت کلاس گرفته می‌شود. در صورتی که به جای این‌گونه صرفه‌جویی‌ها در زمان، باید راهکارهای دیگری یافت.

دراین رابطه می‌توان به برخی از موارد راهگشا اشاره کرد: معرفی یک کتاب تمرین در کنار درس می‌تواند، زمان زیادی برای آموزش بهتر ذخیره کند. این که بدانیم کدام تمرین‌ها را در کلاس حل کنیم خود مسأله‌ای مهم است که از راه تجربه به آن می‌رسیم. ولی پرداختن به برخی سؤالات و آنها را بهتر و کامل توضیح دادن و راهنمایی کردن و دادن جواب نهایی به تمرین‌ها، می‌تواند در زمان تدریس صرفه‌جویی کند. در مورد حل تمرین‌ها باید توجه داشت که مدت تمرین کوتاه باشد، و در صورت لزوم با فاصله تکرار شود. کار تمرین به صورت عادی ممکن است کسالت‌آور شود و اگر طولانی نیز باشد، علاقه به مطلب را از بین می برد. تأکید بر درستی جواب مسأله باشد، نه بر سرعت به دست آوردن آن.

● بی‌توجهی به سؤالات دانش‌آموزان

یک سؤال حساب شده و مناسب می‌تواند، زمینه‌ساز یادگیری یک مفهوم باشد، می‌تواند انگیزه دانش‌آموزان را نسبت به آنچه به او آموزش داده می‌شود بالا ببرد و همچنین، ذهن کنجکاو را با مسأله درگیر کند. از فرمایشات معصومین ماست که «حسن السؤال نصف‌العلم» نیمی از علم و یادگیری در خوب سؤال کردن است. ولی بعضی از اوقات در ارتباط با موضوع سؤال کردن برخوردهایی در کلاس می‌شود که ظاهراً برای صرفه‌جویی در زمان تدریس است ولی در باطن سرعت آموزش و یاددهی را کاهش می‌دهد.

● محبت به دانش‌آموزان

معلمان باید علاقه و محبت خود را هم به صورت کلامی و هم از طریق ابزارهای غیرکلامی چون: توجه تمام و کمال به دانش‌آموزان، حفظ و تداوم ارتباط چشمی با آنان، لبخند زدن و ایماء و اشاره نشان دهند.

ما اغلب فراموش می‌کنیم که بیشتر دانش‌آموزان برای معلمانی که محبت می‌کنند و معلمانی که آنها را مورد احترام قرار می‌دهندهر کاری را انجام می دهند، حاضرند هر کاری بکنند تا تأیید چنین معلمانی را به‌دست آورند. آشکار است که معلمان باید در ابراز علاقه و محبت خویش نسبت به دانش‌آموزان صادق باشند و هرگونه، احترام آنان، نزد دانش‌آموزانی که ریاکاری و دو رنگی می‌بینید، رو به افول می‌گذارد.

● نتیجه‌گیری

باید آموزش و پرورش در دوران ابتدایی و راهنمایی بر عملکرد معلمان ریاضی بیشتر نظارت داشته باشد و صرفاً به درصد قبولی اکتفا نکند باید برای معلمان ریاضی هر سال کلاس‌های مؤثر ضمن خدمت برگزار شود و نهایتاً معلمان باید تصمیم بگیرند که در مورد تدریس و نحوه یادگیری دانش‌آموزان در درس ریاضی تغییراتی ایجاد کنند و از روش‌هایی استفاده کنند که دانش‌آموزان در کلاس فعال باشند و در آنها ایجاد انگیزه شود. نباید دانش‌آموزان به حفظ طوطی‌وار فرمول‌ها و مطالب وادار شوند. معلمان بدون آگاهی از روان‌شناسی، جامعه‌شناسی روش‌های آموزشی، اصول یادگیری، نحوه ارزشیابی و طرح درس و استفاده از وسایل کمک آموزشی، نمی‌توانند وظیفه خطیر خود را در عصر کنونی به نحو شایسته انجام دهند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 17:38  توسط   |