مطلوب ترین روش تدریس ، روش فعال می باشد که بر پایه اصول یادگیری پایه گذاری شده است . در این روش وضعیت کلاسی را که مورد نظر است می توان در سه اصل یادگیری ذیل که بهتر است آنها را سه اصل آموزش نیز بنامیم خلاصه نمود:

۱.   یادگیری فعال : بهترین راه یادگیری هر چیز کشف آن چیز به وسیله متعلم (یادگیرنده) است . این اصلی است که مبنای روش سقراطی بوده و به اندازه خود یادگیری قدمت دارد.

۲.   بهترین تحریک (انگیزه ) : برای آنکه یادگیرنده مؤثر و فعال باشد متعلم باید در موادی که به وی یاد داده می شود علاقمند باشد ئ در فعالیت یادگیری خشنودی بیابد ، و این در صورتی تحقق می یابد که برای یادگیری انگیزه داشته باشد. یک دانش آموز تحریک شده و با انگیزه خیلی سهل تر از کسی که تحریک نشده است مطالب را فرا می گیرد . تحریکات ممکن است شامل ، آرزوی یادگیری ، احتیاج به نقش داشتن ، آرزوی داشتن یک مدرک بخصوص و یا پرهیز از تنبیه باشند.

البته یادگیری تحت تحریکات ذاتی بر یادگیری تحت تحریکات خارجی رجحان دارد.

۳.   فازها یا مراحل متوالی آموزش : یادگیری با عمل و خیال و گمان شروع می شود . سپس از آنجا به کلمات و مفاهیم می انجامد ، وباید به صورت عادات ذهنی مورد نظر خاتمه یابد.

         به عبارت دیگر برای آنکه یادگیری مؤثر و فعال باشد ، لازم است که یک فاز کاوشگری مقدم بر فاز تشکیل عبارات و مفاهیم وجود داشته باشد ، سرانجام باید مواد یاد داده شده به وضعیت سازی متعلم و رفتار وی سهمی ببخشند و با این وضعیت یکی شوند.

تدریس به روش فعال

                با توجه به اصول فوق الذکر ، در عمل معلمین با استفاده از وسایل کمک آموزشی به طریقه های مجسم ، نیمه مجسم و مجرد و به یاری فنون و هنرهای معمول مانند استفاده از داستانهای مناسب و نقاشیهای متناسب ، مقدماتی فراهم می کنند تا متعلم در طی آن به کشف مفاهیم و روابط مورد نظر نایل شود ( مرحله کاوشگری) . سپس با استفاده از سؤال و جواب و بحث بین معلّم و بچه ها و یا خود بچه ها تشکیل عبارات مورد نظر انجام می گیرد . در مرحله آخر با تمرین های مکرر و ممارست های عملی در مورد مفاهیم و تکنیک های یادگرفته شده سعی می شود این مفاهیم و مطالب با رفتار متعلم وحدت پیدا کند.

                در اینجا ذکر این نکته ضروری است که در مراحل کاوشگری و تشکیل عبارات و مفاهیم ، تعاون و همکاری گروهی بچه ها با یکدیگر نقش بسزایی دارد. چنانچه امکانات کلاس اجازه دهد باید معلمین سعی کنند که در ضمن آموزش حس تعاون و همکاری گروهی را در بچه ها تقویت کنند و از آن به عنوان عاملی در جهت آموزش و یادگیری صحیح استفاده نمایند.

مراحل یادگیری ( آموزش ) فعال را به طور خلاصه می توان در چارت ذیل درج نمود:

 

کاوشگری    --- تشکیل عبارات و مفاهیم ----- تمرین و وحدت مفاهیم با شخصیت متعلم       

اهداف کلی آموزش ریاضیات

             معلّمان و مربیان تعلیم و تربیت بایدبه اهداف آموزشی هر موضوع درسی آگاهی  کامل داشته باشند تا بهتر بتوانند موقعیّت های کلاسی را درک کرده و روش تدریس هر مبحث درسی را با توجه به این اهداف تعیین نمایند . متخصصین آموزش ریاضی نیز برای فراگیری این رشته از علوم اهدافی قائلند که به طور خلاصه می توان آن ها را به سه هدف عمده محدود نمود :

۱.        اولین هدف آموزش ریاضیات آن است که بچه ها را وادار کند که برای خودشان فکر کنند .

۲.        دومین هدف آموزش ریاضیات آن است که به بچه ها مقام و منزلت ریاضی رابه عنوان یک موضوع خلاقه ای بشناساند.. همچنین بچه ها باید نظام و الگوی آن را درک کرده و از وجود آن در زندگی روزمره و محیط اطراف آگاهی یابند.

۳.           سومین هدف فراهم کردن امکاناتی است که بچه ها مهارت های لازم را در انجام محاسبات کسب نمایند ، مهارت هایی که با اعداد و روابط کمی مربوط می شوند .

          فرصت های کلاسی  که به طور طبیعی منجر به یادکیری ریاضی می شود بسیار ناکافی است ، بنابراین ما، به عنوان معلّمین ریاضی ، نیازمند آن خواهیم بود که انواع درستی از تجربیات را فراهم نماییم تا بتوانیم آن ها را به عنوان مبنایی  برای آموزش منظم تری بکار بریم .از این رو معلّمین باید در هر مبحث درسی به مفاهیم ریاضی آن تسلط کافی داشته باشند و دقیقا" بدانند که چه مفاهیمی را لازم است بچه ها بیاموزند تا بهتر بتوانند تجربیات لازم و وسایل کمک آموزشی مربوطه را به کار گیرند .

نقدی بر روش های تدریس متداول(ریاضی) در دوره ی ابتدایی

به طور کلی می توان روش های تدریس ریاضیات دبستانی را به دو دسته تقسیم نمود:

الف ) روش های زبانی : در این روش ها به گفتار معلمین و کتب درسی اهمیت زیاد داده می شود ، معلّمی که با این روشها کار می کند تقریبا" همیشه متکلم وحده می باشد . بهترین بچه ها از نظر چنین معلمی کسانی هستند که خوب گوش بدهند ، گفته های معلّم و نوشته های کتاب را خوب حفظ بکنند و در موقع لزوم عینا" تکرار نمایند .

          عیب اصلی این روش در این است که به غریزه ذاتی بچه ها توجه لازم نمی شود چرا که در سنین دبستانی ، بخصوص در سنینی که بچه ها کلاس های پایین دبستان را طی می کنند ، چیزهایی را واقعا" باور می کنند که ببینند . بنابراین چیزی را واقعا" یاد می گیرند که توام با رؤیت و مشاهده باشد و برای آن ها ملموس باشد.

         این روش ها مربوط به زمانهای پیشین اند . زمانهایی که علوم تجربی به اندازه کافی توسعه و تکامل نیافته بودند . در این زمانها علوم به صورت معلوماتی حفظ کردنی از معلّمین به شاگردان انتقال میافت و کسی که چیزهای زیادی را از بر داشت آدمی باسواد شناخته می شد .ولی امروزه که دامنه ی معلومات بشری در یکی از شاخه های بسیار فرعی بسیار گسترش یافته و به خاطر سپردن کلیه قواعد و دانسته های علمی کاری ناممکن و غیر ضروری تلقی می شود اینگونه روش ها اعتبار خود را از دست داده اند . امروز افرادی باسواد و با معلومات علمی شناخته می شوند که بتوانند خوب فکر کنند و در برخورد با موقعیت های علمی توانایی های لازم در تجزیه و تحلیل پدیده های علمی را داشته باشند ، به روش های علمی آشنا باشند و بتوانند از ابزار و وسایل تحقیقاتی مربوط استفاده نمایند.

روش های زبانی را می توان به دو دسته تقسیم کرد :

 روش قاعده گویی و روش استدلالی .

۱.      روش قاعده گویی : در این روش معلّم بیشتر به ذکر نتایج مهم درس که به نظر وی همان قاعده ها و دستورات هستند اکتفا می کند و سعی دارد که هر چه سریعتر پس از توضیحاتی کوتاه این قواعد را به بچّه ها انتقال دهدو به قول خودش مطلب را سریعتر به بچه ها یاد بدهد. به عبارت ساده تر این قبیل معلمان مطالب درسی را به صورت قواعد به بچه ها دیکته می کنند و بعد برای هر یک مثالی می آورند.

        بسیاری از مطالب حساب از جمله روش تقسیم اعداد چند رقمی بر اعداد چند رقمی در کتب قدیم بدین روش یاد داده می شد.

۲.     روش استدلالی : روش استدلالی گو اینکه در شمار روشهای زبانی است ولی با روش قاعده گویی تفاوت زیاد دارد. در روش قاعده گویی ، صرفنظر از عباراتی که جنبه دستوری دارند ، دلیل و برهانی برای گفته های خود ذکر نمی کنیم . ولی در روش استدلالی معلّم سعی دارد که در ضمن توضیح مطالب برای اثبات گفته های خود دلیل و برهان بیاورد.در روش استدلالی تنها به دادن «قاعده» اکتفا نمی کنیم بلکه صحت روابط را نیز در هر مرحله با استفاده از مفاهیم و روابطی که قبلا" بچه ها خوانده وفهمیده اند ثابت می کنیم .

عیب این روش در دوره ابتدایی این است که مناسب فهم و درک بچه ها در سنین دبستانی نیست، زیرا منطق بچه ها با منطق بزرگسالان متفاوت است .

          تنها مزیت روش های زبانی این است که با این روش ها دانش آموزان به ظاهر زودتر در درس  پیش  می روند. این باور درست نیست زیرا در دراز مدت اثرات نادرستی در پرورش فکر و استعداد بچه ها بجا می گذارد و بچه ها در سنین بالاتر ( دبیرستان و دانشگاه ) اگر مطالب را دیر می فهمند علت عمده اش این است که قبلا" در آموزش مطالب اساسی به آنها عجله کرده ایم .به عبارت دیگر، در مراحل بعدی آموزش ، بچه ها ناچارند از معلوماتی استفاده کنند که آنها را خوب نفهمیده اند.بنابراین همواره در حال تردید گام برمی دارند و ترسان و لرزان پیش می روند.در این صورت یکی از هدفهای آموزش ریاضی که همانا ایجاد اعتماد به نفس و استقلال فکر در بچه هاست نادیده گرفته می شود.

یک روش ساده برای آموزش متر و سانتی متر

در این تدریس هدف های زیر را در نظر داریم :

۱.      آموزش مفهوم اندازه گیری

۲.     آموزش روش اندازه گیری طول

۳.     درک لزوم وجود واحد استاندارد در اندازه گیری طول

۴.     ایجاد رابطه بین واحدهای استاندارد اندازه گیری طول

وسایل لازم برای تدریس :

۱.      نوار های کاغذی در اندازه های گوناگون

۲.     پارچه در رنگ های متنوع

۳.     مقوای بزرگ

۴.     متر

۵.     قیچی

۶.     چسب .

             در کتاب ریاضی سال دوم ابتدایی ، مفهوم متر و سانتی متر بیان شده است . برای آموزش این صفحات از کتاب ، دانش آموزان کلاس را گروه بندی می کنیم .

              ابتدا باید مفهوم طول و روش اندازه گیری آن به دانش آموزان آموزش داده شود . به این منظور از دانش آموزان می خواهیم ، قسمتی از میز و یا کلاس را با وجب یا پا اندازه بگیرند . سپس از گروه ها می خواهیم ، با نوارهای کاغذی در اندازه های گوناگون ، طول میز را اندازه بگیرند و اندازه های به دست آمده در گروه ها را با هم مقایسه کنند . با توجه به متفاوت بودن اندازه های به دست آمده ، دانش آموزان به لزوم وجودواحد اندازه گیری استاندارد پی می برند ، در این مرحله ، واحد اندازه گیری استاندارد که همان متر است را به دانش آموزان نشان می دهیم و از آن ها می خواهیم ، طول هایی با اندازه های یک متر ، دو متر و ... را اندازه بگیرند . همچنین اندازه گیری طول میزی را که اندازه ی آن کمتر از یک متر است ، از آن ها می خواهیم . به این ترتیب ، ضرورت وجود واحد سانتی متر و روش استفاده از آن را به دانش آموزان نشان می دهیم .

                       برای آموزش روش تبدیل واحدهای متر و سانتی متر ، از متر های کاغذی آماده ای که در اختیار گروه ها قرار می دهیم ، استفاده می کنیم . روی نواری کاغذی به طول یک متر ، سانتی  متر ها را مشخص می کنیم . از گروه ها می خواهیم نوار کاغذی یک متری گروه خود را از روی خط های مشخص شده به عنوان سانتی متر با قیچی برش دهندو تعداد برش های به دست آمده را شمارش کنند. مسلما" تمام گروه ها ۱۰۰واحد یک سانتی متری خواهند داشت . پس از آن ها می خواهیم رابطه ی بین یک متر و سانتی متر را بیان کنند. در این مرحله شاید بتوانند بگویند که « یک متر ، صد سانتی متر است .» اگر از دو گروه بپرسیم : « دو گروه روی هم چند متر داشته اند ؟ » خواهند گفت : « دو متر » و اگر بپرسیم : «دو گروه روی هم چند سانتی متر دارند ؟ » خواهند گفت : « دویست سانتی متر» و ...

              در مرحله ی بعد از هر گروه می خواهیم ، قطعات یک سانتی متری خود را به ترتیب شماره ی آن ها ، پشت سر هم مرتب کنند و بگویند ۱۰۰سانتی متر به یک متر تبدیل شد و دویست سانتی متر به دو متر و ...

            در پایان ، با نشان دادن یک نوار کاغذی یک متری و یک نوار کاغذی یک سانتی متری ، از دانش آموزان می پرسیم : « کدام واحد بزرگ تر و کدام واحد کوچک تر است ؟ » تا به این وسیله متوجه شوند ، زمان تبدیل واحد ها ، با تبدیل واحد بزرگ به کوچک ، تعداد زیاد و با تبدیل واحد کوچک به بزرگ تعداد کم می شود.

منبع : رشد آمـــوزش ابتدایی : دوره دوازدهم ، شماره ی ۱، مهرماه ۱۳۸۷،صفحه ۴۰